ناطح

[طِ] (اِخ) نطح و ناطح دو ستاره است از منازل قمر به برج حمل که هر دو شاخ وی اند (منتهی الارب) (آنندراج) نطح و ناطح نام دو ستاره است در شاخ حمل و آنها را شرطان گویند که یکی از منازل قمر است (ناظم الاطباء) شرطان، و آن دو...


ناطر

[طِ] (ع ص، اِ)( 1) باغبان خرما و انگور (منتهی الارب) (آنندراج) باغبان رزستان و نخلستان (ناظم الاطباء) آنکه رز و خرما و کشت را نگهبانی کند (اقرب الموارد) نگهبان رز و زراعت (از المنجد)حافظ الکرم و النخل و الزرع (معجم متن اللغه) دشتوان و - (1) ( رزوان ناطور...


ناطرون

است (منتهی الارب) رجوع به ماطرون شود « میم » [طِ] (اِخ) موضعی است به شام، یا آن ماطرون به.


ناطس

[طِ] (ع ص، اِ) جاسوس (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از آنندراج) (اقرب الموارد) (معجم متن اللغه) (مهذب الاسماء) (المنجد).


ناطع

[طِ] (ع ص) آنکه با دندان های پیشین می خورد (ناظم الاطباء)( 1 ||) که لقمه را قطع کند و به خوان بازگرداند (اقرب الموارد) (معجم متن اللغه) که لقمهء گاززده را به سفره بازبرگرداند || آنکه در کام سخن می گوید (ناظم الاطباء ||) خالص گویند: بیاض ناطع (اقرب...


ناطف

[طِ] (ع اِ) شکرینه (منتهی الارب) (آنندراج) نوعی حلوا که به فارسی شکرینه گویند (ناظم الاطباء) نوعی حلواست که قبیطی نامیده می شود (از معجم متن اللغه)( 1)نام عام بسیاری از حلواهاست از آن جمله است شکرپنیر و حلواسورون و حلوای مغزیات (فرهنگ نظام) کبیتا (فرهنگ اسدی) حلوای مغزین (دهار)...


ناطفی

[طِ] (ع ص نسبی) شکرینه فروش (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) رجوع به ناطف شود.


ناطفی

[طِ] (اِخ) احمدبن محمد ناطفی حنفی، مکنی به ابوالعباس رجوع به احمدبن محمد شود.


ناطفی

[طِ] (اِخ) عمر بن محمد بن ابی بکر الناطفی، مکنی به ابوحفص از مردم مرو است وی از ابوالقاسم علی بن موسی الموسوی و ابوعبدالله محمد بن الحسن فسائی و غیرهما روایت کند ولادتش در حدود سنهء 450 است و وفاتش به سال 546 در دمشق اتفاق ( افتاد (از...


ناطق

[طِ] (ع ص) اسم فاعل از نطق (اقرب الموارد) گوینده (منتهی الارب) گویا (آنندراج) (فرهنگ نظام) سخنگوی (دهار) (مهذب الاسماء) که سخن می گوید : ز نطق ار فرومانده بلبل من اینک چو بلبل به مدح خداوند ناطقادیب صابر نیست از تیر چرخ ناطق تر دست از نطق زید و...


ناطق

[طِ] (اِخ) باقر (شیخ) شیرازی، متخلص به ناطق شاعری از قریهء کویم شیراز است در نسخهء خطی مرآت الفصاحه (مؤلف در اوایل قرن چهاردهم) از او ذکری رفته است رجوع به فرهنگ سخنوران ص 589 شود.


ناطق

[طِ] (اِخ) حسن یزدی (میرزا سید) متخلص به ناطق از شاعران قرن سیزدهم هجری است در تذکرهء خطی حدیقه الشعراء تألیف دیوان بیگی شیرازی ص 188 از او ذکری رفته است رجوع به فرهنگ سخنوران ص 590 شود.


ناطق

در دهلی نشو و نما یافته و برای کسب کمال به ملک توران » [طِ] (اِخ) رحمت الله (خواجه) لاهوری به روایت مؤلف صبح گلشن 1) او )« شتافته مدتی در فرح آباد به سر برد و در آخر عمر به دارالحکومهء لکهنو اقامت گزیده همانجا جان به قابض ارواح...


ناطق

[طِ] (اِخ) گل محمدخان مکرانی به روایت مؤلف شمع انجمن از دیار خود به هندوستان مهاجرت کرده و در لکهنو اقامت گزیده و به سال 1264 ه ق درگذشته است( 1)او راست: ناطق ابنای روزگار کرند خود بنه گوش بر فسانهء خویش * به دل مرده نبخشید حیات آب...


ناطق

[طِ] (اِخ) محمد (شیخ) ابن آقا میرزا محمدعلی مجتهد شیرازی از شاعران قرن سیزدهم است و مرحوم فرصت در آثارالعجم این ابیات را از وی آورده است: آن روز که آشفته به رخ موی تو کردند صد سلسله دل بستهء گیسوی تو کردند دیوانه به زنجیر شود عاقل و ما...


ناطق

[طِ] (اِخ) محمدحسن کاشانی (میرزا) داماد فتحعلی خان صبا و از شاعران قرن سیزدهم کاشان است در نسخهء خطی مدایح معتمدی تألیف محمدعلی بهار اصفهانی ذکری از او رفته است رجوع به فرهنگ سخنواران ص 589 شود.


ناطق

[طِ] (اِخ) محمد شفیع (میر سید) اصلا از سادات اصفهان است و در ولایت دکن (هندوستان) تولد یافته و با شیخ محمدعلی در کمال سلامت نفس و استغنای طبع و تعفف و » ( حزین در شاه جهان آباد معاشرت داشته و به روایت سیدعبدالله شوشتری( 1 او راست: نکنند...


ناطق

نسخ تعلیق را بسیار خوش » [طِ] (اِخ) مسیحابن ملانویدی شیرازی، متخلص به ناطق از شاعران عهد صفویه است نصرآبادی( 1) آرد او راست: نسازد آشتی گرد « می نویسد و شعرش هم لطیف است اما روزگار با او سازگاری ننموده چنانکه کمال عسرت را دارد کدورت پاک از دلها...


ناطق اصفهانی

در تاریخ گوئی و عددجوئی » : [طِ قِ اِ فَ] (اِخ) میرزا صادق از شاعران قرن سیزدهم هجری قمریست مؤلف ریحانه الادب آرد قدرتی عجیب داشته و در این فن گوی سبقت از دیگران ربوده است، چنانکه عدد ابجدی هریک مصراع از اکثر قصایدش مادهء تاریخ سال یکی از...


ناطق اصفهانی

[طِ قِ اِ فَ] (اِخ)ملّازمان از شاعران قرن یازدهم و مولدش کوهپایهء اصفهان است در دوران سلطنت شاه عباس دوم صفوی می زیسته، او راست: چو مرغ دل به آن زلف آشیان کرد پریشانی مرا زنجیربان کرد به آن زلف پریشانی که داری به ما یک روز هم شب می...



با مهر شما، راه هموارتر می‌شود

 

اگر قافیه‌ها بر دل‌ات نشسته‌اند و نغمۀ این ابزار، لبخند به لبت نشانده... بدان که این تلاش، بی‌هیچ چشم‌داشتی رقم خورده؛ اما نسیم حمایت تو، ادامۀ راه را برای ما هموارتر خواهد کرد.

حمایت از ما

بازی ادبی بِیتاس

دانلود بازی ادبی بیتاس

💫 بیتاس، جایی که شعر، بازی و احساس در کنار هم معنا پیدا می‌کنند.

مشاهده و دانلود

ربات تلگرامی قافیه‌یاب

ربات قافیه‌یاب هم‌صدا، ابزاری کاربردی، رایگان و سریع در زمینه ادبیات فارسی برای جستجوی قافیه در تلگرام.

مشاهده ربات

قافیه‌یاب برای اندروید

با خرید نسخه اندرویدی قافیه‌یاب از کافه‌بازار یا مایکت از این پروژه ادبی حمایت کنید.

خرید از بازار خرید از مایکت

نرم‌افزار فرهنگ عروضی

فرهنگ عروضی هم‌صدا برای اندروید

فرهنگ لغت جامع عروض و قافیه با قابلیت وزن یابی.

گنجور

گنجور مجموعه‌ای ارزشمند از سروده‌ها و سخن‌رانی‌های شاعران پارسی‌گوی است که به صورت رایگان در اختیار همگان قرار گرفته است. برای مشاهده وب‌سایت گنجور اینجا کلیک کنید.

دریای سخن

نرم‌افزار دریای سخن کتابخانه‌ای بزرگ و ارزشمند از اشعار و سخنان شاعران گرانقدر ادب فارسی است که به حضور دوستداران شعر و ادب تقدیم می‌داریم.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید