هتک
[هَ] (ع مص) دریدن پرده و مانند آن را: هتک الستر هتکا؛ پاره کرد آن پرده را. (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد) (معجم متن اللغه) (منتهی الارب). پرده دریدن. (دهار) (تاج المصادر بیهقی) (زوزنی). || کشیدن و از جای کندن پرده و مانند آن. (ناظم الاطباء) (از معجم متن اللغه) (از...
هتک
[هَ تِ] (ع اِ) حقارت و خفت. || سوء ادب. (ناظم الاطباء)(1).
(1) - این معانی در جای دیگر دیده نشد.
هتک
[هَ تِ] (ع ص) ثوب هتک؛ جامهء پاره پاره و چاک خورده. (اقرب الموارد).
هتک
[هِ تَ] (ع اِ) پوست پاره ای که بر روی بچهء درکشیده از شکم برآید. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (از معجم متن اللغه). پرده ای که بروی بچهء درکشیده از رحم برآید. (ناظم الاطباء). || (ص) ثوب هتک؛ جامهء پاره پاره شده. (از معجم متن اللغه).
هتک
[هُ] (ع اِ) نیم شب. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (از معجم متن اللغه).
هتک
[هَ] (ع اِ) کفج نباتی است. (مهذب الاسماء).
هتک
[هَ تَ] (اِ) کلمهء عامیانه ای است که در اینگونه ترکیب ها: هتک کسی را پاره کردن یا هتکش پاره شد، و از این قبیل به کار میرود و مراد کون است و معمو در موارد کار طاقت فرسا که از کسی کشیده شود استعمال میگردد.
هتک احترام
[هَ کِ اِ تِ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) رجوع به هتک حرمت شود.
هتک حرز
[هَ کِ حِ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) شکستن حصار و پناهگاه و از این قبیل. || در اصطلاح حقوق جزاء، عبارت است از تخریب، سوراخ نمودن، شکافتن، کندن حرز و حصار و در و قفسه و صندوق و هر حافظ دیگر از این قبیل. این تعریف شامل ورود به خانه...
هتک حرمت
[هَ کِ حُ مَ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) شکستن حرمت. دریدن حرمت. (زمخشری). بی احترامی. رسوایی. بی آبرویی. بی عزتی :
اگر تو پرده بر آن زلف و رخ نمی پوشی
به هتک حرمت صاحبدلان همی کوشی.
سعدی.
هتک حرمت کردن
[هَ کِ حُ مَ کَ دَ](مص مرکب) بی اعتبار کردن. رسوا کردن. بی آبرو کردن. (ناظم الاطباء).
هتک حرمت منازل
[هَ کِ حُ مَ تِ مَ زِ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) در اصطلاح حقوق جزاء، دخول به قهر و غلبه در ملکی است که در تصرف دیگری (مالک یا مستأجر و غیره) است. (فرهنگ حقوقی تألیف جعفری لنگرودی). مادهء 265 قانون مجازات عمومی برای مرتکب این جرم از شش ماه...
هتک زدن
[هُ تَ زَ دَ] (مص مرکب) در تداول عامه سوت زدن. صفیر زدن. (یادداشت مؤلف).
هتک ستر
[هَ کِ سِ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) پرده دری. دریدن پرده. خرق ستر. (یادداشت مؤلف).
هتک ستر کردن
[هَ کِ سِ کَ دَ] (مص مرکب) پرده دریدن. پرده برانداختن. مهتوک کردن.
هتک عرض
[هَ کِ عِ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) بر باد دادن آبرو و عرض کسی. هتک حرمت.
هتک عرض کردن
[هَ کِ عِ کَ دَ](مص مرکب) بدنام کردن. رسوا نمودن. (ناظم الاطباء). بی آبرو ساختن. بر باد دادن عرض کسی.
هتک عفاف
[هَ کِ عَ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) هتک ناموس. لکه دار ساختن گوهر عفت زن. || ازالهء بکارت. ربودن دوشیزگی بخلاف قانون.
هتک کردن
[هَ کَ دَ] (مص مرکب) پرده برانداختن. مهتوک کردن.
هتک ناموس
[هَ کِ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) تجاوز به زن. لکه دار ساختن گوهر عفت زن خواه بعنف و تهدید و یا غیر آن باشد. مادهء 207 قانون مجازات عمومی هتک ناموس را بموارد مختلف تقسیم کرده و برای هر یک مجازاتی مقرر داشته است.
