نذری

[نَ] (ص نسبی) آنچه نذر کنند آنچه نذر شده باشد نذرانه منسوب به نذر رجوع به نذر شود: آش نذری گوسفند نذری.


نذری

[نَ] (اِخ) نذری کاشی یا نذری شاملو از طایفهء شاملو و از شعرای قرن یازدهم است به روایت مؤلف مجمع الخواص که با وی شخصی کوتاه قد و ضعیف اندام، با این حال فوق العاده جنگجو و بی حیاست با حسن بیگ عجزی زدوخورد » معاصر بوده نذری او !«...


نذع

[نَ] (ع مص) زهیدن آب و برآمدن خوی (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).


نذل

[نَ] (ع ص) فرومایه ناکس (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج) خسیس از مردم (از اقرب الموارد) خوار حقیر (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) خوار در جمیع احوالش (از اقرب الموارد) خسیس محتقر (المنجد ||) ساقط در دین یا در حسب (از اقرب الموارد) (از المنجد) ج، انذال، نُذول.


نذلاء

[نُ ذَ] (ع ص، اِ) جِ نذیل رجوع به انذال و نذول شود.


نذور

[نُ] (ع اِ) جِ نَذْر : به ایفای نذور و نوافل قیام کرد (سندبادنامه ص 279 ) رجوع به نَذْر شود (|| مص) نَذْر رجوع به نَذْر شود.


نذورات

[نُ] (از ع، اِ) در تداول، آنچه از نقد و جنس که برای اماکن مشرفه فرستند || طعام فاتحهء روح بزرگان || آنچه در راه خدا انفاق کنند و انفاق آن را بر خود واجب گردانند (ناظم الاطباء) جِ نُذور ججِ نَذْر رجوع به نَذر شود.


نذول

[نُ] (ع ص، اِ) جِ نَذْل رجوع به نَذل شود.


نذوله

[نُ لَ] (ع مص) فرومایه و کمینه گردیدن (آنندراج) (از منتهی الارب) نذاله رجوع به نَذالَه شود.


نذیذ

[نَ] (ع اِ) آنچه از بینی یا دهن برآید (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج) (از اقرب الموارد (||) مص) کمیز انداختن و شاشیدن (آنندراج) (از منتهی الارب) (از ناظم الاطباء) شاشیدن یا بیرون آمدن نذیذ (المنجد).


نذیر

[نَ] (ع اِمص) بیم (ترجمان علامهء جرجانی ص 98 ) (ناظم الاطباء) ترس (از ناظم الاطباء) اسم است به معنی انذار (از اقرب الموارد (||) ص) بیم کرده شده (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء ||) ترساننده (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (غیاث اللغات) (فرهنگ نظام) بیم کننده (دهار) (السامی) (مهذب...


نذیر

[نَ] (اِخ) اسم نبی صلوات الله علیه (مهذب الاسماء) (از منتهی الارب) یکی از اسامی پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم (غیاث اللغات) یکی از اسمای مبارکهء حضرت رسول(ص) (از آنندراج) یکی از القاب پیغمبر اسلام است که مردم را از عذاب خدا می ترسانید (فرهنگ نظام) :...


نذیر

[نَ] (اِخ) از جمله نام های قرآن چنانکه حق تعالی فرماید: بشیراً و نذیراً (از نفایس الفنون).


نذیر

[نَ] (اِخ) محمد طبیب، متخلص به نذیر از پارسی گویان خیرآباد هندوستان است او راست: چون غنچه به رخ نقاب بستی صد خار به سینه ام شکستی اقلیم دلم تمام بگرفت زلف تو، زهی درازدستی کشتی چو مرا به جور باری از سرزنش رقیب رستی رجوع به صبح گلشن ص...


نذیر

[نَ] (اِخ) محمد نذیر از پارسی گویان لکهنوی هندوستان است این ابیات را مؤلف صبح گلشن به نام او ثبت کرده: حیف بر طالع واژون که شباب آمد و رفت دولتی بود که در عالم خواب آمد و رفت واقف از لذت او هیچ نگشتیم نذیر بر سر آب به...


نذیرالعریان

[نَ رُلْ عُرْ] (ع اِ مرکب)(ال ) هر ترسانندهء به حق، بدان جهت که چون مردی خواهد که قوم خود را ترساند و بیم کند برهنه گردد و به جامه اشارت کند (منتهی الارب) (آنندراج) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).


نذیرالعریان

[نَ رُلْ عُرْ] (اِخ) (ال ) مردی بود از بنی خثعم، روز ذی الخلصه، عوف بن عامر بر وی حمله کرد و دست وی و دست زن وی برید (منتهی الارب) (از اقرب الموارد).


نذیره

[نَ رَ] (ع ص، اِ) تأنیث نذیر رجوع به نذیر شود || آنچه نذر دهند (از منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (از المنجد ||) فرزند که او را مادر و پدرش خادم یا قیم معبد و کلیسا گردانند مذکر و مؤنث در وی یکسان است (منتهی الارب)...


نذیل

[نَ] (ع ص) کمینه ناکس (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) فرومایه (ناظم الاطباء) خوار (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) نَذْل (اقرب الموارد) رجوع به نَذْل شود ج، نُذَلاء، نِذال.


نر

( [نَ / نَرر] (ص، اِ) ایرانی باستان: نر( 1)، پهلوی: نر( 2)، اوستا: نر( 3) (مرد)، هندی باستان: نر( 4)، افغانی: نر( 5)، اُسِّتی: نله( 6)، نل( 7 (نرینهء جانوران)، بلوچی: نر( 8)، سنگلیجی: نرک( 9)، از همین کلمه است نریان( 10 ) (اسب تخمی)،( 11 )کردی: نر( 12...



با مهر شما، راه هموارتر می‌شود

 

اگر قافیه‌ها بر دل‌ات نشسته‌اند و نغمۀ این ابزار، لبخند به لبت نشانده... بدان که این تلاش، بی‌هیچ چشم‌داشتی رقم خورده؛ اما نسیم حمایت تو، ادامۀ راه را برای ما هموارتر خواهد کرد.

حمایت از ما

بازی ادبی بِیتاس

دانلود بازی ادبی بیتاس

💫 بیتاس، جایی که شعر، بازی و احساس در کنار هم معنا پیدا می‌کنند.

مشاهده و دانلود

ربات تلگرامی قافیه‌یاب

ربات قافیه‌یاب هم‌صدا، ابزاری کاربردی، رایگان و سریع در زمینه ادبیات فارسی برای جستجوی قافیه در تلگرام.

مشاهده ربات

قافیه‌یاب برای اندروید

با خرید نسخه اندرویدی قافیه‌یاب از کافه‌بازار یا مایکت از این پروژه ادبی حمایت کنید.

خرید از بازار خرید از مایکت

نرم‌افزار فرهنگ عروضی

فرهنگ عروضی هم‌صدا برای اندروید

فرهنگ لغت جامع عروض و قافیه با قابلیت وزن یابی.

گنجور

گنجور مجموعه‌ای ارزشمند از سروده‌ها و سخن‌رانی‌های شاعران پارسی‌گوی است که به صورت رایگان در اختیار همگان قرار گرفته است. برای مشاهده وب‌سایت گنجور اینجا کلیک کنید.

دریای سخن

نرم‌افزار دریای سخن کتابخانه‌ای بزرگ و ارزشمند از اشعار و سخنان شاعران گرانقدر ادب فارسی است که به حضور دوستداران شعر و ادب تقدیم می‌داریم.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید