میضانه

[نَ] (ع اِ) کدوی خشک میان تهی. (منتهی الارب، مادهء وض ن) (آنندراج) (ناظم الاطباء).


میضاه

(ع اِ) جای دست و روی شستن. (منتهی الارب، مادهء وض ء) (ناظم الاطباء). || آب وضوء. آبدستان. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || مطهره. (ناظم الاطباء). مطهره که از آن وضو گیرند. (اقرب الموارد).


میضاً بیضاً

[ضَنْ ضَنْ] (ع اِ مرکب، از اتباع). ما علمک اهلک الا میضاً بیضاً؛ یعنی نیاموختند ترا کسان تو جز آنکه چون کسی از تو سؤال کند از دهان آوازی برآری و جواب صحیح از لا و نعم نگویی. (از ناظم الاطباء). || آوندی به شکل کدو. (از منتهی الارب) (از...


میضنه

[ضَ نَ] (ع اِ) جوال از برگ خرما. ج، مواضین. (منتهی الارب، مادهء وض ن) (آنندراج) (ناظم الاطباء).


میط

[مَ] (ع مص) ستم کردن. جور کردن در حکم. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج) (از اقرب الموارد) (از متن اللغه). || سرزنش کردن. (منتهی الارب) (آنندراج). || کناره گزیدن و دور گردیدن از کسی. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از متن اللغه) (از اقرب الموارد). دور شدن. (المصادر زوزنی). ||...


میط

[مَ] (ع اِ) ماعنده میط؛ نیست نزد او چیزی. || افزونی. || سختی. || قوت. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء).


میطاء

(ع اِ) زمین پست در میان زمینهای بلند و مرتفع. (منتهی الارب، مادهء وط ء) (ناظم الاطباء).


میطان

(ع اِ) غایت. (از منتهی الارب، مادهء وط ن) (آنندراج). انتها و غایت از هر چیزی. گویند من این میطانک؛ ای غایتک. (ناظم الاطباء). || موضعی که در آنجا جمع می شوند و از آنجا اسبان را در تاختن رها می کنند. ج، میاطین. (از ناظم الاطباء). اول غایت حلبهء...


میطان

[مَ یَ] (ع مص) مَیط. کناره گزیدن و دور گردیدن از کسی. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). و رجوع به میط شود.


میطده

[طَ دَ] (ع اِ) چوب اشکنه(1). (منتهی الارب، مادهء وط د) (آنندراج) (ناظم الاطباء). سرمته. (مهذب الاسماء). گُوَه. اسکنه. سرماهه. (یادداشت مؤلف). || چوبی که بدان اساس بنا و جز آن را کوبند و استوار کنند. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج) (از تاج العروس).
(1) - در تاج العروس آمده: «و...


میطیدانون

(معرب، اِ) مصحف میرطیدانون است. (یادداشت مؤلف). رجوع به میرطیدانون شود.


میظب

[ظَ] (ع اِ) سنگ تیز. (منتهی الارب). سنگی که تیز باشد مانند کارد. (ناظم الاطباء).


میع

[مَ] (ع مص) روان شدن چیزی بر روی زمین و به آرامی پهن گردیدن. (ناظم الاطباء). روان و تنک گردیدن چیزی بر زمین چون روغن و مسکه و جز آن. (منتهی الارب) (آنندراج). لوئه رفتن. || رفتن چیزی ریخته چون آب و روغن و جز آن. (منتهی الارب) (آنندراج). سیلان....


میعاد

(ع مص) (از «وع د») وعده. با همدیگر وعده دادن. (ناظم الاطباء). با یکدیگر وعده کردن. (غیاث). وعده کردن با همدیگر. (یادداشت مؤلف). وعده. (مهذب الاسماء) (یادداشت مؤلف) (ترجمان القرآن جرجانی ص97). قرار. (یادداشت مؤلف). وعده دادن. (منتهی الارب) (آنندراج) :سلطان از این حدیث سخت بیازرد و رسولان بغراخان را...


میعاد

(ع اِ) جای وعده و وعده گاه و وعده جای و فراهم آمدنگاه و جای اجتماع. (ناظم الاطباء). جای وعده کردن. (غیاث). موضع عهد. وعده جای. وعده گاه. خرامگاه. قرارگاه. ج، مواعید. (یادداشت مؤلف). وعده جای. (مهذب الاسماء) (منتهی الارب) (آنندراج) : تا حرکت کند بر آن میعاد بیاید. (تاریخ...


میعادگاه

(اِ مرکب) جایی که دو گروه با هم عهد اتفاق می بندند و قرار مدار کارهای خود را می دهند. (ناظم الاطباء). وعده گاه. وعده جای. قرارگاه. جای قرار گذاشتن و وعده دادن :
روان کرد مرکب به میعادگاه
پذیره که دشمن کی آید ز راه.نظامی.
بهشت از حضرتش میعادگاه است
ز باغ دولتش...


میعادگه

[گَهْ] (اِ مرکب) مخفف میعادگاه و به معنی آن. وعده جای. وعده گاه. آنجای که قرار گذارند حضور و انجام دادن کاری را :
میعادگه بهارت آنجاست
آنجاست کلید کارت آنجاست.نظامی.
چو شیرین را ز قصر آورد شاپور
ملک را یافت از میعادگه دور.نظامی.
و رجوع به میعادگاه شود.


میعاس

(ع اِ) زمین نرم و ریگ ناک. (منتهی الارب، مادهء وع س) (ناظم الاطباء). || زمینی که پاسپرده نشده. || ریگ نرم. ج، مواعیس. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). آن ریگ که دشوار بود رفتن در آن. (مهذب الاسماء). || راه (کانه ضد معنی که زمین سپرده نشده است باشد). (منتهی...


میعان

[مَ یَ] (ع اِمص) روانی و گداختگی. (ناظم الاطباء). روانی. آبناکی. (یادداشت مؤلف).
- میعان داشتن؛ روان شدن. جاری گشتن.


میعه

[مَ عَ] (ع مص) رفتن اسب و روان شدن و شادمان رفتن آن. (ناظم الاطباء). رفتن اسب. (منتهی الارب). و رجوع به میع شود. || رفتن چیزی ریخته چون آب و روغن و جز آن. (منتهی الارب). میع. رفتن چیزی چون آب و روغن. (یادداشت مؤلف).



با مهر شما، راه هموارتر می‌شود

 

اگر قافیه‌ها بر دل‌ات نشسته‌اند و نغمۀ این ابزار، لبخند به لبت نشانده... بدان که این تلاش، بی‌هیچ چشم‌داشتی رقم خورده؛ اما نسیم حمایت تو، ادامۀ راه را برای ما هموارتر خواهد کرد.

حمایت از ما

بازی ادبی بِیتاس

دانلود بازی ادبی بیتاس

💫 بیتاس، جایی که شعر، بازی و احساس در کنار هم معنا پیدا می‌کنند.

مشاهده و دانلود

ربات تلگرامی قافیه‌یاب

ربات قافیه‌یاب هم‌صدا، ابزاری کاربردی، رایگان و سریع در زمینه ادبیات فارسی برای جستجوی قافیه در تلگرام.

مشاهده ربات

قافیه‌یاب برای اندروید

با خرید نسخه اندرویدی قافیه‌یاب از کافه‌بازار یا مایکت از این پروژه ادبی حمایت کنید.

خرید از بازار خرید از مایکت

نرم‌افزار فرهنگ عروضی

فرهنگ عروضی هم‌صدا برای اندروید

فرهنگ لغت جامع عروض و قافیه با قابلیت وزن یابی.

گنجور

گنجور مجموعه‌ای ارزشمند از سروده‌ها و سخن‌رانی‌های شاعران پارسی‌گوی است که به صورت رایگان در اختیار همگان قرار گرفته است. برای مشاهده وب‌سایت گنجور اینجا کلیک کنید.

دریای سخن

نرم‌افزار دریای سخن کتابخانه‌ای بزرگ و ارزشمند از اشعار و سخنان شاعران گرانقدر ادب فارسی است که به حضور دوستداران شعر و ادب تقدیم می‌داریم.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید