ازلزل

[اِ زِ زِ] (ع اِ فعل) کلمه ای است که بوقت زلزله گویند، ای زُلزلَ. (از منتهی الارب).


ازلعباب

[اِ لِ] (ع مص) ازلعباب سحاب؛ کثیف شدن ابر. (منتهی الارب). || ازلعباب سیل؛ بسیار شدن توجبه و تدافع کردن. (منتهی الارب): ازلعب السیل؛ کثر و تدافع. (قطر المحیط). بسیار شدن سیل چنانکه بسیار چیزی را فراهم آرد. (کنز اللغات).


ازلغباب

[اِ لِ] (ع مص) روئیدن موی بعد ستردن. (منتهی الارب). دراز شدن موی. (زوزنی). || ازلغباب فَرْخ؛ برآمدن پر جوجه. برآمدن پر چوزه. (منتهی الارب). برآمده موی شدن جوژه.


ازلق

[اَ لَ] (ع ن تف) نعت تفضیلی از زلق. لغزان تر. لغزنده تر. زَلِق تر.


ازلم

[اَ لَ] (ع ص) بعیر اَزلم؛ شتر کنارهء گوش بریده. مؤنث: زَلماء. (منتهی الارب).


ازلم الجذع

[اَ لَ مُلْ جَ ذَ] (ع اِ مرکب)(ال ....) اَزْنَم الجَذَع. بُز کوهی. (منتهی الارب). || روزگار. (منتهی الارب) (مهذب الاسماء). روزگار پر از شداید. روزگار سخت. (اقرب الموارد). || بلای بد. سختی. (منتهی الارب).


ازلوقزوف

[اِ] (اِخ) زلوچف(1). شهری است در لهستان (اوکراین فعلی)، در ساحل زلوچفکا، شعبهء بوگ، دارای 12000 سکنه و آن مرکز ناحیت است. رجوع بقاموس الاعلام ترکی شود.
(1) - Zloczow.


ازله

[ ] (اِ) (اصطلاح حفاران) صد ذراع مُکَسَّره، و مثال آن ده ذراع طول در دو ذراع عرض در پنج ذراع عمق است که صد ذراع مُکسره شود.


ازلی

[اَ زَ] (ص نسبی)(1) منسوب به ازل. (غیاث اللغات). که اول ندارد از حیث زمان. آنکه ابتدا ندارد. (مؤید الفضلاء). هرگزی. قدیم. دیرینه. مقابل ابدی. || که همیشه بود. همیشه. (مؤید الفضلاء) (السامی فی الاسامی). جاوید.(2) سرمدی. آنچه را مسبوق بعدم نباشد ازلی نامند: بدان که موجود را سه حالت...


ازلی

[اَ زَ] (اِخ) پیرو صبح ازل یعنی میرزایحیی نوری (متوفی 1330 ه . ق.). پسر میرزا عباس نوری معروف بمیرزا بزرگ، صبح ازل رئیس فرقهء اقلیت بابیهء معروف بازلیان بوده است. رجوع بصبح ازل و رجوع بوفیات معاصرین بقلم محمد قزوینی در مجلهء یادگار سال پنجم شمارهء 4 و 5...


ازلیان

[اَ زَ] (اِخ) جِ ازلی. پیروان صبح ازل. رجوع به ازلی شود.


ازلیت

[اَ زَ لی یَ] (ع مص جعلی، اِمص)(1)دیرینگی. قِدَم. همیشگی . هگرزی. هرگزی.
(1) - L'eternite a parte ante.


ازلیمام

[اِ] (ع مص) ازلئمام. زود برگشتن. (منتهی الارب). || کوچ کردن. || بر پای شدن چیزی. || بلند برآمدن روز. (منتهی الارب).
- ازلیمام ضُحی؛ بلند برآمدن چاشت و روشن گردیدن روز. (منتهی الارب).


ازلینگ

[اِ زِ] (انگلیسی، ص)(1) نامی. بلندآوازه. || (اِخ) لقب ادگار یکی از سلاطین اَنگلوساکسون.
(1) - Atheling.


ازم

[اَ] (اِ) فرزند. (برهان) (جهانگیری). ولد.


ازم

[اَ] (ع مص) سخت گزیدن بتمام دهن. (منتهی الارب). || گرفتن بدندان. بدندان گرفتن. (زوزنی) (تاج المصادر بیهقی): ازم الفرس علی فاس اللجام؛ بگرفت اسب گام لگام را بدندان. (منتهی الارب). || دندان برهم نهادن. (زوزنی) (تاج المصادر بیهقی). || بریدن بدندان نیش. (منتهی الارب). || از بیخ برکندن. استئصال:...


ازم

[اَ] (ع اِ) نوعی از گیسوی تافته. (منتهی الارب).


ازم

[اَ زَ] (ع اِ) جِ اَزمه.


ازم

[اِ زَ] (ع اِ) جِ اَزمه.


ازم

[اُ زُ] (ع اِ) جِ ازوم. دندانهای نیش.



با مهر شما، راه هموارتر می‌شود

 

اگر قافیه‌ها بر دل‌ات نشسته‌اند و نغمۀ این ابزار، لبخند به لبت نشانده... بدان که این تلاش، بی‌هیچ چشم‌داشتی رقم خورده؛ اما نسیم حمایت تو، ادامۀ راه را برای ما هموارتر خواهد کرد.

حمایت از ما

بازی ادبی بِیتاس

دانلود بازی ادبی بیتاس

💫 بیتاس، جایی که شعر، بازی و احساس در کنار هم معنا پیدا می‌کنند.

مشاهده و دانلود

ربات تلگرامی قافیه‌یاب

ربات قافیه‌یاب هم‌صدا، ابزاری کاربردی، رایگان و سریع در زمینه ادبیات فارسی برای جستجوی قافیه در تلگرام.

مشاهده ربات

قافیه‌یاب برای اندروید

با خرید نسخه اندرویدی قافیه‌یاب از کافه‌بازار یا مایکت از این پروژه ادبی حمایت کنید.

خرید از بازار خرید از مایکت

نرم‌افزار فرهنگ عروضی

فرهنگ عروضی هم‌صدا برای اندروید

فرهنگ لغت جامع عروض و قافیه با قابلیت وزن یابی.

گنجور

گنجور مجموعه‌ای ارزشمند از سروده‌ها و سخن‌رانی‌های شاعران پارسی‌گوی است که به صورت رایگان در اختیار همگان قرار گرفته است. برای مشاهده وب‌سایت گنجور اینجا کلیک کنید.

دریای سخن

نرم‌افزار دریای سخن کتابخانه‌ای بزرگ و ارزشمند از اشعار و سخنان شاعران گرانقدر ادب فارسی است که به حضور دوستداران شعر و ادب تقدیم می‌داریم.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید