ازگند

[اُ گَ] (اِخ) رجوع به اوزگند شود.


ازگیل

[اَ] (اِ)(1) درختچه ای که در همهء جنگلهای شمالی حتی ارسباران و گلی داغ و گردنهء چناران میروید. حدّ سفلای آن سواحل آستارا و حد علیا، کتول در ارتفاع 2000 گزی. (گااوبا). ازگِل. نلکه. زعرور. سِر (در آستارا). زِر. تُرسه سِر (در طوالش). فَتَر (در اطراف رشت). کُنُس (در طالقان...


ازگیل ژاپنی

[اَ لِ پُ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) رجوع به انبهء ژاپنی شود.


ازل

[اَ] (ع مص) بازداشتن. (تاج المصادر بیهقی). بازداشتن کسی را. (منتهی الارب). حبس. || کوتاه کردن رسن اسب و گذاشتن آنرا: ازل الفرس. (از منتهی الارب). || بازداشتن چهارپای از چراگاه از بیم. (زوزنی). نگذاشتن شتران خود را بچراگاه از ترس یا از قحط: ازلوا اموالهم. (از منتهی الارب). ||...


ازل

[اَ زَ] (ع اِ)(1) همیشگی. (منتهی الارب) (غیاث) (السامی فی الاسامی) (دستوراللغه) (مهذب الاسماء). || زمانی که آنرا ابتدا نباشد. (منتهی الارب) (غیاث اللغات از کنز). اوّل اوّلها. مقابلِ ابد. عبارتست از استمرار و امتداد وجود در ازمنهء مقدر غیرمتناهی در جانب گذشته، چنانکه ابد عبارت از استمرار وجود است...


ازل

[اَ زَل ل] (ع ص) مرد شتاب. || آنکه بر پیشانی اثر شکستگی یا زائد از شجّه دارد. (منتهی الارب). || آنکه ران و سرونش لاغر باشد. لاغرسرین. (مهذب الاسماء). مرد سبک سرین. مؤنث: زَلاّء. (منتهی الارب). || گرگ لاغرسرون. گرگ لاغر و سبک سرین و او از کفتار و...


ازل

[اَ زِ] (ع ص) سخت.
- اَزْل اَزِل؛ قحط بسیار سخت.


ازل

[اُ] (ع ص، اِ) جِ اَزول.


ازل

[اِ] (ع اِ) کذب. دروغ. (مهذب الاسماء): ما فی حبی ازلٌ؛ ای کذب. (منتهی الارب). || بلا. (منتهی الارب).


ازلاج

[اِ] (ع مص) ازلاج باب؛ در بستن. (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی). بند کردن در. (منتهی الارب). ارتاج. (زوزنی). || بسته شدن سخن بر مردم. (زوزنی).


ازلاع

[اِ] (ع مص) در طمع چیزی انداختن کسی را که بگیرد آنرا. (منتهی الارب). در طمع چیزی انداختن تا آنرا بگیرد: ازلعه؛ اطمعه فی شی ء یأخذه. (قطر المحیط).


ازلاف

[اِ] (ع مص) نزدیک گردانیدن. (تاج المصادر بیهقی) (منتهی الارب). نزدیک کردن. (غیاث). نزدیک آوردن. (زوزنی). || جمع کردن. (تاج المصادر بیهقی) (زوزنی) (غیاث). فراهم آوردن. || واجب شدن.


ازلاق

[اِ] (ع مص) بلغزانیدن. لغزانیدن. (منتهی الارب). بخیزانیدن. (تاج المصادر بیهقی). لغزان گردانیدن جای. (منتهی الارب). || بچه افکندن ناقه و جز آن. (منتهی الارب). سقط. بچه بیوکندن اشتر. || بستردن. (تاج المصادر بیهقی). بستردن موی. موی ستردن. (منتهی الارب). || بنظر تیز نگریستن کسی را. || تیز داشتن تیغ...


ازلال

[اِ] (ع مص) لغزانیدن. (منتهی الارب). بلغزانیدن. (تاج المصادر بیهقی) (مجمل اللغه). لخشانیدن. (مجمل اللغه). || دادن چیزی از حق کسی را به او. (منتهی الارب). چیزی از حق کسی به وی دادن. (تاج المصادر بیهقی): ازل الیه شیئاً من حقه. (منتهی الارب). || نعمت دادن. (منتهی الارب). بخشیدن. احسان...


ازلام

[اَ] (ع اِ)(1) جِ زَلَم و زلَمه و زُلَم. تیرهای قمار بی پر که در جاهلیت بدان بازی میکرده اند: یا ایها الذین آمنوا انما الخمر و المیسر و الانصاب و الازلام رجس من عمل الشیطان، فاجتنبوه لعلکم تفلحون. (قرآن 5/90). و رجوع به زَلَم و زُلَم شود.
(1) - Fleches...


ازلام

[اِ] (ع مص) زلم. پر کردن حوض. (منتهی الارب).


ازلئمام

[اِ لِءْ] (ع مص) رجوع به ازلیمام شود.


ازلبلاد

[اِ زِ] (اِخ)(1) پادشاه انگلستان متوفی به سال 860 م.
(1) - Ethelblad.


ازلحفاف

[اِ لِ] (ع مص) دور شدن. یکسو گردیدن. دوری گزیدن. (منتهی الارب).


ازلرد

[اِ زِ رِ] (اِخ)(1) ازلرد اول، پادشاه انگلستان (866 - 871 م.). || ازلرد دوم، پادشاه انگلستان (978 - 1016 م.).
(1) - Ethelred.



با مهر شما، راه هموارتر می‌شود

 

اگر قافیه‌ها بر دل‌ات نشسته‌اند و نغمۀ این ابزار، لبخند به لبت نشانده... بدان که این تلاش، بی‌هیچ چشم‌داشتی رقم خورده؛ اما نسیم حمایت تو، ادامۀ راه را برای ما هموارتر خواهد کرد.

حمایت از ما

بازی ادبی بِیتاس

دانلود بازی ادبی بیتاس

💫 بیتاس، جایی که شعر، بازی و احساس در کنار هم معنا پیدا می‌کنند.

مشاهده و دانلود

ربات تلگرامی قافیه‌یاب

ربات قافیه‌یاب هم‌صدا، ابزاری کاربردی، رایگان و سریع در زمینه ادبیات فارسی برای جستجوی قافیه در تلگرام.

مشاهده ربات

قافیه‌یاب برای اندروید

با خرید نسخه اندرویدی قافیه‌یاب از کافه‌بازار یا مایکت از این پروژه ادبی حمایت کنید.

خرید از بازار خرید از مایکت

نرم‌افزار فرهنگ عروضی

فرهنگ عروضی هم‌صدا برای اندروید

فرهنگ لغت جامع عروض و قافیه با قابلیت وزن یابی.

گنجور

گنجور مجموعه‌ای ارزشمند از سروده‌ها و سخن‌رانی‌های شاعران پارسی‌گوی است که به صورت رایگان در اختیار همگان قرار گرفته است. برای مشاهده وب‌سایت گنجور اینجا کلیک کنید.

دریای سخن

نرم‌افزار دریای سخن کتابخانه‌ای بزرگ و ارزشمند از اشعار و سخنان شاعران گرانقدر ادب فارسی است که به حضور دوستداران شعر و ادب تقدیم می‌داریم.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید