نزب

[نَ زَ] (ع اِ) لقب (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد) پازنامه (منتهی الارب) پاچنامه (ناظم الاطباء) ج، انزاب.


نزج

[نَ] (ع مص) پای کوفتن رقصیدن (از منتهی الارب) (آنندراج) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).


نزح

[نَ] (ع مص) دور گردیدن (منتهی الارب) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (از المنجد) نزوح (منتهی الارب ||) آب از چاه کشیدن (زوزنی) (تاج المصادر بیهقی) کشیدن برکشیدن (یادداشت مؤلف) کشیدن همهء آب چاه را یا اندکی باقی گذاشتن از آن (از منتهی الارب) (از ناظم الاطباء) کشیدن آب...


نزح

.


نزح

[نَ زَ] (ع ص) آب تیره (منتهی الارب) آب کدر و تیره (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از المنجد ||) چاه که بیشتر آب او کشیده باشند (منتهی الارب) (از ناظم الاطباء) (از آنندراج) (از المنجد) یا آب آن تمام شده باشد (از المنجد ||) دار نزح؛ خانهء دور (ناظم الاطباء)...


نزد

( [نَ دِ] (حرف اضافه، ق) اوستا: نزده( 1)(نزدیک)، هندی باستان: ندیس( 2)، ندیشته( 3)، کردی و افغانی: نیزدِ( 4)، سریکلی: نیزد( 5 به معنی: قریبِ پهلویِ جنبِ (حاشیهء برهان قاطع چ معین) مخفف نزدیک است (برهان قاطع) (غیاث اللغات) نزدیکِ در نزدیکیِ پهلویِ کنارِ (ناظم الاطباء) بَرِ به خدمتِ...


نزده

[نَ دِ] (حرف اضافه، ق) به لغت زند به معنی نزد است (از ناظم الاطباء) رجوع به نزد شود.


نزده

[نَ زَ دَ / دِ] (ن مف مرکب) زده ناشده غیرمضروب مقابل زده رجوع به زده شود || ننواخته بی آنکه بنوازند بدون نواختن ساز و ضرب و دیگر آلات موسیقی -امثال: نزده می رقصد ؛ کنایه از کسی که بی اشارت و امر کسی به نفع او سخنی گوید...


نزدیک

[نَ] (حرف اضافه، ق) پهلوی: نزدیک( 1) (نزدیک)، از: نزد + یک (علامت نسبت)، نیز پهلوی: نزدیست( 2)، کردی: نزوک( 3)(نزدیک، قریب)، نزیک( 4)، نزیک( 5)، نزوک( 6)، نیز کردی: نک( 7) (نزدیک، پهلوی)، مخفف نزدک، بلوچی: نزیک( 8)، نزیخ( 9)، نزی( 10 )، گیلکی: نزدیک( 11 )، فریزندی و...


نزدیک آمدن

[نَ مَ دَ] (مص مرکب)پیش آمدن (ناظم الاطباء ||) نزدیک شدن اقتراب : بهار خرم نزدیک آمد از دوری به شادکامی نزدیک شد نه مندوری جلاب بخاری - به نزدیک آمدن؛ نزدیک شدن : بدانست کآمد به نزدیک مرگ همی زرد خواهد شدن سبز برگفردوسی - نزدیک چیزی آمدن؛ به...


نزدیک آوردن

[نَ وَ دَ] (مص مرکب)پیش آوردن فراهم آوردن پیش کشیدن (ناظم الاطباء) رجوع به نزدیک شود.


نزدیکان

[نَ] (حرف اضافه، ق) نزدیکیِ به نزدیکیِ در نزدیکیِ قریب به در حوالیِ :برفت نزدیکان سپاه عمار خارجی فرودآمد (تاریخ سیستان) امیر بیرون رفت سوی بُست به حرب عزیز اندر ماه رمضان چون نزدیکان بُست رسید (تاریخ سیستان) - به نزدیکانِ؛ به حوالیِ به قربِ : چون به نزدیکان نشابور...


نزدیک بین

Myope - ( [نَ] (نف مرکب)( 1) آنکه چشمش از دور نتواند دید ( 1.


نزدیک بینی

Myopie - ( [نَ] (حامص مرکب)( 1)نزدیک بین بودن صفت نزدیک بین رجوع به نزدیک بین شود (فرانسوی) ( 1.


نزدیک تک

[نَ تَ] (ص مرکب) چاه یا رود کم عمق (ناظم الاطباء) مقابل دورتک به معنی عمیق: نزیع؛ چاه نزدیک تک بئر انشاط؛ چاه نزدیک تک (از منتهی الارب).


نزدیک رفتن

[نَ رَ تَ] (مص مرکب)پیش رفتن جلو رفتن جلو آمدن رجوع به نزدیک شود.


نزدیک شدن

[نَ شُ دَ] (مص مرکب)رسیدن پیش آمدن قریب شدن (ناظم الاطباء) ولی اقتراب دنو (ترجمان القرآن) تقرب (تاج المصادر بیهقی) مقابل دور شدن : نزدیک نمی شوی به صورت وز دیدهء دل نمی شوی دورسعدی || فرارسیدن : چو بگذشت شب روز نزدیک شد جهانجوی را چشم تاریک شدفردوسی چون...


نزدیک کردن

[نَ کَ دَ] (مص مرکب)تقریب ادناء استدناء پیش آوردن : گوش را نزدیک کن کآن دور نیست لیک نقل آن به تو دستور نیستمولوی || تقرب دادن : باید که جَلد باشی اندر کارها که من آگاهم از طاعت و تو را نزدیک کنم و برکشم و نیکوئی فرمایم (ترجمهء...


نزدیک گام

[نَ] (ص مرکب) که در رفتن گامهای خود را نزدیک یکدیگر نهد: قَطَوْطی؛ مرد درازپای نزدیک گام (منتهی الارب).


نزدیک گشتن

[نَ گَ تَ] (مص مرکب)نزدیک شدن || نزدیکی کردن هم بستر شدن :و آدم چون خواستی که به حوا نزدیک گردد طهارت کردی و عطر به کار بردی (تاریخ سیستان).



با مهر شما، راه هموارتر می‌شود

 

اگر قافیه‌ها بر دل‌ات نشسته‌اند و نغمۀ این ابزار، لبخند به لبت نشانده... بدان که این تلاش، بی‌هیچ چشم‌داشتی رقم خورده؛ اما نسیم حمایت تو، ادامۀ راه را برای ما هموارتر خواهد کرد.

حمایت از ما

بازی ادبی بِیتاس

دانلود بازی ادبی بیتاس

💫 بیتاس، جایی که شعر، بازی و احساس در کنار هم معنا پیدا می‌کنند.

مشاهده و دانلود

ربات تلگرامی قافیه‌یاب

ربات قافیه‌یاب هم‌صدا، ابزاری کاربردی، رایگان و سریع در زمینه ادبیات فارسی برای جستجوی قافیه در تلگرام.

مشاهده ربات

قافیه‌یاب برای اندروید

با خرید نسخه اندرویدی قافیه‌یاب از کافه‌بازار یا مایکت از این پروژه ادبی حمایت کنید.

خرید از بازار خرید از مایکت

نرم‌افزار فرهنگ عروضی

فرهنگ عروضی هم‌صدا برای اندروید

فرهنگ لغت جامع عروض و قافیه با قابلیت وزن یابی.

گنجور

گنجور مجموعه‌ای ارزشمند از سروده‌ها و سخن‌رانی‌های شاعران پارسی‌گوی است که به صورت رایگان در اختیار همگان قرار گرفته است. برای مشاهده وب‌سایت گنجور اینجا کلیک کنید.

دریای سخن

نرم‌افزار دریای سخن کتابخانه‌ای بزرگ و ارزشمند از اشعار و سخنان شاعران گرانقدر ادب فارسی است که به حضور دوستداران شعر و ادب تقدیم می‌داریم.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید