نرخه

[نَ خَ / خِ] (اِ) در دیلمان و رشت، کوزهء بزرگی است با چهار یا دو دسته و میانی گرد و بزرگ که بدان از ماست کره گیرند (یادداشت مؤلف).


نرخی

[نِ] (ص نسبی) آنکه تعیین قیمت رایج را می کند قیمت کننده مقوم (ناظم الاطباء) منسوب به نرخ.


نرد

[نَ] (اِ)( 1) بازیی است معروف از مخترعات بوزرجمهر که در برابر شطرنج ساخته و بعضی گویند نرد قدیم است اما دو کعبتین داشته، دوی دیگر را بوزرجمهر اضافه کرده است (برهان قاطع) اردشیر بابک آن را وضع کرده لاجرم نردشیر نیز نامندش (منتهی عدد کعبتین را سه بنابر این...


نرد

[نَ] (ع اِ) جوال فراخ اسفل تنگ دهن که از برگ خرما بافند و بدوزند و از رسن لیف خرما بخیه زنند تا محکم و سخت و درشت گردد و بدان خرما در ایام درو از جائی به جائی برند (منتهی الارب) (از اقرب الموارد).


نرداگشسب

[نَ گُ شَ] (اِخ) نام یکی از سرداران هرمز : به پشت سپه بود نرداگشسب کجا دمّ شیران گرفتی ز اسبفردوسی.


نرد باختن

[نَ تَ] (مص مرکب) تخته زدن نرد زدن با تخته نرد بازی کردن نرد بازی کردن : نقدی نداد دهر که حالی دغل نشد نردی نباخت چرخ که آخر دغا نکرد خاقانی ولیکن نرد با خود باخت نتوان همیشه با خوشی درساخت نتواننظامی || بازی کردن مطلق بازی کردن :...


نردباز

[نَ] (نف مرکب) نَرّاد آنکه نرد بازی کند (ناظم الاطباء) نردبازنده.


نردبازی

[نَ] (حامص مرکب) عمل نردباز نرادی نرد باختن رجوع به نردباز شود : گهی جستن به غمزه چاره سازی گهی کردن به بوسه نردبازینظامی.


نردبان

[نَ]( 1) (اِ) نردبام (شیرازی) نوردبان (اصفهانی) کردی دخیل: نردووان( 2)، (درجه، نردبان)، نردوآن( 3)، اردوان( 4)، گیلکی دخیل: نردبام( 5)، تهرانی: نوردبون( 6)، در اراک: نردونگ( 7)، ظاهراً از: نرد (نورد) + بان (= بام) دو چوب یا آهن عمودی که در میان آنها به فاصله ها چوبهائی افقی...


نردبان پایه

[نَ بامْ یَ / یِ] (اِ مرکب)نردبان درجه مرتبه زینه : قلعه ای دیدم سخت بلند و نردبان پایه های بی حد و اندازه چنانکه بسیار رنج رسیدی تا کسی بر توانستی شد (تاریخ بیهقی ص 68 ) از مقلد مجوی راه صواب نردبان پایه کی بود مهتابسنائی نیست از...


نردتخته

[نَ تَ تَ / تِ] (اِ مرکب)تخته نرد رجوع به نرد و تخته نرد شود.


نردره

[نَ دَ رِ] (اِخ) دهی است از دهستان طیبی گرمسیری بخش کهکیلویهء شهرستان بهبهان، در 11 هزارگزی جنوب غربی لنده مرکز دهستان و 78 هزارگزی شمال راه بهبهان، در منطقهء کوهستانی گرمسیری واقع است و 200 تن سکنه دارد آبش از چشمه، محصولش غلات و پشم و لبنیات، شغل اهالی...


نردشیر

[نَ دَ / نَ] (معرب، اِ مرکب) نرد (منتهی الارب) رجوع به نرد شود.


نردک

[نَ دَ] (اِ مصغر) مصغر نرد (|| اِ) لغز چیستان (انجمن آرا) (برهان قاطع) (آنندراج) (ناظم الاطباء ||) افسانه (برهان قاطع) (آنندراج) (ناظم الاطباء) به این معانی مصحف بردک و پردک است (حاشیهء برهان قاطع چ معین) رجوع به بردک شود.


نرده

[نَ دَ / دِ] (اِ) میله های چوبی یا فلزی نزدیک هم نشانده که چون دیوار مانع رفت وآمد است و الفاظ دیگرش معجر و تارمی است (فرهنگ نظام) محجری که در جلو ایوان می سازند و طارمی نیز گویند (ناظم الاطباء) طارمی محجر دست انداز حاجزی از چوب یا...


نرده کشی

[نَ دَ / دِ کَ / کِ] (حامص مرکب) نرده کشیدن عمل کشیدن نرده در مزارع برای منع ورود گاو و گوسفند در آن (یادداشت مؤلف) محصور کردن جائی را با نرده های چوبین یا آهنین.


نرده کشیدن

[نَ دَ / دِ کَ / کِ دَ] (مص مرکب) با نرده گرد چیزی حصار بستن.


نردی

[نَ] (ص نسبی) منسوب به نرد رجوع به نرد شود - عظم نردی؛ استخوانی که کنار استخوان پاشنه به آن پیوسته است و آن شش پهلو دارد مانند کعبتین نرد رجوع به تشریح میرزاعلی ص 154 شود.


نردین

[نَ] (معرب، اِ) سنبل رومی که گیاهی خوشبو است (از المنجد) رجوع به ناردین شود.


نردین

[نَ] (اِخ) نام شهرکی است از خراسان نزدیک به چمن کالپوس، در فضائی وسیع واقع است، قلعه ای دارد متین و چهارصد خانوار در آن سکونت دارد سه قلعه در اطراف آن است و نیم سنگ آب دارد که زراعت می کنند (از انجمن آرا) رجوع به نردین مذکور در...



با مهر شما، راه هموارتر می‌شود

 

اگر قافیه‌ها بر دل‌ات نشسته‌اند و نغمۀ این ابزار، لبخند به لبت نشانده... بدان که این تلاش، بی‌هیچ چشم‌داشتی رقم خورده؛ اما نسیم حمایت تو، ادامۀ راه را برای ما هموارتر خواهد کرد.

حمایت از ما

بازی ادبی بِیتاس

دانلود بازی ادبی بیتاس

💫 بیتاس، جایی که شعر، بازی و احساس در کنار هم معنا پیدا می‌کنند.

مشاهده و دانلود

ربات تلگرامی قافیه‌یاب

ربات قافیه‌یاب هم‌صدا، ابزاری کاربردی، رایگان و سریع در زمینه ادبیات فارسی برای جستجوی قافیه در تلگرام.

مشاهده ربات

قافیه‌یاب برای اندروید

با خرید نسخه اندرویدی قافیه‌یاب از کافه‌بازار یا مایکت از این پروژه ادبی حمایت کنید.

خرید از بازار خرید از مایکت

نرم‌افزار فرهنگ عروضی

فرهنگ عروضی هم‌صدا برای اندروید

فرهنگ لغت جامع عروض و قافیه با قابلیت وزن یابی.

گنجور

گنجور مجموعه‌ای ارزشمند از سروده‌ها و سخن‌رانی‌های شاعران پارسی‌گوی است که به صورت رایگان در اختیار همگان قرار گرفته است. برای مشاهده وب‌سایت گنجور اینجا کلیک کنید.

دریای سخن

نرم‌افزار دریای سخن کتابخانه‌ای بزرگ و ارزشمند از اشعار و سخنان شاعران گرانقدر ادب فارسی است که به حضور دوستداران شعر و ادب تقدیم می‌داریم.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید