نزدیک ها

[نَ] (اِ مرکب) جاهای قریب و نزدیک حوالی || زمانهای قریب (ناظم الاطباء).


نزدیکی

[نَ] (حرف اضافه، ق) نزدیکِ قریب به به نزدیکِ به قربِ : چو نزدیکی شهر ایران رسید همه جامهء پهلوی بردریدفردوسی چو نزدیکی اژدها رفت شاه به سان یکی ابر دیدش سیاهفردوسی چو نزدیکی مرز توران رسید سران سپه را همه برگزیدفردوسی تنی چند از موج دریا برست رسیدند نزدیکی...


نزدیکی جستن

[نَ جُ تَ] (مص مرکب)تقرب (تاج المصادر بیهقی) توسیل (زوزنی).


نزدیکی کردن

[نَ کَ دَ] (مص مرکب)آرامش مباضعه بضاع بضع وقاع مواقعه مقاربت جماع مجامعت مباشرت آرامیدن با زن آسودن با زن : بزرگان چون با زنی نزدیکی خواستندی کردن کمر زرین بر میان بستندی و گفتندی فرزند دلاور آید (نوروزنامه).


نزدیکی ها

[نَ] (اِ مرکب) همسایگی ها || زودی ها پس از چند هنگام (ناظم الاطباء) رجوع به نزدیک ها و نزدیک شود.


نزر

[نَ] (ع اِ) کار (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) الامر یقولون: نزرتک فاکثرت؛ أی امرتک (تاج العروس ||) ورمی است در پستان شترماده (منتهی الارب) (آنندراج) (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء) (از تاج العروس (||) ص) قلیل (تاج العروس) (غیاث اللغات) اندک (غیاث اللغات) کم یسیر (یادداشت مؤلف) فی صفه کلامه(ص):...


نزره

[نَ زِ رَ] (ع ص) زن کم فرزند (منتهی الارب) (از اقرب الموارد).


نزع

[نَ] (ع اِمص) حال جان کندن (از منتهی الارب) جان کندن (غیاث اللغات) حالت جان کندن (ناظم الاطباء) (از فرهنگ نظام) دم بازپسین (فرهنگ خطی) حالت مریض مشرف به مرگ (از المنجد) یقال: هو فی النزع؛ یعنی او در حالت جان کندن است (منتهی الارب) : چو آئی سوی خاقانی...


نزع

[نَ زَ] (ع مص) موی رفتگی هر دو جانب پیشانی (منتهی الارب) (از آنندراج) برهنه گردیدن هر دو جانب پیشانی از موی (ناظم الاطباء).


نزع

[نُ زُ] (ع ص، اِ) جِ نَزوع رجوع به نَزوع شود.


نزع

[نُزْ زَ] (ع ص، اِ) غنم نُزَّع؛ گوسپندان گشن خواه (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج ||) جِ نازع، به معنی غریب (از المنجد) رجوع به نازع شود.


نزعاء

[نَ] (ع ص) املس الرأس (یادداشت مؤلف) زنی که هر دو جانب پیشانیش موی رفتگی دارد (از اقرب الموارد)( 1) تأنیث انزع رجوع به انزع و نَزَع شود || جبهه نزعاء؛ پیشانی فراخ (مهذب الاسماء) ( 1) - و گفته اند به چونین زنی نزعاء گفته نمی شود بلکه زَعْراء...


نزعات

[نَ زَ] (ع اِ) جِ نزعه رجوع به نزعه شود.


نزعتان

[نَ زَ عَ] (ع اِ) به صیغهء تثنیه، محل موی رفتگی از دو جانب پیشانی (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (از معجم متن اللغه) دو سوی پیشانی (از منتهی الارب) تثنیهء نَزَعه رجوع به نَزَع و نَزَعه شود.


نزعه

[نَ عَ] (ع اِ) گیاهی است (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) گیاهی است که گل و میوه ندارد و شتر چون گیاه دیگری نیابد آن را بخورد (از اقرب الموارد) نَزَعَه (منتهی الارب) (معجم متن اللغه) (اقرب الموارد) رجوع به نَزَعَه و نیز رجوع به معجم متن اللغه شود.


نزعه

[نَ زَ عَ] (ع ص، اِ) رُماه (اقرب الموارد) (معجم متن اللغه) جِ نازع، به معنی رامی (از معجم متن اللغه) رجوع به نازع شود (|| اِ) محل موی رفتگی از پیشانی (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) نَزَعتان تثنیهء آن است (از منتهی الارب) رجوع به نَزَع شود ج، نَزَعات...


نزغ

[نَ] (ع مص) طعن کردن به زبان و غیبت نمودن (منتهی الارب) (آنندراج) طعنه زدن (فرهنگ نظام) طعنه زدن در چیزی نَسْغ نَدْغ || به زشتی یاد کردن از کسی (از اقرب الموارد) عیب کردن (فرهنگ نظام ||) تباهی افکندن میان قوم برآغالیدن (منتهی الارب) (آنندراج) انداختن فساد و تباهی...


نزغات

[نَ زَ] (ع اِ) تباهی ها (یادداشت مؤلف ||) وساوس (یادداشت مؤلف) جِ نزغه (اقرب الموارد) رجوع به نزغه و نزغ شود : به نزغات شیاطین موارد آن محبت منغص گشت (ترجمهء تاریخ یمینی ص 238 ) در سابقه نزغات شیاطین در افساد معاقد وداد و هدم ( قواعد اتحاد...


نزغده

[نَ غَ دَ / دِ / نَ زَ دَ / دِ] (ص)کوفته شده و ترنجیده و مفصل های دردمند (ناظم الاطباء) دردی در مفاصل که به مرور عضو را از حس عاطل کند و در بعضی فرهنگها عضوی به علت قولنج یا تشنج باطل شده (از فرهنگ شعوری) مفاصل آدمی...


نزغه

[نَ غَ] (ع اِ) یکی نزغ (از اقرب الموارد) رجوع به نزغ شود || نخسه || طعنه (از معجم متن اللغه) ج، نَزَغات رجوع به نزغ شود.



با مهر شما، راه هموارتر می‌شود

 

اگر قافیه‌ها بر دل‌ات نشسته‌اند و نغمۀ این ابزار، لبخند به لبت نشانده... بدان که این تلاش، بی‌هیچ چشم‌داشتی رقم خورده؛ اما نسیم حمایت تو، ادامۀ راه را برای ما هموارتر خواهد کرد.

حمایت از ما

بازی ادبی بِیتاس

دانلود بازی ادبی بیتاس

💫 بیتاس، جایی که شعر، بازی و احساس در کنار هم معنا پیدا می‌کنند.

مشاهده و دانلود

ربات تلگرامی قافیه‌یاب

ربات قافیه‌یاب هم‌صدا، ابزاری کاربردی، رایگان و سریع در زمینه ادبیات فارسی برای جستجوی قافیه در تلگرام.

مشاهده ربات

قافیه‌یاب برای اندروید

با خرید نسخه اندرویدی قافیه‌یاب از کافه‌بازار یا مایکت از این پروژه ادبی حمایت کنید.

خرید از بازار خرید از مایکت

نرم‌افزار فرهنگ عروضی

فرهنگ عروضی هم‌صدا برای اندروید

فرهنگ لغت جامع عروض و قافیه با قابلیت وزن یابی.

گنجور

گنجور مجموعه‌ای ارزشمند از سروده‌ها و سخن‌رانی‌های شاعران پارسی‌گوی است که به صورت رایگان در اختیار همگان قرار گرفته است. برای مشاهده وب‌سایت گنجور اینجا کلیک کنید.

دریای سخن

نرم‌افزار دریای سخن کتابخانه‌ای بزرگ و ارزشمند از اشعار و سخنان شاعران گرانقدر ادب فارسی است که به حضور دوستداران شعر و ادب تقدیم می‌داریم.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید