نردین
[نَ] (اِخ) یکی از دهستانهای بخش میامی شهرستان شاهرود است این دهستان در سمت شمالی بخش میامی، در نقاط مرتفع سلسله جبال البرز واقع است و ناحیتی سردسیر و ییلاقی است آبش از چشمه سار، محصولات عمده اش غلات و بنشن و لبنیات و میوه های جنگلی است این دهستان...
نردین
[نَ] (اِخ) ده مرکزی دهستان نردین بخش میامی شهرستان شاهرود است در 80 هزارگزی شمال میامی و 36 هزارگزی مشرق راه شاهرود به گرگان، در ناحیهء کوهستانی سردسیری واقع است و 950 تن سکنه دارد آبش از چشمه، محصولش غلات و حبوبات و ( میوه های درختی، شغل اهالی زراعت...
نرز
[نَ] (ع مص) پنهان شدن از بیم و ترس (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد).
نرزه مز
[نَ زِ مَ] (اِخ) دهی است از دهستان حومهء بخش سلدوز شهرستان ارومیه، در 12 هزارگزی مغرب نقده و 5هزارگزی جنوب غربی راه نقده به اشنویه در ناحیهء کوهستانی معتدل هوائی واقع است و 139 تن سکنه دارد آبش از رود گدار، محصولش غلات و ( توتون و چغندر و...
نرزیوه
[نَ زی وِ] (اِخ) دهی است از دهستان حومهء بخش اشنویهء شهرستان ارومیه، در 18 هزارگزی جنوب شرقی اشنویه و 7500 گزی شمال غربی راه نقده به خانه در دامنهء سردسیری واقع است و 369 تن سکنه دارد آبش از قادرچای، محصولش غلات و حبوبات و ( توتون، شغل اهالی...
نرژآباد
[نَ] (اِخ) دهی است از دهستان حومهء بخش اشنویهء شهرستان ارومیه، در 4500 گزی جنوب شرقی اشنویه، در جلگهء معتدل هوائی واقع است و 124 تن سکنه دارد آبش از قنات و چشمه، محصولش غلات و توتون، شغل اهالی زراعت و گله داری و جاجیم بافی ( است (از فرهنگ...
نرس
[نَ] (اِخ) دهی است در عراق عرب که در آنجا پارچه می سازند (ناظم الاطباء) ثیاب نرسیه منسوب به وی است (منتهی الارب).
نرس
[نَ] (اِخ) نهری است که آن را نرسی بن بهرام ایجاد کرده در نواحی کوفه، مأخذش فرات است و در ساحلش چندین قریه یافت شود.
نرس
[نَ] (اِخ) دهی است از دهستان دوهزار شهرستان تنکابن، در 41 هزارگزی جنوب غربی تنکابن و 50 هزارگزی اشتوج، در منطقهء کوهستانی سردسیری واقع است و 210 تن سکنه دارد آبش از چشمه سار، محصولش گندم و جو دیمی و لبنیات، شغل اهالی ( زراعت و گله داری است (از...
نرسا
وقتی که اوهرمزد به نیکان زن داد زنان گریختند و » : [نَ] (اِخ) در اساطیر زروانیه، نام یکی از خدایان است تئودور بارکونائی آرد نزد شیطان [ اهریمن ] شدند چون اوهرمزد نیکان را آرامش و سعادت بخشید، شیطان نیز زنان را سعادتمند گردانید شیطان به زنان اجازه داد...
نرساباد
[] (اِخ) نام دهی است در ناحیهء ماربین اصفهان: و به ناحیت ماربین دیهی است که آن را نرساباد خوانند و پیش جماعتی از اهالی آن دیه داروئی باشد که به غیر از نسل و اولاد آن جماعت آن را کسی دیگر نداند و نشناسد هر کس را که سحری...
نرسته
[نَ رُ تَ / تِ] (ن مف مرکب) نروئیده مقابل رُسته رجوع به رُسته شود.
نرسته
[نَ رَ تَ / تِ] (ن مف مرکب) نرهیده خلاصی نایافته دربند مقابل رَسته رجوع به رَسته شود.
نرسس
[نَ سِ] (اِخ)( 1) ( مبروص) از علمای نصرانی قرن پنجم مسیحی است پس از آنکه مکتب الرها کاملًا دستخوش عقاید نسطوری شد و به امر زنون امپراطور منحل گردید، برصوما مکتب روحانیون عیسوی را در نصیبین تأسیس کرد و علامه نرسس مبروص به - (1) ( ریاست آن مکتب...
نرسک
[نَ رَ]( 1) (اِ) نرسنگ نسک (حاشیهء برهان قاطع چ معین از هرمزدنامه) نام غله ای است که به عربی عدس گویند (برهان قاطع) (آنندراج) (انجمن آرا) (از جهانگیری) عدس (ناظم الاطباء) (از فرهنگ نظام) (از محیط اعظم) (از تحفهء حکیم مؤمن) (از منتهی الارب) آن را نسک و مرجمک...
نرسنگ
[] (اِ) نرسک رجوع به نرسک شود.
نرسو
[نِ] (اِخ) دهی است از دهستان کتول بخش علی آباد شهرستان گرگان، در 18 هزارگزی جنوب غربی علی آباد، در منطقهء کوهستانی سردسیری واقع است و 345 تن سکنه دارد آبش از چشمه سار، محصولش غلات و حبوبات و لبنیات، شغل اهالی ( زراعت و گله داری و صنعت دستی...
نرسه
[نِ سِ] (اِخ) دهی است از دهستان کوهسارات بخش مینودشت شهرستان گرگان، در 37 هزارگزی جنوب شرقی مینودشت و 3هزارگزی دوزین، در منطقهء کوهستانی سردسیری واقع است و 105 تن سکنه دارد آبش از چشمه سار، محصولش غلات و ارزن ( و لبنیات و ابریشم، شغل اهالی زراعت و گله...
نرسه
[نَ سِ] (اِخ) رجوع به نرسی بن بهرام شود.
نرسی
[نَ] (ص) واصل به حق (برهان قاطع) (آنندراج) این معنی مجعول و ظاهراً برساختهء فرقهء آذرکیوان است (حاشیهء برهان قاطع چ معین).
