نزدیک آمدن
[نَ مَ دَ] (مص مرکب)پیش آمدن (ناظم الاطباء ||) نزدیک شدن اقتراب : بهار خرم نزدیک آمد از دوری به شادکامی نزدیک شد نه مندوری جلاب بخاری - به نزدیک آمدن؛ نزدیک شدن : بدانست کآمد به نزدیک مرگ همی زرد خواهد شدن سبز برگفردوسی - نزدیک چیزی آمدن؛ به آن نزدیک شدن برِ آن آمدن : نزدیک رز آید در رز را بگشاید تا دختر رز را چه به کار است و چه شاید منوچهری.
درگاه به پرداخت ملت برای ووکامرس
اتصال فروشگاه شما به شبکه به پرداخت ملت برای پرداخت آنلاین سریع و مطمئن با تمامی کارتهای عضو شتاب
مشاهده جزئیات محصول
