ناخواه

[خوا / خا] (ن مف مرکب، ق مرکب) بی میل و اراده بی اختیار بی خواست (ناظم الاطباء) ناخواسته (فرهنگ نظام) کنایه از کاری بود که نه بخواست و اختیار کسی به فعل آید (انجمن آرا) بدون اراده کراههً اجباراً به طور عدم میل و رغبت (ناظم الاطباء) کرهاً -...


ناخواهان

[خوا / خا] (نف مرکب)ناخوش نادلپسند غیرمطلوب (ناظم الاطباء ||) ناخواه بی میل که خواستار نیست : هر چند دل سلطان ( ناخواهان است اریارق را و غازی را خواهان (تاریخ بیهقی ص 320.


ناخواهان شدن

[خوا / خا شُ دَ](مص مرکب) زهد (دهار) زهادت (مجمل).


ناخواهانی

[خوا / خا] (حامص مرکب)زهد (منتهی الارب) کراهت نفرت (یادداشت مؤلف) بی رغبت شدن نخواستن عمل ناخواهان.


ناخواهری

[خوا / خا هَ] (اِ مرکب)خواهر پدری خواهر مادری خواهر ابی تنها خواهر امی تنها.


ناخوب

(ص مرکب) بد ناخوش (ناظم الاطباء) ناپسند ناشایست (آنندراج) زشت کریه ناپسندیده پرآهو عیب ناک مقابل خوب رجوع به خوب شود : چنین گفت با رستم اسفندیار که بر کین طاوس بر خون مار، بریزیم نا خوب و ناخوش بود نه آئین شاهان سرکش بودفردوسی بگفتار و کردار از پیش...


ناخوب کردن

[کَ دَ] (مص مرکب) بد کردن خطا کردن : به امید بیشی نداد و نخورد خردمند داند که ناخوب کردسعدی دگر روز خادم گرفتش به راه که ناخوب کردی به رای تباهسعدی.


ناخوبی

(حامص مرکب) بدی ناخوشی (ناظم الاطباء) زشتی تباهی خوب نبودن مقابل خوبی رجوع به خوبی شود : به بخت تو آرام گیرد جهان شود جنگ و ناخوبی اندرنهانفردوسی زمانه به شمشیر او راست گشت غم و رنج و ناخوبی اندرگذشتفردوسی بیندیش و این کار را بازجوی نباید که ناخوبی آید...


ناخودآگاه

[خوَدْ / خُ دْ] (ص مرکب) که از خود بی خبر است که از خود آگاه نیست که از خویشتن خود آگاهی ندارد || در اصطلاح روانشناسی، مغفوله لاعن شعور مغفول که در صحنهء روشن و صریح ذهن نیست ضمیر ناخودآگاه( 1) به معنی وجدان مغفوله یا شعور باطن به...


ناخودآگاهی

[خوَدْ / خُدْ] (حامص مرکب) حالت و صفت ناخودآگاه بی خویشتنی از خود بی خبر بودن.


ناخوذه

[ذَ] (معرب، اِ مرکب) تعریب ناخدا ج، نواخذه رجوع به ناخدا شود :جائت عساکرهم و نزل الناخوذه الیهم و معه هدیه لابن الملک (سفرنامهء ابن بطوطه).


ناخور

(اِخ) نام پدر آزر و جدّ ابراهیم مؤلف تاریخ گزیده آرد: لقب او خلیل الله، نسبش ابراهیم بن آزر و هوتارخ بن ناخوربن ساروغ (تاریخ گزیده ص 30 ) صاحب تاریخ سیستان نام او را ناجورا آورده است (تاریخ سیستان ص 43 ) مؤلف حبیب السیر آرد: در تاریخ طبری...


ناخوردگی

[خوَرْ / خُرْ دَ / دِ] (حامص مرکب) نخوردن امساک رجوع به ناخوردن شود : در خرج بر خود چنان در مبند که گردی ز ناخوردگی دردمندنظامی.


ناخوردن

[خوَرْ / خُرْ دَ] (مص منفی)نخوردن امساک بر اثر بیماری یا ناداری یا خست از خوردن امساک کردن : ز ناخوردنش چشم تاریک شد تن پهلوانیش باریک شدفردوسی ناخوردنت ار چه دلپذیر است زین یکدو نواله ناگزیر استنظامی که ز ناگفتنش خلل زاید یا ز ناخوردنش بجان آیدسعدی (گلستان).


ناخوردنی

[خوَرْ / خُرْ دَ] (ص لیاقت)نخوردنی که قابل خوردن نیست که خوردن را نشاید که نبایدش خورد که نتوان خوردش : هر آنکو کند کار ناکردنی غمی بایدش خورد ناخوردنی (سندبادنامه ص 179 ) چرا از پی سنگ ناخوردنی کنی داوریهای ناکردنینظامی.


ناخورده

[خوَرْ / خُرْ دَ / دِ] (ن مف مرکب)نخورده مقابل خورده رجوع به خورده و نخورده و خوردن شود : اگر بچهء شیر ناخورده سیر بپیچد کسی در میان حریرفردوسی تو با رستم شیر ناخورده سیر میان را ببستی چو شیر دلیرفردوسی یکی کودکی دوختند از حریر ببالای آن شیرناخورده...


ناخورش

[خُ رِ] (اِ مرکب) آنچه از غذا که در ته دیگ میماند و به آن می چسبد (ناظم الاطباء).


ناخوست

[خوَسْ / خُسْ] (ن مف مرکب)هر چیز که آن را به پای کوفته باشند (برهان قاطع) (آنندراج) جائی که لگدکوب شده باشد جائی که مسطح و برابر کرده شده باشد (ناظم الاطباء) ناخوست، بضم خا و سکون واو و سین مهمله در سروری به معنی پای خوست به پای کوفته...


ناخوستن

[خوَسْ / خُسْ تَ] (مص مرکب) مصدر ناخوست باشد یعنی چیزی را به پای کوفتن (برهان قاطع) (از آنندراج) پایمال کردن پاسپر نمودن لگدکوب کردن (ناظم الاطباء) رجوع به ناخوست شود مصحف پاخوستن.


ناخوش

[خوَشْ / خُشْ] (ص مرکب)( 1)دلتنگ ناشادمان آزرده رنجیده ناخشنود ناراضی (ناظم الاطباء) ناراضی غمگین (فرهنگ نظام) نژند غمین ناپدرام که خوش نیست : در آن جای جای تو آتش بود به دنیا دلت تلخ و ناخوش بودفردوسی چو آتش در دلم سرکش چه باشی به وقت خوشدلی ناخوش چه...



با مهر شما، راه هموارتر می‌شود

 

اگر قافیه‌ها بر دل‌ات نشسته‌اند و نغمۀ این ابزار، لبخند به لبت نشانده... بدان که این تلاش، بی‌هیچ چشم‌داشتی رقم خورده؛ اما نسیم حمایت تو، ادامۀ راه را برای ما هموارتر خواهد کرد.

حمایت از ما

بازی ادبی بِیتاس

دانلود بازی ادبی بیتاس

💫 بیتاس، جایی که شعر، بازی و احساس در کنار هم معنا پیدا می‌کنند.

مشاهده و دانلود

ربات تلگرامی قافیه‌یاب

ربات قافیه‌یاب هم‌صدا، ابزاری کاربردی، رایگان و سریع در زمینه ادبیات فارسی برای جستجوی قافیه در تلگرام.

مشاهده ربات

قافیه‌یاب برای اندروید

با خرید نسخه اندرویدی قافیه‌یاب از کافه‌بازار یا مایکت از این پروژه ادبی حمایت کنید.

خرید از بازار خرید از مایکت

نرم‌افزار فرهنگ عروضی

فرهنگ عروضی هم‌صدا برای اندروید

فرهنگ لغت جامع عروض و قافیه با قابلیت وزن یابی.

گنجور

گنجور مجموعه‌ای ارزشمند از سروده‌ها و سخن‌رانی‌های شاعران پارسی‌گوی است که به صورت رایگان در اختیار همگان قرار گرفته است. برای مشاهده وب‌سایت گنجور اینجا کلیک کنید.

دریای سخن

نرم‌افزار دریای سخن کتابخانه‌ای بزرگ و ارزشمند از اشعار و سخنان شاعران گرانقدر ادب فارسی است که به حضور دوستداران شعر و ادب تقدیم می‌داریم.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید