هتر

[هِ] (ع ص) رجل هتر اهتار؛ زیرک زیرکان. (از اقرب الموارد). مرد زیرک و دارای فطانت. (ناظم الاطباء). مرد زیرک و داهی. (منتهی الارب).


هتر

[هُ] (ع اِ) بیخودی و بی خردی از پیری و یا از بیماری و یا از اندوه. (ناظم الاطباء) (معجم متن اللغه) (منتهی الارب) (اقرب الموارد).


هتر

[هِ تِ] (یونانی، اِ)(1) نام بخشی از سپاهیان اسکندر مقدونی بود که افراد آن از صنف سواره نظام و از حیث قوت جسمانی و قدرت جنگی و فنون آن در بین سایر لشکریان ممتاز بودند. دستهء پنجم این سپاه را اغلب خارجیها تشکیل میدادند. این کلمه در زبان یونانی به...


هترک

[هَ رَ] (ع اِ) شیر بیشه. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). اسد. (اقرب الموارد) (معجم متن اللغه). || زمان دشوار سخت. (معجم متن اللغه).


هتروتروف

[هِ تِ رُ رُ] (فرانسوی، اِ)(1) در اصطلاح جانورشناسی، بطرز تغذیهء آمیبها و آنفوزوارها اطلاق میشود. (از جانورشناسی عمومی تألیف مصطفی فاطمی ج1 ص85).
(1) - Heterotrophes.


هتروتی پیک

[هِ تِ رُ] (فرانسوی، اِ)(1) در اصطلاح جانورشناسی، نوعی از تقسیم سلول است در هنگام تولید مثل. توضیح آنکه در سلولهای زنده گاهی پس از تقسیم، کروموزمهای هسته ای به دو بخش کاملا مساوی تقسیم میشوند و نصف آنها به سلول جدید منتقل میگردند. این نوع تقسیم مخصوص سلولهای سوماتیک(2)...


هترونمرته

[هِ تِ رُ نِ مِ تِ] (فرانسوی، اِ)(1) در اصطلاح جانورشناسی، دسته ای از جانورانند که در دریا زندگی میکنند. بدن آنها دراز و باریک است و دهانشان در پشت سر قرار دارد. عضلات جدار خارجی بدن آنها دراز است. (از جانورشناسی سیستماتیک، تألیف دکتر اسماعیل آزرم ج1 ص179).
(1) -...


هترونه

[هَ نَ] (اِخ) ناحیه ای است به اندلس از تیرهء سرقسطه. (معجم البلدان ج20 ص392).


هتره

[هَ رَ] (ع اِ) اسم مره از هَتْر. (اقرب الموارد). || گولی و حماقت محکم و استوار. (از اقرب الموارد) (از معجم متن اللغه) (منتهی الارب) (ناظم الاطباء).


هتره

[هَ رَ] (اِخ) نام شهر مستحکمی که در جنوب نینوای قدیم قرار داشته و مرکز امارت کوچکی از اعراب بوده است. اردشیر اول پادشاه سامانی مدتی شهر مذکور را در محاصره داشت، ولی موفق بگشودن آن نشد، سرانجام شاهپور اول پس از مدتها محاصره و جنگ آن را گشود و...


هتسل

[هِ سِ] (اِخ)(1) پیر ژول. ادیب و ناشر فرانسوی که به سال 1814 م. در شارتر(2) دیده به جهان گشود. وی پس از انقلاب 1848 دو بار به وزارت رسید. با روزنامه های جمهوری همکاری میکرد و بعد از کودتای 1851 به بلژیک تبعید گشت و پس از مدتی بر...


هتش

[هَ] (ع مص) برانگیختن سگ را بر شکار. (منتهی الارب). برانگیختن سگ را. (از اقرب الموارد) (از معجم متن اللغه). برآغالیدن. برافژولیدن: هُتِشَ الکلب هَتْشاً؛ برانگیخته شد. این لغت در مورد سگ و درندگان به کار میرود. (از اقرب الموارد).


هتشه

[هَ شَ / شِ] (اِ)(1) یخ و آب بسته شده. (ناظم الاطباء). یخ. (جهانگیری) (فرهنگ نظام) (لسان العجم). یخ را گویند و آن آبی است که در سرما و زمستان منجمد میشود. (برهان، لغات متفرقه). جمس.
(1) - صاحب فرهنگ نظام این لغت را از فرهنگ جهانگیری نقل کرده و مینویسد...


هتع

[هَ] (ع مص) شتابان پیش آمدن. (از اقرب الموارد) (از معجم متن اللغه) (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || زود متوجه شدن. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب): هتع الیهم هتعاً.


هتف

[هَ] (ع اِ) آواز. (منتهی الارب). آواز بلند. بانگ سخت. (از معجم متن اللغه). بانگ بلند. (دهار). هتاف.


هتف

[هَ] (ع مص) هتاف. بانگ کردن. (تاج المصادر) (دهار). بانگ برزدن. آواز دادن. (مقدمه الادب). خواندن. (معجم متن اللغه) (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء): هتف به هتفاً؛ بانگ برزد بر او. (معجم متن اللغه). هتف به هاتف؛ بانگ برزد برو کسی که شخص وی دیده نشد. (ناظم الاطباء). اهتف بالانصار؛ بخوان...


هتفادقین

[] (اِخ) یکی از روستاهای قم بوده که فادقین بن جرجین بن میلاذ آن را بنا کرده است. (از تاریخ قم ص85).


هتفه

[هَ تَ فَ] (ع اِ) جِ هاتف. رجوع به هاتف شود.


هتفی

[هَ تَ فا] (ع ص) قوس هتفی؛ کمان بابانگ. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (منتهی الارب) (از معجم متن اللغه). هتوف. هتافه.


هتک

[هَ] (ع اِمص) پرده دری. (ناظم الاطباء) (غیاث). || ربودگی ناموس. (ناظم الاطباء). بی عصمتی. || رسوایی و بی آبرویی. || افتضاح و بدنامی. || فاش شدگی عیب. (ناظم الاطباء).



با مهر شما، راه هموارتر می‌شود

 

اگر قافیه‌ها بر دل‌ات نشسته‌اند و نغمۀ این ابزار، لبخند به لبت نشانده... بدان که این تلاش، بی‌هیچ چشم‌داشتی رقم خورده؛ اما نسیم حمایت تو، ادامۀ راه را برای ما هموارتر خواهد کرد.

حمایت از ما

بازی ادبی بِیتاس

دانلود بازی ادبی بیتاس

💫 بیتاس، جایی که شعر، بازی و احساس در کنار هم معنا پیدا می‌کنند.

مشاهده و دانلود

ربات تلگرامی قافیه‌یاب

ربات قافیه‌یاب هم‌صدا، ابزاری کاربردی، رایگان و سریع در زمینه ادبیات فارسی برای جستجوی قافیه در تلگرام.

مشاهده ربات

قافیه‌یاب برای اندروید

با خرید نسخه اندرویدی قافیه‌یاب از کافه‌بازار یا مایکت از این پروژه ادبی حمایت کنید.

خرید از بازار خرید از مایکت

نرم‌افزار فرهنگ عروضی

فرهنگ عروضی هم‌صدا برای اندروید

فرهنگ لغت جامع عروض و قافیه با قابلیت وزن یابی.

گنجور

گنجور مجموعه‌ای ارزشمند از سروده‌ها و سخن‌رانی‌های شاعران پارسی‌گوی است که به صورت رایگان در اختیار همگان قرار گرفته است. برای مشاهده وب‌سایت گنجور اینجا کلیک کنید.

دریای سخن

نرم‌افزار دریای سخن کتابخانه‌ای بزرگ و ارزشمند از اشعار و سخنان شاعران گرانقدر ادب فارسی است که به حضور دوستداران شعر و ادب تقدیم می‌داریم.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید