ازمله

[اَ مِ لَ] (ع اِ) جِ زِمال.


ازمن

[اَ مُ] (ع اِ) جِ زَمَن و زمان. روزگارها و وقت های قلیل یا کثیر.


ازمنه

[اَ مِ نَ] (ع اِ) جِ زمان. (دهار)(1). روزگارها. زمانها.
(1) - در غیاث اللغات: جِ زمانه.


ازمور

[اَ زِمْ مو] (اِ)(1) زبّوج. زیتون.
(1) - Olivier.


ازمور

[اَ زِمْ مو] (اِخ) موضعی قرب سبته. رجوع بنخبه الدهر دمشقی ص 236 و فهرست آن شود.


ازموره

[اُ زُمْ مو رَ] (اِخ) شهری است بمغرب در جبال بربر. (معجم البلدان).


ازمول

[اِ مَ / اُ] (ع ص) آهو و گوزن بانگ کننده. (منتهی الارب). بز کوهی بانگ کننده. (مهذب الاسماء). بز کوهی آوازکننده. ازموله.


ازموله

[اِ مَ لَ / اُ لَ] (ع ص) آهو و گوزن بانگ کننده. (منتهی الارب). ازمول.


ازمه

[اَ زِمْ مَ] (ع اِ) جِ زمام. مهارها : چون بندگان حضرت پادشاه عالم عادل مؤید مظفر منصور مالک ازمهء انام.. (گلستان).


ازمه

[اَ زِ مَ] (ع اِ) رنج و سختی. || قحط. (غیاث).


ازمه

[اَ مَ] (ع مص) یکبار خوردن بسیری. || (اِ) سختی. || قحط. || (ص) قحطناک: سنهٌ ازمه. (منتهی الارب).


ازمه

[اَ زَ مَ] (ع اِ) سختی. || قحط. ج، اِزم. (منتهی الارب).


ازمهرار

[اِ مِ] (ع مص) ازمهرار وجه؛ ترش گردیدن روی. (منتهی الارب). || ازمهرار یوم؛ سخت سرد شدن روز. (منتهی الارب). || درخشیدن: ازمهرار کوکب؛ درخشیدن ستارگان. (منتهی الارب). || سخت غضب کردن: ازمهرار عین؛ سرخ شدن چشم از خشم. (منتهی الارب).


ازمهلال

[اِ مِ] (ع مص) باریدن باران: ازمهل المطر. (منتهی الارب). || جاری و روان شدن برف پس از گداختن: ازمهل الثلج. (منتهی الارب). || واشدن و گشاده گردیدن ابر از هوا. انقشاع. اِمزهلال.


ازمی

[اَ زَ] (ص نسبی) منسوب به ازم. و گروهی بدان نسبت دارند. رجوع به ازم و انساب سمعانی شود.


ازمیجاج

[اِ] (ع مص) ازمئجاج. خشم گرفتن.


ازمید

[اِ] (اِخ) شهری است مرکز سنجاق، در 85 هزارگزی جنوب شرقی استانبول و 96 هزارگزی شمال شرقی بروسه در انتهای خلیج تنگ و طویلی که از بحر مرمره به اندرون اناطولی ممتد است. شهر مزبور در دامنهء غربی تپه ای جای دارد و تا ساحل دریا امتداد یابد منظرهء وی...


ازمید

[اِ] (اِخ) (خلیج...) خلیج باریک و درازیست در انتهای شرقی بحر مرمره که به اندرون خطهء قوجه ایلی کشیده شده این خلیج تا خلیج کوچکی که بواسطهء بحر مرمره در بین بوزبرونی و استانبول تشکیل میشود امتداد نمی یابد بلکه از محاذات دو دماغهء واقع در جنوب غربی کبزه و...


ازمیر

[اِ] (اِخ) نام سنجاق مرکزی و یکی از سنجاقهای پنجگانه ای است که ولایت آیدین را تشکیل می کنند. حدود این قطعه از طرف مغرب بخلیج ازمیر و بحرالجزائر و از جانب شمال و مشرق به صاروخان و از جهت جنوب هم بسنجاق آیدین میرسد. نصف ساحل ولایت آیدین یعنی...


ازمیر

[اِ] (اِخ) (خلیج...) خلیج بزرگیست در مشرق بحرالجزائر در داخل خشکی، و تشکیل چندین خلیج کوچک داخلی دهد. دهانهء آن در طرف شمال باز ولی جهت غربی آن با دماغهء قره برون مسدود است و این دماغه ای است که از شبه جزیرهء کلازومن مجزا شده مقابل جزیرهء ساقز بسوی...



با مهر شما، راه هموارتر می‌شود

 

اگر قافیه‌ها بر دل‌ات نشسته‌اند و نغمۀ این ابزار، لبخند به لبت نشانده... بدان که این تلاش، بی‌هیچ چشم‌داشتی رقم خورده؛ اما نسیم حمایت تو، ادامۀ راه را برای ما هموارتر خواهد کرد.

حمایت از ما

بازی ادبی بِیتاس

دانلود بازی ادبی بیتاس

💫 بیتاس، جایی که شعر، بازی و احساس در کنار هم معنا پیدا می‌کنند.

مشاهده و دانلود

ربات تلگرامی قافیه‌یاب

ربات قافیه‌یاب هم‌صدا، ابزاری کاربردی، رایگان و سریع در زمینه ادبیات فارسی برای جستجوی قافیه در تلگرام.

مشاهده ربات

قافیه‌یاب برای اندروید

با خرید نسخه اندرویدی قافیه‌یاب از کافه‌بازار یا مایکت از این پروژه ادبی حمایت کنید.

خرید از بازار خرید از مایکت

نرم‌افزار فرهنگ عروضی

فرهنگ عروضی هم‌صدا برای اندروید

فرهنگ لغت جامع عروض و قافیه با قابلیت وزن یابی.

گنجور

گنجور مجموعه‌ای ارزشمند از سروده‌ها و سخن‌رانی‌های شاعران پارسی‌گوی است که به صورت رایگان در اختیار همگان قرار گرفته است. برای مشاهده وب‌سایت گنجور اینجا کلیک کنید.

دریای سخن

نرم‌افزار دریای سخن کتابخانه‌ای بزرگ و ارزشمند از اشعار و سخنان شاعران گرانقدر ادب فارسی است که به حضور دوستداران شعر و ادب تقدیم می‌داریم.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید