ناداننده

[نَنْ دَ / دِ] (نف مرکب) نادان که نمی داند مقابل داننده.


نادان وار

(ق مرکب) مثل نادان ها جاهلانه چون نادانان : و اگر چه از علم بهرهء تمام داشت نادان وار در آن خوضی می پیوست (کلیله و دمنه).


نادانی

(حامص مرکب) (از: نادان + ی (حاصل مصدر، اسم معنی) جهل ضد دانائی (حاشیهء ص 2092 برهان چ معین) جهل بی علمی بی اطلاعی بی وقوفی بی شعوری بی عقلی بی هوشی دیوانگی حماقت (ناظم الاطباء) سفاه (دهار) خُرقه خُرق طغامه نعامه جهالت رهق (از منتهی الارب) نابخردی بلاهت نفهمی...


نادانی کردن

[کَ دَ] (مص مرکب)حماقت کردن جهالت کردن (ناظم الاطباء) کارهای جاهلانه کردن سبکی و جلفی و حماقت کردن.


نادب

[دِ] (ع ص) اسم فاعل از ندب (اقرب الموارد) رجوع به ندب شود || آن که می گرید بر مرده و محاسن او را برمیشمرد (از اقرب الموارد) نوحه سرای نوحه گر که بر مرده گریه و زاری و نوحه سرائی میکند || کسی که میخواند کسی را به کاری...


نادبه

[دِ بَ] (ع ص) تأنیث نادب رجوع به نادب شود || زنی که بر مرده میگرید و محاسن او را برمیشمرد (از اقرب الموارد) زن ندبه کننده (ناظم الاطباء) ندب المیت؛ بکاهُ و عدد محاسنه فهو نادب و هی نادبه (از اقرب الموارد) نائحه نوحه سرای نوحه گر ج، نوادب.


نادبه

[دِ بَ] (ع ص) نادبه رجوع به نادبه شود.


نادختری

[دُ تَ] (اِ مرکب) دختر زن دختر شوهر دختندر ربیبه.


نادر

[دِ] (ع ص) اسم فاعل از ندر (اقرب الموارد) رجوع به ندر شود (|| اِ) جمع اندر به معنی خرمن یا خرمن گندم است (از منتهی الارب) رجوع به اندر شود || خر وحشی (از اقرب الموارد ||) النادر من الجبل؛ ما خرج منه و برز (اقرب الموارد) نادرالجبل؛ آنچه...


نادرآباد

[دِ] (اِخ) از دهات بخش ارکو شهرستان ایلام است در سی و چهار هزارگزی جنوب شرقی قلعه دره و در کنارهء راه مالرو زرین آباد قرار دارد کوهستانی است و هوائی معتدل دارد سکنه اش 182 نفر است و فارسی را به لهجه های کردی و لری تکلم میکنند و...


نادرآباد

[دِ] (اِخ) دهی است از دهستان کلیائی بخش اسدآباد شهرستان همدان در بیست و یکهزار گزی شمال غربی اسدآباد و شش هزارگزی مشرق جادهء فرعی چهاردولی به سنقر کوهستانی و سردسیر است و ساکنانش 189 نفرند و فارسی را به لهجهء کردی تکلم میکنند آبش از چشمه و محصولش غلات...


نادرآباد

[دِ] (اِخ) دهی است از دهستان حومهء بخش مرکزی شهرستان قزوین در 10500 گزی شمال غربی قزوین قرار دارد دامنه ای سردسیر است با 96 نفر سکنه از طایفهء باجلان آبش از قنات است و محصولش غلات و صنعت دستی مردمش گلیم و جاجیم و ( جوراب بافی راه ماشین...


نادرا

در فن سیاق آگاه است و رساله ای جامعه در آن » : [دِ] (اِخ) از شاعران شیراز و معاصر با صفویه است میرزاطاهر نصرآبادی آرد باب نوشته است، مدتی قبل از این در لباس فقر و فنا به اصفهان آمده به قصد زیارت عتبات عالیات روانه شده در کرمانشاه...


نادراً

[دِ رَنْ] (ع ق) گاهگاه اتفاقاً (ناظم الاطباء) لایکون ذلک الا نادراً؛ ای فیما بین الایام (اقرب الموارد) ندرهً بندرت به نادر.


نادر افتادن

[دِ اُ دَ] (مص مرکب) تنها افتادن جالب واقع شدن : چنان نادر افتاده در روضه ای که بر لاجوردی طبق بیضه ایسعدی || کمتر اتفاق افتادن به ندرت پیش آمدن : نادر افتد که یکی دل به وصالت ندهد یا کسی در بلد کفر مسلمان ماندسعدی.


نادر اکبرآبادی

[دِ رِ اَ بَ] (اِخ) مؤلف تذکرهء صبح گلشن( 1) اسم او را نادر حسن اکبرآبادی نوشته و این دو بیت را از او نقل کرده است: بستهء زنار خوبان را به ایمان کار نیست حلقهء زلف پریرویان کم از زنار نیست هر که شد مقتول ابرویت حیات خضر یافت...


نادرالحسن

[دِ رُلْ حُ] (ع ص مرکب) آن که خوبی و نیکوئی وی برخلاف معمول باشد (ناظم الاطباء) که در حسن و زیبائی نظیرش نایاب یا کمیاب باشد : گویند: خواجه ای را بنده ای نادرالحسن بود و با وی بسبیلِ مودّت و دیانت نظری داشت (گلستان چ یوسفی ص (133.


نادرالوقوع

[دِ رُلْ وُ] (ع ص مرکب) هر چیزی که کمتر اتفاق می افتد (ناظم الاطباء).


نادر اوفتادن

[دِ دَ] (مص مرکب) نادر افتادن رجوع به نادر افتادن شود : دوران تو نادر اوفتاده ست کاین حسن خدا به کس نداده ستسعدی.


نادربرابر

[دَ بَ بَ] (ص مرکب) بیجا بی موقع بی مناسبت بی ربط نادرست ناموافق (ناظم الاطباء).



با مهر شما، راه هموارتر می‌شود

 

اگر قافیه‌ها بر دل‌ات نشسته‌اند و نغمۀ این ابزار، لبخند به لبت نشانده... بدان که این تلاش، بی‌هیچ چشم‌داشتی رقم خورده؛ اما نسیم حمایت تو، ادامۀ راه را برای ما هموارتر خواهد کرد.

حمایت از ما

بازی ادبی بِیتاس

دانلود بازی ادبی بیتاس

💫 بیتاس، جایی که شعر، بازی و احساس در کنار هم معنا پیدا می‌کنند.

مشاهده و دانلود

ربات تلگرامی قافیه‌یاب

ربات قافیه‌یاب هم‌صدا، ابزاری کاربردی، رایگان و سریع در زمینه ادبیات فارسی برای جستجوی قافیه در تلگرام.

مشاهده ربات

قافیه‌یاب برای اندروید

با خرید نسخه اندرویدی قافیه‌یاب از کافه‌بازار یا مایکت از این پروژه ادبی حمایت کنید.

خرید از بازار خرید از مایکت

نرم‌افزار فرهنگ عروضی

فرهنگ عروضی هم‌صدا برای اندروید

فرهنگ لغت جامع عروض و قافیه با قابلیت وزن یابی.

گنجور

گنجور مجموعه‌ای ارزشمند از سروده‌ها و سخن‌رانی‌های شاعران پارسی‌گوی است که به صورت رایگان در اختیار همگان قرار گرفته است. برای مشاهده وب‌سایت گنجور اینجا کلیک کنید.

دریای سخن

نرم‌افزار دریای سخن کتابخانه‌ای بزرگ و ارزشمند از اشعار و سخنان شاعران گرانقدر ادب فارسی است که به حضور دوستداران شعر و ادب تقدیم می‌داریم.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید