ناخن به سنگ آمدن

[خُ بِ سَ مَ دَ](مص مرکب) کنایه از امر ناملایم پیش آمدن (بهار عجم) (غیاث اللغات) (آنندراج) ناامید شدن : به سنگ ناخن هر تشنه لب که می آید دهان آبلهء ما پر آب میگردد صائب (از آنندراج).


ناخن پال

[خُ] (اِ مرکب) آماس بسیار دردناک که در اطراف ناخن مردم پدید آید (ناظم الاطباء) ناخن خاره (از برهان قاطع) درد ناخن کژدمه کژدمک عقربک گوشه داحوس داحس کرمیشک (یادداشت مؤلف) رجوع به ناخن خواره شود || خلال گونه ای که بدان بن ناخن ها پاک کنند (یادداشت مؤلف).


ناخن پراندن

[خُ پَ دَ] (مص مرکب) و ناخن پریدن؛ کف پای زدن و چوب زدن که ناخن از آن خود بخود میپرد (بهارعجم) (آنندراج)( 1) : تا صبا ناخن گل را نپرانده ست به خار بر دل تنگ خود از خاک دری بگشایند صائب (از آنندراج) زحمت خود می دهد هر...


ناخن پریان

[خُ نِ پَ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) نوعی از صدف باشد و آن شبیه است به ناخن و بسیار خوشبوی می باشد و عربان اظفارالطیب خوانندش و در عطریات و دواها بکار برند اگر قدری از آن در زیر زنی که حیض او بند شده باشد دود کنند روان گردد...


ناخن پیرا

[خُ] (اِ مرکب) ناخن گیر ناخن چین ناخن پیرای رجوع به ناخن پیرای شود : و اگر بدین کفایت نکند به ناخن پیرا بردارند تا خون تمام برود (ذخیرهء خوارزمشاهی).


ناخن پیراء

[خُ] (اِ مرکب) ناخن پیرا ناخن پیرای مقص مقراض : و سنبل را نخست با ناخن پیراء ببرند پس اندر هاون بکوبند (ذخیرهء خوارزمشاهی) رجوع به ناخن پیرا و ناخن پیرای شود.


ناخن پیراستن

[خُ تَ] (مص مرکب)پیراستن ناخن کوتاه کردن ناخن ناخن گرفتن ناخن چیدن - ناخن پیراستن از چیزی؛ دست کشیدن از آن بترک آن گفتن رها کردن آن وانهادن آن : بپیرای از طمع ناخن به خرسندی که از دستت چو این ناخن بپیرائی همه کارت بپیراید ناصرخسرو.


ناخن پیرای

[خُ] (اِ مرکب) گاز (لغت اسدی) ناخن چین (آنندراج) آلتی است برای بریدن و زدن ناخن (شعوری) افزاری باشد که استادان سرتراش و حجام ناخن بدان گیرند (برهان قاطع) از ناخن + پیرای، پیراینده (حاشیهء برهان چ معین) مقراضی که بدان ناخن میگیرند (ناظم الاطباء) دست افزاری باشد که حجامان...


ناخن تراش

[خُ تَ] (اِ مرکب) ناخن چین ناخن بر (ناظم الاطباء) رجوع به ناخنگیر و ناخن پیرای شود || سوهان ناخنها وسیله ای که با آن پس از گرفتن و کوتاه کردن ناخن، سر آن را بتراشند و نرم و صاف و هموار کنند.


ناخن تراشیدن

[خُ تَ دَ] (مص مرکب)ناخن گرفتن از بن انگشتان ناخن برآمده را گرفتن (از ناظم الاطباء).


ناخن تیز کردن

[خُ کَ دَ] (مص مرکب)کنایه از طمع زیادتی کردن و توقع بیجا داشتن (آنندراج) (بهار عجم) طمع در چیزی بستن.


ناخن چیدن

[خُ دَ] (مص مرکب) بریدن ناخن گرفتن و کوتاه کردن ناخن || کنایه است از خلع سلاح کردن و وسیلهء حمله و دفاع کسی را از او گرفتن : دکان همچو خورشید گردیده است پری ناخن دیو را چیده است میرزاطاهر وحید (از آنندراج).


ناخن چین

[خُ] (اِ مرکب) افزاری که ناخن می چیند و لفظ دیگرش ناخن گیر است (فرهنگ نظام) آنچه با وی ناخن گیرند (شمس اللغات) ابزاری که بدان ناخن چینند و کوتاه کنند ناخن بُرای ناخن پیرای ناخن گیر رجوع به ناخن گیر شود.


ناخن خاره

[خُ رَ / رِ] (اِ مرکب) ناخن پال ورمی باشد که در اطراف ناخن بهم رسد و ناخن را بیندازد و به عربی داحس گویند (برهان قاطع) (آنندراج) رجوع به ناخن خواره و ناخن پال شود.


ناخن خشک

[خُ خُ] (ص مرکب) در تداول، کسی که کوچکترین نفعی برای دیگران بجای نماند که هیچ خیر از وی به هیچ کس نرسد که هیچ سود برای حریف باقی نماند و همه را خود برد -امثال: ناخن خشک است نظیر: آب از دستش نمی چکد (امثال و حکم).


ناخن خشکی

[خُ خُ] (حامص مرکب)عمل ناخن خشک بی خیری بی برکتی نفع خود طلبیدن و به دیگران اندک نفعی نرساندن رجوع به ناخن خشک شود.


ناخن خواره

[خُ خوا / خا رَ / رِ] (اِ مرکب) ناخن پال داخس (ناظم الاطباء)( 1) ورمی باشد مایل به سرخی نزدیک به ناخن که درد عظیم کند و ( او را کژدمه نیز خوانند( 2) و به عربی داخس گویند( 3) (فرهنگ جهانگیری) (شعوری) رجوع به ناخن پال و ناخن...


ناخن خوش

[خُ نِ خوَشْ / خُشْ](ترکیب وصفی، اِ مرکب) ناخن پریان و آن نوعی از صدف باشد (برهان قاطع) (آنندراج) رجوع به ناخن ضبط شده است « ناخن جوش » 1) - در نسخهء خطی فرهنگ جهانگیری ) ( پریان شود( 1.


ناخن دخل

[خُ نِ دَ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) کنایه از ایراد و اعتراض (آنندراج) (بهارعجم) : خیال نازکم را نیست تاب ناخن دخلی غنی هرگز نباشد طاقت نشتر رگ گل را ملاطاهر غنی (از آنندراج).


ناخن در دل زدن

[خُ دَ دِ زَ دَ] (مص مرکب) تصرف در مزاج کردن و تأثیر در دل نمودن (شمس اللغات) رجوع به ناخن بر دل زدن شود.



با مهر شما، راه هموارتر می‌شود

 

اگر قافیه‌ها بر دل‌ات نشسته‌اند و نغمۀ این ابزار، لبخند به لبت نشانده... بدان که این تلاش، بی‌هیچ چشم‌داشتی رقم خورده؛ اما نسیم حمایت تو، ادامۀ راه را برای ما هموارتر خواهد کرد.

حمایت از ما

بازی ادبی بِیتاس

دانلود بازی ادبی بیتاس

💫 بیتاس، جایی که شعر، بازی و احساس در کنار هم معنا پیدا می‌کنند.

مشاهده و دانلود

ربات تلگرامی قافیه‌یاب

ربات قافیه‌یاب هم‌صدا، ابزاری کاربردی، رایگان و سریع در زمینه ادبیات فارسی برای جستجوی قافیه در تلگرام.

مشاهده ربات

قافیه‌یاب برای اندروید

با خرید نسخه اندرویدی قافیه‌یاب از کافه‌بازار یا مایکت از این پروژه ادبی حمایت کنید.

خرید از بازار خرید از مایکت

نرم‌افزار فرهنگ عروضی

فرهنگ عروضی هم‌صدا برای اندروید

فرهنگ لغت جامع عروض و قافیه با قابلیت وزن یابی.

گنجور

گنجور مجموعه‌ای ارزشمند از سروده‌ها و سخن‌رانی‌های شاعران پارسی‌گوی است که به صورت رایگان در اختیار همگان قرار گرفته است. برای مشاهده وب‌سایت گنجور اینجا کلیک کنید.

دریای سخن

نرم‌افزار دریای سخن کتابخانه‌ای بزرگ و ارزشمند از اشعار و سخنان شاعران گرانقدر ادب فارسی است که به حضور دوستداران شعر و ادب تقدیم می‌داریم.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید