ناخورده
[خوَرْ / خُرْ دَ / دِ] (ن مف مرکب)نخورده مقابل خورده رجوع به خورده و نخورده و خوردن شود : اگر بچهء شیر ناخورده سیر بپیچد کسی در میان حریرفردوسی تو با رستم شیر ناخورده سیر میان را ببستی چو شیر دلیرفردوسی یکی کودکی دوختند از حریر ببالای آن شیرناخورده سیرفردوسی نهنگی بما برگذر کرده گیر همه گنج ناخورده را خورده گیرفردوسی لذت نعمت اندر آن است که نادیده ببینی و ناخورده بخوری (قابوسنامه) چو گندم گوژ و چون جو زردم از تو جوی ناخورده گندم خوردم از تونظامی اگر سودی نخواهی زو زیان نیست بود ناخورده یخنی باک از آن نیست نظامی دل چون بشنید این سخن زو ناخورده شراب گشت مدهوشعطار گفتن از زنبور بی حاصل بود با یکی در عمر خود ناخورده نیشسعدی.
درگاه پرداخت ایران کیش برای ووکامرس
با ایرانکیش، پرداخت آنلاین مشتریان فروشگاه ووکامرس شما سریع، ایمن و با پشتیبانی شبکه شتاب انجام میشود.
مشاهده جزئیات محصول
