نز

[نَزز] (ع اِ) زهاب (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) نِزّ (منتهی الارب) (از اقرب الموارد) آب زه (مهذب الاسماء)( 1)آبی که از زمین تراود کلمهء فارسی و معرب است (از اقرب الموارد) آب اندک که از زمین برآید (فرهنگ خطی) ج، نزوز|| بسیار (منتهی الارب) (از آنندراج) (ناظم الاطباء) کثیر...


نز

[نِزز] (ع اِ) زهاب (از اقرب الموارد) (منتهی الارب) نَزّ رجوع به نَزّ شود.


نز

[نُ] (اِ) برنج دانهء معروف (یادداشت مؤلف).


نزا

[نَ] (اِ) دیواری باشد عظیم سخت و بلند و یگانه که در پیش چیزی کشند (از حاشیهء فرهنگ اسدی نخجوانی) دیواری باشد مفرد که در پیش چیزی کشند (صحاح الفرس) دیوار سخت و بلند که در پیش چیزی کشند (فرهنگ خطی) بند بندروغ (از ناظم الاطباء) : صف دشمن ترا...


نزا

[نَ] (نف مرکب) نازا نزاینده نازاینده عقیم سترون.


نزء

[نَزْءْ] (ع مص) نزوء برافژولیدن و تباهی افکندن (از منتهی الارب) (آنندراج) برافژولیدن (ناظم الاطباء) تباهی افکندن میان قوم (از ناظم الاطباء) (صراح) تحریش و افساد میان قوم (از اقرب الموارد) (از المنجد) یقال: نَزَءَ الشیطانُ بینهم؛ أی القی الشر و الاغراء (منتهی الارب ||) حمله کردن بر کسی (از...


نزاء

[نَ] (ع اِمص) آلیز (منتهی الارب) (آنندراج) جفتک جفته لگد پراندن ستور جفتک پراندن ستور در المنجد و اقرب الموارد این کلمه به کسر و ضم اول آمده است [ نِ / نُ ] و در منتهی الارب و به نقل از آن آنندراج به صورت متن رجوع به نِزاء...


نزاء

[نِ] (ع اِمص) برجستن نر بر ماده (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد) وثب (اقرب الموارد) (المنجد) نُزاء اسم است نزو را (المنجد) و ذلک فی الحافر و الظلف و السباع (منتهی الارب) (از اقرب الموارد (||) اِ) لگد جفته (ناظم الاطباء) رجوع به نَزاء و نُزاء شود.


نزاء

[نُ] (ع اِ) نوعی از بیماری گوسپند (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد) آن دردی که بگیرد گوسفند را می سکیزد تا بمیرد (مهذب الاسماء ||) لگد جفته نِزاء (ناظم الاطباء) رجوع به نَزاء و نِزاء شود (|| مص) برجستن نر بر ماده (منتهی الارب) (آنندراج) نَزْوْ نُزوّ نَزَوان (منتهی...


نزاء

[نَزْ زا] (ع ص) فتنه انگیز و عربده گر (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) فتنه انگیزندهء عربده گر (آنندراج) شدیدالنزو (المنجد) نزاء الی الشر؛ سَوّار الیه (اقرب الموارد ||) کثیرالولوع (اقرب الموارد) (المنجد).


نزائع

[نَ ءِ] (ع ص، اِ) جِ نَزیعه رجوع به نزیعه شود.


نزاب

[نُ] (ع مص) بانگ کردن آهو یا به خصوص بانگ کردن تکه و آهوی نر به وقت گشنی (از منتهی الارب) (آنندراج) بانگ کردن آهو (از اقرب الموارد) نزب نزیب (منتهی الارب) رجوع به نزب شود.


نزاد

[نَ] (اِ) نژاد نسب نُسْبه نِسْبه (منتهی الارب): عَدْفه؛ بن و نزاد هر چیزی نُحاز، نِحاز؛ اصل و نزاد نصاب؛ نزاد و اصل هر چیزی (منتهی الارب) رجوع به نژاد شود.


نزادن

[نَ دَ] (مص منفی) نزائیدن نازادن مقابل زادن رجوع به زادن شود || حاصل نشدن به دست نیامدن : راست گوی و راست جوی و از هوی پرهیز کن کز هوی چیزی نزاد و هم نزاید جز عنا ناصرخسرو.


نزادنی

[نَ دَ] (ص لیاقت) که زادنی نیست مقابل زادنی.


نزاده

[نَ دَ / دِ] (ن مف مرکب) نازائیده نزائیده || که زائیده نشده است لم یولد.


نزار

[نِ]( 1) (ص) پهلوی: نیزار( 2) (ضعیف، محتاج)، در اراک: نزر( 3) (ضعیف، ناتوان) (حاشیهء برهان قاطع چ معین) لاغر (برهان قاطع) (آنندراج) (غیاث اللغات) (انجمن آرا) (ناظم الاطباء) (جهانگیری) (از رشیدی) (غیاث اللغات) ضعیف (برهان قاطع) (آنندراج) (انجمن آراء) (ناظم الاطباء) (جهانگیری) نحیف (ناظم الاطباء) (دهار) (از منتهی الارب)...


نزار

[نِ] (ع اِ) جِ نَزْر (منتهی الارب) رجوع به نَزْر شود.


نزار

برگزیده شده است (لغات فرهنگستان) « آرخ » [نِ] (اِخ) نام یکی از آبادیهای شهرستان گرگان است و به جای.


نزار

[نِ] (اِخ) ابن معدبن عدنان نام جد اعلای قبایل شمالی جزیره العرب است، و اعراب شمالی به خصوص بنی قحطان و یمنی ها بدین نسبت بر اعراب جنوب تفاخر می کنند.



با مهر شما، راه هموارتر می‌شود

 

اگر قافیه‌ها بر دل‌ات نشسته‌اند و نغمۀ این ابزار، لبخند به لبت نشانده... بدان که این تلاش، بی‌هیچ چشم‌داشتی رقم خورده؛ اما نسیم حمایت تو، ادامۀ راه را برای ما هموارتر خواهد کرد.

حمایت از ما

بازی ادبی بِیتاس

دانلود بازی ادبی بیتاس

💫 بیتاس، جایی که شعر، بازی و احساس در کنار هم معنا پیدا می‌کنند.

مشاهده و دانلود

ربات تلگرامی قافیه‌یاب

ربات قافیه‌یاب هم‌صدا، ابزاری کاربردی، رایگان و سریع در زمینه ادبیات فارسی برای جستجوی قافیه در تلگرام.

مشاهده ربات

قافیه‌یاب برای اندروید

با خرید نسخه اندرویدی قافیه‌یاب از کافه‌بازار یا مایکت از این پروژه ادبی حمایت کنید.

خرید از بازار خرید از مایکت

نرم‌افزار فرهنگ عروضی

فرهنگ عروضی هم‌صدا برای اندروید

فرهنگ لغت جامع عروض و قافیه با قابلیت وزن یابی.

گنجور

گنجور مجموعه‌ای ارزشمند از سروده‌ها و سخن‌رانی‌های شاعران پارسی‌گوی است که به صورت رایگان در اختیار همگان قرار گرفته است. برای مشاهده وب‌سایت گنجور اینجا کلیک کنید.

دریای سخن

نرم‌افزار دریای سخن کتابخانه‌ای بزرگ و ارزشمند از اشعار و سخنان شاعران گرانقدر ادب فارسی است که به حضور دوستداران شعر و ادب تقدیم می‌داریم.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید