نانجیبی

[نَ] (حامص مرکب) بدذاتی بدگوهری رذالت دنائت - نانجیبی کردن؛ رذالت نمودن سخت گیری بی جا و بی مورد کردن تندی و خشونت نابجا کردن به ناسزا بر کسی ستم کردن || ناپاکی بی عفتی هرزگی.


نان چانگ

Nan- - ( است و بالغ بر 400000 نفر جمعیت دارد ( 1 « کیانک سی » (اِخ)( 1) یکی از شهرهای صنعتی چین و مرکز ایالت Tchang.


نان چین

(اِ مرکب) ملقط (سامی) ابزاری که بدان نان از تنور بیرون میکشند (ناظم الاطباء).


نان حلال

[نِ حَ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) قوتی که به کسب و زراعت به دست آورند (ناظم الاطباء) (از برهان) (آنندراج) نانی که از ممر مشروع به دست آید قوت و معاشی که از طریق کسب حلال و مشروع تحصیل شود || طاعت و عبادت زهد و تقوی (از ناظم الاطباء)...


نان خالی

[نِ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب)نان تهی نان پتی نان خشک نان بی نانخورش.


نانخاه

(اِ مرکب) نانخواه (از تذکرهء ضریر انطاکی) نانخه نانوخیه سیاه دانه شونیز زنیان رجوع به نانخواه شود.


نان خرچنگ

[نِ خَ چَ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) کنایه از ماه است به اعتبار اینکه برج سرطان خانهء اوست (برهان قاطع) (از ناظم الاطباء) (از آنندراج).


نان خشک

[نِ خُ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) خبزه لحلحه قفار کمک کُبُنَّه شظف (منتهی الارب) نان خشکیده رجوع به اقسام نان ذیل کلمهء نان شود || نان خالی نان تهی نان پتی : او جزع میکرد و صدقه به افراط میداد روز به روزه بودن و شب به نان خشک روزه...


نانخوار

[خوا / خا] (نف مرکب) نان خور نان خواره عیال رجوع به نانخواره و نانخور شود.


نانخواره

[خوا / خا رَ / رِ] (نف مرکب)خورندهء نان که حریص به نان خوردن است که حرص نان دارد : بهر نان در خویش حرص ار دیدمی اشکم نانخواره را بدریدمیمولوی || نان خور وظیفه بر مستمری بگیر وظیفه خور : گشت بر رای تو پوشیده که چون غمخوار گشت...


نانخواه

[خوا / خا] (نف مرکب) گدا گدائی کننده (برهان قاطع) (ناظم الاطباء) نانجوی (آنندراج) آنکه نان طلبد دریوزه گر : خر بد کیست خر سر شاعر خر نانخواه مام و مولی بابسوزنی شاه را بر گدا چه ناز رسد چون گدا نیز شاه نانخواهی استابن یمین.


نانخواه

[خوا / خا] (اِ مرکب) تخمی است خوشبوی که بر روی نان ریزند (انجمن آرا) (آنندراج): نانخه طالب الخبز تخمی است خوشبوی که بر روی نان پاشند و بر گزیدگی عقرب طلایه کنند نافع باشد (برهان قاطع) تخمی است خوشبوی و شبیه بزنیان که بر روی خمیر نان پاشند (ناظم...


نانخور

[خوَرْ / خُرْ] (نف مرکب) که نان میخورد خورندهء نان نان خورنده : در خلد چگونه خورد آدم آنجا چو نبود شخص نانخورناصرخسرو || نانخوار عیال (از فرهنگ نظام) عیال و اولاد و بستگان نوکر و خدمتکار و هر کس که معاش و گذران آن بر همت شخص باشد (ناظم...


نان خوردن

[خوَرْ / خُرْ دَ] (مص مرکب) اکل خبز خوردن نان || غذا خوردن خوردن شام یا ناهار صرف غذا کردن طعام خوردن : چو هنگام نان خوردن اندرگذشت ز مغز دلیر آب برتر گذشتفردوسی بگفت این و پس خوان بیاراستند بخوردند نان را و برخاستندفردوسی چو نان خورده شد مجلس...


نانخورش

[خوَ / خُ رِ] (اِ مرکب) آنچه که نان به آن خورده شود خواه آن چیز نمکین باشد خواه شیرین خواه ترش، به هندی سالن گویند (غیاث اللغات) تره و ترب و پیاز و جز آن که بدان نان خورده شود (آنندراج) صغ (مهذب الاسماء) (منتهی الارب) (ترجمان القرآن) هر...


نانخورش خانه

[خوَ / خُ رِ شِ نَ / نِ](ترکیب اضافی، اِ مرکب) سرکهء انگوری ادم البیت ادام البیت (آنندراج) (برهان قاطع) رجوع به نانخورش شود.


نانخورش کردن

[خوَ / خُ رِ کَ دَ](مص مرکب) خورش نان کردن قاتق نان کردن غذا و خورش را اعم از ترشی یا شیرینی و پنیر و ماست و جز آن با نان خوردن : نقل است که آن روز که بلائی بدو نرسیدی گفتی: الهی! نان فرستادی نانخورش می باید، بلائی...


نانخه

[خَ / خِ] (اِ مرکب) نانخواه طالب الخبز (برهان قاطع) مخفف نان خواه که تخمی است و دوائی و چون او هضم را یاری میدهد و اشتها پدید می آرد چنین خوانده اند (آنندراج) نانخاه نانخواه رجوع به نانخواه شود.


ناندا

(اِخ)( 1) از سلاطین باستانی هند و معاصر با اسکندر مقدونی است پیرنیا آرد: در میان سند و گنگ، دولت بزرگی وجود داشت که نامیده اند، در زمان اسکندر، پادشاه این مملکت، سلطانی ناندانام بود و او - وقتی که اسکندر در « پراسیان » یونانی ها آن را دولت...


نان دادن

[دَ] (مص مرکب) روزی دادن رزق رساندن با بذل و بخشش معاش اطرافیان و زیردستان را تأمین کردن روزی رساندن موجبات معیشت دیگران فراهم کردن : به فضل و خوی پسندیده جست باید نام دگر به دادن نان و به بذل کردن زرفرخی و امیرک بیهقی را با خود برد...



با مهر شما، راه هموارتر می‌شود

 

اگر قافیه‌ها بر دل‌ات نشسته‌اند و نغمۀ این ابزار، لبخند به لبت نشانده... بدان که این تلاش، بی‌هیچ چشم‌داشتی رقم خورده؛ اما نسیم حمایت تو، ادامۀ راه را برای ما هموارتر خواهد کرد.

حمایت از ما

بازی ادبی بِیتاس

دانلود بازی ادبی بیتاس

💫 بیتاس، جایی که شعر، بازی و احساس در کنار هم معنا پیدا می‌کنند.

مشاهده و دانلود

ربات تلگرامی قافیه‌یاب

ربات قافیه‌یاب هم‌صدا، ابزاری کاربردی، رایگان و سریع در زمینه ادبیات فارسی برای جستجوی قافیه در تلگرام.

مشاهده ربات

قافیه‌یاب برای اندروید

با خرید نسخه اندرویدی قافیه‌یاب از کافه‌بازار یا مایکت از این پروژه ادبی حمایت کنید.

خرید از بازار خرید از مایکت

نرم‌افزار فرهنگ عروضی

فرهنگ عروضی هم‌صدا برای اندروید

فرهنگ لغت جامع عروض و قافیه با قابلیت وزن یابی.

گنجور

گنجور مجموعه‌ای ارزشمند از سروده‌ها و سخن‌رانی‌های شاعران پارسی‌گوی است که به صورت رایگان در اختیار همگان قرار گرفته است. برای مشاهده وب‌سایت گنجور اینجا کلیک کنید.

دریای سخن

نرم‌افزار دریای سخن کتابخانه‌ای بزرگ و ارزشمند از اشعار و سخنان شاعران گرانقدر ادب فارسی است که به حضور دوستداران شعر و ادب تقدیم می‌داریم.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید