میطده
[طَ دَ] (ع اِ) چوب اشکنه(1). (منتهی الارب، مادهء وط د) (آنندراج) (ناظم الاطباء). سرمته. (مهذب الاسماء). گُوَه. اسکنه. سرماهه. (یادداشت مؤلف). || چوبی که بدان اساس بنا و جز آن را کوبند و استوار کنند. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج) (از تاج العروس).
(1) - در تاج العروس آمده: «و قیل هی خشبه یمسک بها المثقب». در برهان آرد: اسکنه، افزار درودگران و به عربی بیرم خوانند. و منتهی الارب ذیل بیرم آرد: برما یا پرمای درودگران خصوصاً. و ذیل مثقب نیز آرد: برماه. بنابر آنچه در تاج العروس آرد: «هی خشبه یمسک بها المثقب» و بنابر اینکه اسکنه را در برهان بیرم و آلت درودگران معنی کرده و بیرم را معرب برما دانسته و باز مثقب را نیز برماه آورده، «اشکنه» غلط و «اسکنه» درست است. (یادداشت مرحوم محمدِ پروین گنابادی).
(1) - در تاج العروس آمده: «و قیل هی خشبه یمسک بها المثقب». در برهان آرد: اسکنه، افزار درودگران و به عربی بیرم خوانند. و منتهی الارب ذیل بیرم آرد: برما یا پرمای درودگران خصوصاً. و ذیل مثقب نیز آرد: برماه. بنابر آنچه در تاج العروس آرد: «هی خشبه یمسک بها المثقب» و بنابر اینکه اسکنه را در برهان بیرم و آلت درودگران معنی کرده و بیرم را معرب برما دانسته و باز مثقب را نیز برماه آورده، «اشکنه» غلط و «اسکنه» درست است. (یادداشت مرحوم محمدِ پروین گنابادی).
درگاه به پرداخت ملت برای ووکامرس
اتصال فروشگاه شما به شبکه به پرداخت ملت برای پرداخت آنلاین سریع و مطمئن با تمامی کارتهای عضو شتاب
مشاهده جزئیات محصول
