ناناس

(اِخ) از دهات دهستان دول بخش حومهء شهرستان ارومیه است، در 46 هزارگزی جنوب شرقی ارومیه و 9500 گزی مغرب جادهء شوسهء ارومیه به مهاباد در درهء سردسیری واقع است و 178 تن سکنه دارد آبش از چشمه تأمین میشود محصولش غلات، توتون، چغندر و حبوبات و شغل اهالی زراعت...


ناناصاحب

[حِ] (اِخ) دان دو پانت( 1)، معروف به ناناصاحب( 2) از رهبران انقلاب و شورش هندیان علیه انگلستان است وی شورش کانپور را Dandhou Panth - ( که منجر به قتل عام انگلیسیان شد به سال 1857 م رهبری کرد وی به سال 1860 در نپال درگذشت ( 1 (2)...


نانالان

(اِخ) نام محلی در راه سنندج به ساوجبلاغ، در 5500 گزی سنندج.


نانامیدنی

[دَ] (ص لیاقت) که قابل تسمیه و نام گذاری نیست || که درخور ذکر نیست (یادداشت مؤلف).


نانای کردن

[کَ دَ] (مص مرکب) و نای نای کردن؛ در تداول، رقصیدن و دست افشانی کودکان رقص کردن شیرخوارگان.


نانای نای

(اِ) در زبان شیر خوارگان و خردسالان، رقص رقصیدن || کلمه ای که با آن شیرخوارگان و اندک سالان را رقصانند.


نانبا

(اِ مرکب) نان پز (انجمن آرا) (فرهنگ نظام) نانوا (ناظم الاطباء) مخفف نان آبائی که طباخ و خباز باشد (غیاث اللغات)( 1)رجوع به نانوا شود || مجازاً، نان فروش (انجمن آرا) (از آنندراج) (فرهنگ نظام) : و درم نانبا را داد به مهر دقیانوس نانبا گفت مگر این مرد گنج...


نانبائی

(حامص مرکب) نانوائی خبازی نان پختن || نان فروشی (ناظم الاطباء (||) اِ مرکب) دکان نانبائی دکان نان ساختن و فروختن جای نان فروشی.


نان باره

[رَ / رِ] (ص مرکب) نان طلب نانجوی نانخواه.


نانبایی

(حامص مرکب) نانبائی رجوع به نانبائی و نانوایی شود.


نان بده

[بِ دِهْ] (نف مرکب) سخی سخاوتمند دست و دلباز که به دیگران نان میدهد که به اطرافیان و زیردستان نان میرساند نان رسان نان ده سخی خاصه نسبت به نوکران و پیشکاران.


نان برنجی

[نِ بِ رِ / بِ رِ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) قسمی شیرینی که از آرد برنج و شکر و روغن و تخم مرغ پزند.


نان بری

[بُ] (حامص مرکب) نان بریدن روزی و معاش و مواجب کسی را بریدن و قطع کردن موجب و باعث قطع روزی و رزق دیگران شدن درآمد ضروری کسی را قطع کردن: نان بری کار خوبی نیست (|| اِ مرکب) وسیلهء بریدن و قطعه قطعه کردن نان - کارد نان بری؛...


نان بریدن

[بُ دَ] (مص مرکب) بریدن و قطعه قطعه کردن نان || روزی و معاش کسی را قطع کردن - نان کسی را بریدن؛ ممر معاش او را مسدود کردن وسیلهء اعاشه را از او گرفتن او را از نان انداختن.


نان بستن

[بَ تَ] (مص مرکب)چسبانیدن خمیر به دیوار تنور دوسانیدن نان به دیوار تنور || کنایه از آرمیدن با زن : تنوری گرم دید و نان در او بستنظامی.


نانبشتن

[نِ بِ تَ] (مص منفی) نانوشتن ننوشتن.


نانبشتنی

[نِ بِ تَ] (ص لیاقت)نانوشتنی غیرقابل نبشتن که نوشتنی نیست غیرقابل کتابت.


نانبشته

[نِ بِ تَ / تِ] (ن مف مرکب)نانوشته نوشته نشده غیرمکتوب || شفاهی مقابل کتبی || مقابل نبشته رجوع به نبشته شود.


نان بهشتی

[نِ بِ هِ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) قسمی شیرینی است که از آرد نرم گندم و روغن و شکر و تخم مرغ سازند.


نان به کمر داشتن

[بِ کَ مَ تَ] (مص مرکب) توشهء راه آماده داشتن آمادهء سفر بودن بسیجیده بودن عزم سفر داشتن : زاد سفر به کودکی آورده از عدم همچون هلال نان به کمر داشتیم ما فتوت (آنندراج).



با مهر شما، راه هموارتر می‌شود

 

اگر قافیه‌ها بر دل‌ات نشسته‌اند و نغمۀ این ابزار، لبخند به لبت نشانده... بدان که این تلاش، بی‌هیچ چشم‌داشتی رقم خورده؛ اما نسیم حمایت تو، ادامۀ راه را برای ما هموارتر خواهد کرد.

حمایت از ما

بازی ادبی بِیتاس

دانلود بازی ادبی بیتاس

💫 بیتاس، جایی که شعر، بازی و احساس در کنار هم معنا پیدا می‌کنند.

مشاهده و دانلود

ربات تلگرامی قافیه‌یاب

ربات قافیه‌یاب هم‌صدا، ابزاری کاربردی، رایگان و سریع در زمینه ادبیات فارسی برای جستجوی قافیه در تلگرام.

مشاهده ربات

قافیه‌یاب برای اندروید

با خرید نسخه اندرویدی قافیه‌یاب از کافه‌بازار یا مایکت از این پروژه ادبی حمایت کنید.

خرید از بازار خرید از مایکت

نرم‌افزار فرهنگ عروضی

فرهنگ عروضی هم‌صدا برای اندروید

فرهنگ لغت جامع عروض و قافیه با قابلیت وزن یابی.

گنجور

گنجور مجموعه‌ای ارزشمند از سروده‌ها و سخن‌رانی‌های شاعران پارسی‌گوی است که به صورت رایگان در اختیار همگان قرار گرفته است. برای مشاهده وب‌سایت گنجور اینجا کلیک کنید.

دریای سخن

نرم‌افزار دریای سخن کتابخانه‌ای بزرگ و ارزشمند از اشعار و سخنان شاعران گرانقدر ادب فارسی است که به حضور دوستداران شعر و ادب تقدیم می‌داریم.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید