هتک ناموس کردن
[هَ کِ کَ دَ](مص مرکب) تجاوز کردن به ناموس زن. رجوع به هتک ناموس شود.
هتکه
[هُ کَ] (ع اِمص) اسم از هَتک. (اقرب الموارد). پرده دریدگی. (منتهی الارب). پرده دری. (ناظم الاطباء). || رسوایی. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || (اِ) ساعتی از شب. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب) (اقرب الموارد) (معجم متن اللغه). || (ص) آن کس که به فاش شدن عیبش بی پروا باشد. (معجم...
هتکه
[هِ تَ کَ] (ع اِ) یکی از هِتَک. (معجم متن اللغه) (اقرب الموارد). رجوع به هِتَک شود.
هتکه پشت
[هَ کِ پُ] (اِخ) دهی است از دهستان بیشه، بخش مرکزی بابل. واقع در 5/5 هزارگزی جنوب خاوری بابل و 5/1 هزارگزی خاور شوسهء بابل به گنج افروز. در دشت قرار گرفته و هوایش معتدل مرطوب و مالاریایی است. سکنهء آن 220 تن میباشد. از رودخانهء هتکه که از شعب...
هتکه لو
[هَ کِ] (اِخ) دهی است از دهستان شیرگاه بخش سوادکوه شهرستان شاهی. واقع در 9 هزارگزی شمال شیرگاه و 3 هزارگزی باختر راه شوسه و راه آهن شیرگاه به شاهی. در دامنه قرار گرفته و ناحیه ای است معتدل و مرطوب و مالاریایی و دارای 520 تن سکنهء مازندرانی و...
هتگفت
[هَ / هُ گُ] (ص) هنگفت. (ناظم الاطباء). برهان قاطع در ذیل هنگفت آورده: «صاحب مؤیدالفضلا به جای نون به تای قرشت آورده است که هتگفت باشد و در جای دیگر نیز به تای قرشت نوشته اند.» به احتمال قوی تاء تصحیف نون است و کلمهء هتگفت مصحف هنگفت باشد.
هتل
[هَ] (ع مص) پیاپی باریدن ابر. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). هطل. (معجم متن اللغه) (اقرب الموارد). باران باریدن. (تاج المصادر بیهقی). || نیک باریدن ابر. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب) (اقرب الموارد) (معجم متن اللغه). این کلمه مبدل هتن باشد، چه تبدیل لام به نون و بالعکس نزد پیشینیان بسیار معمول...
هتل
[هَ تِ] (ع ص) سحاب هتل؛ ابر نیک بارنده. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب).
هتل
[هُ تِ] (فرانسوی، اِ)(1) مسافرخانه. مهمانخانه. این کلمه از اصل قدیمی کلمه هوسپیتال(2) در زبان فرانسهء باستان، مشتق شده و در زبان انگلیسی به خانه ای که برای پذیرایی از مسافران اختصاص دارد، اطلاق شده است. (از دائره المعارف بریتانیکا).
(1) - Hotel.
(2) - Hospitale.
هتل
[هُ تُ] (اِ) در تداول برخی از عوام به معنی اتومبیل است و صورت مصحفی از آن میباشد. || در تداول زنان به معنی شکم: هتلش پیش آمده، یعنی آبستن است. این کلمه به این معنی پیش از اختراع اتومبیل متداول بوده است و از هتل (به معنی اتومبیل) مأخوذ...
هتل
[هُتْ تَ] (ع ص) سحائب هتل؛ باران پیوسته. هطل. (از اقرب الموارد) (معجم متن اللغه).
هتل
[هُتْ تَ] (ع ص، اِ) جِ هاتل. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب). رجوع به هاتل شود.
هتلان
[هَ تَ] (ع مص) پیاپی باریدن ابر. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). هطلان. (معجم متن اللغه) (اقرب الموارد). || نیک باریدن ابر. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب) (اقرب الموارد) (معجم متن اللغه). باران باریدن. (تاج المصادر بیهقی). هُتول. تَهتال. هَتل. هطل. هَطَلان. تهطال. هَتن. هُتون. هَتَنان. تَهتان. رجوع به هر یک از...
هتلان
[هَ تَ] (ع اِ) باران سست پیوسته. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد) (معجم متن اللغه). هتنان.
هتلمه
[هَ لَ مَ] (ع مص) سخن پوشیده گفتن. به راز سخن گفتن. (معجم متن اللغه) (تاج العروس). این کلمه صورت مقلوب هتمله میباشد. رجوع به هتمله شود.
هتلمه
[هَ لَ مَ] (ع اِ) سخن پوشیده. راز. (معجم متن اللغه) (تاج العروس). این کلمه صورت مقلوب هتمله میباشد. رجوع به هتمله شود.
هتلی
[هَ لا] (ع اِ) نام گیاهی است. (ناظم الاطباء). گیاهی است. (منتهی الارب) (اقرب الموارد) (معجم متن اللغه).
هتم
[هَ] (ع مص) شکستن دندان کسی را از بن: هتم فاه هتماً؛ شکست دندان او را از بن. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب). دندان شکستن. (المصادر). || شکستن دندان پیشین کسی را. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب). افکندن دندان پیشین کسی را. (اقرب الموارد) (معجم متن اللغه) (تاج العروس). دندان پیشین شکستن....
هتم
[هَ تَ] (ع مص) شکسته شدن دندان پیشین از بن: هتم الرجل هتما؛ شکسته شد دندانهای پیشین آن مرد از ریشه. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب) (اقرب الموارد) (تاج العروس) (معجم متن اللغه). || شکسته شدن اطراف دندان. (تاج العروس) (معجم متن اللغه). کان اهتم الثنایا.
هتم
[هُ] (ع ص، اِ) جِ اَهتَم و هَتماء. (اقرب الموارد). رجوع به اَهتَم و هَتماء شود.
