نرم نای

[نَ] (اِ مرکب) رجوع به نای شود.


نرم نرم

[نَ نَ] (ق مرکب) آهسته آهسته (آنندراج) (ناظم الاطباء) (غیاث اللغات) نرم نرمک باملایمت به طور نرمی (از ناظم الاطباء) : زدی دست بر پشت او نرم نرم سخن گفتن خوب و آواز گرمفردوسی نخستین بشستند در آب گرم بر و یال و ریشش همه نرم نرمفردوسی چو ساروج و...


نرم نرمک

[نَ نَ مَ] (ق مرکب) نرم نرم باملایمت به طور نرمی آهسته آهسته (از ناظم الاطباء) : نرم نرمک ز پس پرده به چاکر نگرید گفتی از میغ همی تیغ زند زهره و ماه کسائی نرم نرمک گفت شهر تو کجاست که علاج درد هر شهری جداستمولوی.


نرم نهاد

[نَ نِ / نَ] (ص مرکب)لین العریکه نرم طبیعت نرم مزاج : اگر بود دل مؤمن چو موم نرم نهاد تو موم نیستی ای دل که سنگ خارائی سعدی.


نرمود

[نَ] (اِ) نرموده بادپیچ (از ناظم الاطباء) رجوع به نرموره شود.


نرمودن

[نَ دَ] (مص) باد دادن || حرکت کردن نوسان نمودن جنبان شدن آمدوشد کردن در هوا باد خوردن (ناظم الاطباء).


نرموده

[نَ دَ / دِ] (اِ) نرمود بادپیچ (ناظم الاطباء) نرموله (از فرهنگ شعوری ص 395 ) رجوع به نرموره شود.


نرموره

[نَ مو رَ / رِ] (ص) چیزی لک و گنده را گویند (از جهانگیری) (از فرهنگ نظام) هر چیز گنده و لک وپک و ناهموار (برهان قاطع) (آنندراج) هنگفت ناهموار گنده (ناظم الاطباء ||) گردکان و فندق بزرگ (برهان قاطع) (آنندراج) (ناظم الاطباء||) (اِ) ریسمانی را نیز گفته اند که...


نرم و گرم

[نَ مُ گَ] (ترکیب عطفی، ص مرکب) راحت الحلقوم غذای چرب و نرم || جای آسوده بستر راحت که در آن احساس آرامش و آسایش کنند.


نرموله

[نَ لَ / لِ] (اِ) نرموده (از شعوری) رجوع به نرموده شود.


نرم و نازک

[نَ مُ زُ] (ترکیب عطفی، ص مرکب) لطیف و ظریف رجوع به نازک شود.


نرمه

[نَ مَ / مِ] (ص) نرم (فرهنگ نظام) (آنندراج) ملایم (آنندراج) نرم و نازک (ناظم الاطباء) نرمق (منتهی الارب ||) مقابل زبره - نرمهء آرد؛ آرد بسیار نرم بیخته آردی که از نرمی چون غبار است (|| اِ) حصهء پائین گوش که نسبت به حصهء بالا نرم است و لفظ...


نرمه بر

[نَ مَ / مِ بُ] (نف مرکب) نرم بُر محیل مکار گربز موذی که مقاصد سوء خود را به آهستگی و ملایمت پیش برد (یادداشت مؤلف) آب زیرکاه.


نرمه پائین

[نَ مِ] (اِخ) دهی است از بخش سمیرم بالا از شهرستان شهرضا در 35 هزارگزی شمال غربی سمیرم واقع است و 100 تن سکنه دارد ( (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 10.


نرمهء کارون

[نَ مَ / مِ یِ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) نرمهء کارونی قسمی گندم که در خوزستان کارند و آن بهترین نوعی است از گندم (یادداشت مؤلف).


نرمهء کارونی

[نَ مَ / مِ یِ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) رجوع به نرمهء کارون شود.


نرمی

[نَ] (حامص) ملاست (ناظم الاطباء) مقابل زبری (یادداشت مؤلف) : مبین نرمی پشت شمشیر تیز گذارش نگر گاه خشم و ستیزاسدی پنجم ز ره دست بساوش که بدانی نرمی و درشتی چو ز خر خار گران را ناصرخسرو || نعومت رخاصت (یادداشت مؤلف) : تن خنگ بید ارچه باشد سپید...


نرمی

[نَ] (اِخ) دهی است از دهستان دربقاضی بخش حومهء شهرستان نیشابور، در 14 هزارگزی جنوب شرقی نیشابور، در جلگهء معتدل هوائی واقع است و 103 تن سکنه دارد آبش از قنات، محصولش غلات، شغل اهالی زراعت است (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج (9.


نرمیت

[نَ می یَ] (اِمص جعلی) ملایمت (ناظم الاطباء) مصدر مجعول است از نرم + ئیت (عربی) رجوع به نرم و نرمی شود.


نرمیش

[نَ] (اِ مرکب) میش نر غوچ (ناظم الاطباء).



با مهر شما، راه هموارتر می‌شود

 

اگر قافیه‌ها بر دل‌ات نشسته‌اند و نغمۀ این ابزار، لبخند به لبت نشانده... بدان که این تلاش، بی‌هیچ چشم‌داشتی رقم خورده؛ اما نسیم حمایت تو، ادامۀ راه را برای ما هموارتر خواهد کرد.

حمایت از ما

بازی ادبی بِیتاس

دانلود بازی ادبی بیتاس

💫 بیتاس، جایی که شعر، بازی و احساس در کنار هم معنا پیدا می‌کنند.

مشاهده و دانلود

ربات تلگرامی قافیه‌یاب

ربات قافیه‌یاب هم‌صدا، ابزاری کاربردی، رایگان و سریع در زمینه ادبیات فارسی برای جستجوی قافیه در تلگرام.

مشاهده ربات

قافیه‌یاب برای اندروید

با خرید نسخه اندرویدی قافیه‌یاب از کافه‌بازار یا مایکت از این پروژه ادبی حمایت کنید.

خرید از بازار خرید از مایکت

نرم‌افزار فرهنگ عروضی

فرهنگ عروضی هم‌صدا برای اندروید

فرهنگ لغت جامع عروض و قافیه با قابلیت وزن یابی.

گنجور

گنجور مجموعه‌ای ارزشمند از سروده‌ها و سخن‌رانی‌های شاعران پارسی‌گوی است که به صورت رایگان در اختیار همگان قرار گرفته است. برای مشاهده وب‌سایت گنجور اینجا کلیک کنید.

دریای سخن

نرم‌افزار دریای سخن کتابخانه‌ای بزرگ و ارزشمند از اشعار و سخنان شاعران گرانقدر ادب فارسی است که به حضور دوستداران شعر و ادب تقدیم می‌داریم.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید