نشتر
[نِ تَ] (اِ) نیشتر، کردی: نشتر( 1)، گیلکی: نیشتر( 2)، معرب آن: نشتر، آلتی فلزی سرتیز که برای فروکردن در گوشت به کار برند تا خون و ریم بیرون آید (حاشیهء برهان قاطع چ معین) مخفف نیشتر است به معنی آلت فصد کردن (غیاث اللغات) (از آنندراج) (از برهان قاطع) نیشتر نیش ابزاری که بدان فصد می کنند (ناظم الاطباء) مفصد تیغ تیغ فصاد مبضع رایشه مبطه (یادداشت مؤلف) : گفت فردا نشتر آرم پیش تو خود بیاهنجم ستیم از ریش تورودکی مهرهء ناچخ بکوبد مهره های گردنان نشتر ناوک بکاود عرقهای سهمگین منوچهری نباتهاش تو گفتی که کژدمانندی گره گره شده و خارها بر او نشترعنصری ای گشته نوک کلک سخنگویت در دیدهء مخالف دین نشترناصرخسرو یکی برگ او بیرم و شاخ بسد یکی برگ او کژدم و شاخ نشتر ناصرخسرو بر سر رگهای بازوی رباب نشتر راحت رسان آخر کجاستخاقانی قطره ای خون نماند در رگ دل نشتر غمزهء قزل چه خوریخاقانی ماهی و جوزا زیورت وز رشک زیور در برت از غمزهء چون نشترت مه خون جوزا ریختهخاقانی ریحان هر سفالی بی کژدمی نبینم جلاب هر طبیبی بی نشتری ندارمخاقانی چون شب آمد همه را دیده بیارامد و من گفتی( 3) اندر بن مویم سر نشتر می شد سعدی چو بر خود نداری روا نشتری مکش تیغ بر گردن دیگریامیرخسرو به عرق مرده مزن از برای خون نشتر قاآنی -امثال: نشترش بزنی خونش درنمی آید || نیش : چون خانهء زنبور شد این خسته دل من و آن غمزهء غماز تو چون نشتر زنبور لامعی اسد از سهم ناخنان ریزد عقرب از بیم نشتر اندازدخاقانی || سُک (یادداشت مؤلف) سیخونک : پرخاش مکن سخن بیاموز از من چه رمی چو خر ز نشترناصرخسرو || دندان ناب نیشتر نیش (یادداشت مؤلف) رجوع به ناب به معنی دندان ن ل: گویی - (nishter (2) - nishtar (3 - ( پیشین شود ( 1.
درگاه پرداخت سداد برای ووکامرس
درگاه بانکی سداد برای ووکامرس، انتخابی مطمئن برای پرداخت آنلاین با امنیت بالا و سرعت عالی در خرید اینترنتی.
مشاهده جزئیات محصول
