ناظر مشهدی
جوان » [ظِ رِ مَ هَ] (اِخ) (مولانا) یا ناظری مشهدی از شاعران معاصر با امیرعلشیر نوائی است، میرعلیشیر در مجالس النفائس او را دانسته او « به طریقهء بخردی » وصف کرده است و مؤلف صبح گلشن رفتار و گفتار او را « بفهم که در ذهن تصرف تمام...
ناظره
[ظِ رَ] (ع اِ) چشم (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (مهذب الاسماء) عین (اقرب الموارد) ج، نواظر || اصطلاحاً، نگریستن به بصیرت است از جانبین امر در نسبت بین دو چیز به خاطر اظهار صواب (تعریفات جرجانی) طرفین قضیه ای را برای اظهار نظر و انتخاب جهت صواب مورد دقت...
ناظره
[ظِ رَ] (اِخ) کوهی است یا آبی است مر بنی عبس را یا موضعی است (منتهی الارب) جبل او ماء لبنی عبس باعلی الشقیق، او موضع (معجم متن اللغه).
ناظره خوانی
[ظِ رَ / رِ خوا / خا](حامص مرکب) مطالعهء کتاب و درس (ناظم الاطباء).
ناظر هزینه
[ظِ رْ / رِ هَ نَ / نِ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) آنکه در امر دخل و خرج نظارت می کند (|| اصطلاح اداری امروز) نماینده ای که از طرف وزارت دارائی در امر مخارج ادارات دولتی از قبیل خریدن لوازم و اثاثه یا اجاره و بنای ساختمان و غیره...
ناظری
[ظِ] (حامص) نظارت کردن ناظر بودن رجوع به ناظر شود || مباشرت کارگزاری.
ناظری خوردن
[ظِ خوَر / خُرْ دَ](مص مرکب) مبلغی از پول به عنوان حق النظاره برداشتن حق الزحمه گرفتن چیزی به نام حق کارگزاری و مباشرت گرفتن.
ناظری کردن
[ظِ کَ دَ] (ص مرکب)ناظر شدن مباشرت کارگزاری رجوع به ناظر و ناظری شود.
ناظم
[ظِ] (ع ص، اِ) شاعر آنکه سخن را موزون کند (ناظم الاطباء) درکشندهء سخن در وزن (آنندراج) شعرگوینده (ناظم الاطباء) مقابل ناثر || کسی که مروارید را به رشته کشد (ناظم الاطباء) به رشته کشندهء مرواریدها و جز آنها (فرهنگ نظام ||) چیزی را به چیزی ضم کننده (آنندراج) جمع...
ناظم
[ظِ] (اِخ) نصیرالدوله ناظم الملک جین قلیج بهادر ظفرجنگ از پارسی گویان قرن سیزدهم هندوستان است و به روایت مؤلف صبح او راست: تیر نگاه مست تو دانی کجا نشست بر دل نشست و « در نظم اشعار با میرزا محمدحسن قتیل مشاورت می کرد » گلشن خوب نشست و...
ناظم
[ظِ] (اِخ) عبدالله شیرازی (میرزا) از شاعران قرن سیزدهم هجری است در نسخهء خطی تذکرهء ثمر تألیف ثمر نائینی موجود در کتابخانهء مجلس از او ذکری رفته است رجوع به فرهنگ سخنوران ص 590 شود.
ناظم
از او ذکری شده است رجوع به فرهنگ « نامهء فرهنگیان » [ظِ] (اِخ) علی بن علی اکبر ایروانی، از شاعران است و در تذکرهء خطی سخنوران ص 590 شود.
ناظم آباد
[ظِ] (اِخ) رجوع به تازه آباد دیرج در این لغت نامه شود.
ناظم آباد
[ظِ] (اِخ) ( مستعلی) از دهات دهستان حومه بخش مرکزی شهرستان اهر است و در 13 هزارگزی مشرق اهر و پانصدگزی جادهء شوسهء اهر به خیاو، در منطقهء کوهستانی معتدل هوائی واقع است و 128 تن سکنه دارد آبش از چشمه تأمین می شود، محصولش ( غلات و حبوبات، شغل...
ناظم آباد
[ظِ] (اِخ) دهی است از دهات لواسان کوچک بخش افجهء شهرستان تهران در سه هزارگزی جنوب شرقی گلندوک و به فاصلهء سه هزارگزی راه شوسه در دامنهء سردسیری قرار دارد سکنهء آن 57 نفر است آبش از رودخانه افجه تأمین می شود محصولش غلات و بنشن، شغل اهالی زراعت است...
ناظم الاسلام کرمانی
بهسال 1280 ه ق در ،« تاریخ بیداری ایرانیان » [ظِ مُلْ اِ مِ کِ](اِخ) محمد بن علی از فضلا و مؤلفین معروف کرمان و صاحب کرمان متولد شد پس از فراگرفتن مقدمات علوم ادبی پارسی و عربی، فقه و اصول در کرمان و تحصیل منطق و شرح اشارات...
ناظم الاطباء
[ظِ مُلْ اَ طِبْ با] (اِخ)علی اکبر (میرزا خان)بن محمدحسن بن علی اکبربن محمدعلی بن محمدکاظم بن ابوالقاسم بن محمدکاظم بن سعید شریف نفیسی از اطبای معروف و دانشمندان قرن چهاردهم هجریست وی به سال 1263 ه ق در کرمان تولد یافت و پس از تحصیلات مقدماتی با...
ناظم الدوله
[ظِ مُدْ دَ لَ] (اِخ) لقب میرزا ملکم خان بن میرزا یعقوب ارمنی اصفهانی است وی به سال 1249 ه ق در اصفهان تولد یافت( 1) و پس از تحصیلات مقدماتی در اصفهان، به اروپا رفت و در پاریس به آموختن ریاضی و حقوق پرداخت و چون به ایران...
ناظم الملک
[ظِ مُلْ مُ] (اِخ) جهانگیر خان (میرزا)بن محب علی حسینی مرندی از رجال قرن اخیر ایران است، وی مدتی عهده دار سفارت مقداری از طرف جام خراسان که متنازع فیه ایران و افغان بود و هم چنین قریب به بیست فرسخ از حدود » ایران در بغداد بود و کردستان...
ناظم المهام
است این روزنامه به دوران سلطنت ناصرالدین شاه قاجار و به « وقایع اتفاقیه » [ظِ مُلْ مَ] (اِخ) میرزا جبار (حاجی) مباشر روزنامهء اشارت امیرکبیر در ایران منتشر شد رجوع به سبک شناسی بهار ج 3 ص 344 شود.
