هبته

[هَ تَ] (ع اِمص) سستی و ضعف: فی عقله هبته؛ یعنی ضعف. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). || حمق و نادانی: و فیه هبته؛ یعنی نادان است. (معجم متن اللغه). غفلت و بی خبری. (معجم متن اللغه). || (اِ) یک بار. یک دفعه. (اقرب الموارد).


هبث

[هَ] (ع مص) بیهوده خرج کردن مال. تبذیر. (تاج العروس) (معجم متن اللغه). ریخت و پاش کردن مال.


هبج

[هَ] (ع مص) زدن کسی را به چوب دستی. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب) (اقرب الموارد). || استعاره است نزد عوام برای جدا کردن برنج از پوستش بوسیلهء چوب زدن. (معجم متن اللغه). || آرام و پی در پی زدن. (اقرب الموارد) (معجم متن اللغه).


هبج

[هَ بَ] (ع اِ) آماس پستان شتر ماده. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (معجم متن اللغه) (اقرب الموارد).


هبد

[هَ بَ] (اِ) ماله ای باشد که زمین شیار کرده شده را بدان هموار کنند و آن تختهء بزرگی بود، و به این معنی با بای فارسی هم آمده است. (برهان). هپد. ماله که بدان کشت را هموار کنند، و بعضی به ذال معجمه با باء فارسی گویند، کذا فی...


هبد

[هَ] (ع اِ) حنظل. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (معجم متن اللغه) (اقرب الموارد). || دانهء حنظل. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (معجم متن اللغه). || پیه حنظل. (معجم متن اللغه).


هبد

[هَ] (ع مص) شکستن حنظل را. || چیدن حنظل را. || پختن حنظل را. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد) (معجم متن اللغه). || بیرون آوردن حنظل برای خوردن. (معجم متن اللغه). || حنظل خورانیدن کسی را. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد) (معجم متن اللغه).


هبذ

[هَ] (ع مص) دویدن و شتاب رفتن. || زود پریدن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (معجم متن اللغه) (اقرب الموارد).


هبذ

[هَ بَ] (اِ) رجوع به هَبَد شود.


هبر

[هَ بَ] (اِ) چرک و ریم زخم را گویند، و با بای فارسی هم آمده است. (برهان) (ناظم الاطباء) (رشیدی) (انجمن آرا). چرک و ریم بود. (فرهنگ نظام). هپر :
دشمنان بدجگر کُه را بسنبند از کلوخ
دوستان نیک دل خم را بشویند از هبر(1).
سنائی غزنوی.
کس چو چاهی است پر ز خون...


هبر

[هَ] (ع ص، اِ) هموار و پست از زمین. (منتهی الارب). زمین هموار و پست. (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). زمین پست هموار که گردش بلند باشد. (معجم متن اللغه). || ریگ. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). ج، هبور، هُبر. (اقرب الموارد). || (ص) ضرب هبر؛ ضرب دردناک یا ضربی که پاره...


هبر

[هَ] (ع مص) بریدن گوشت به پاره های کلان. (ناظم الاطباء). کلان پاره بریدن گوشت را. (منتهی الارب. || بریدن گوشت. (معجم متن اللغه). || قطع کردن، گفته میشود: هبره بالسیف؛ قطع کرد آن را به شمشیر. (معجم متن اللغه). || در اصطلاح قرائت، وقف کردن بر سر آیه و...


هبر

[هَ بَ] (ع مص) بسیارگوشت گردیدن و فربه شدن شتر. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (معجم متن اللغه) (اقرب الموارد).


هبر

[هُ] (ع اِ) آنچه از کتان بیفتد بشانه. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). آنچه از کتان در شانه کردن بیفتد. (ناظم الاطباء). || خستهء انگور. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). دانهء انگور. هستهء انگور. (اقرب الموارد) (معجم متن اللغه). هبره.


هبر

[هُ] (ع اِ) جِ هَبر. (اقرب الموارد). رجوع به هَبر شود.


هبر

[هَ بِ] (ع ص) جمل هبر؛ شتر بسیارگوشت. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). شتر بسیارگوشت. (اقرب الموارد). بعیر هبر وبر؛ شتر پرگوشت پشمناک. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). || ضرب هبر؛ ضربی که پاره ای از گوشت را ببرد. هبیر. هابر. (معجم متن اللغه).


هبر

[هُ بُ] (ع اِ) جِ هبیر. رجوع به هبیر شود.


هبر

[] (اِخ) از دیه های ساوه. (تاریخ قم ص140).


هبر

[] (اِخ) از طسوج خوزان. (تاریخ قم ص115).


هبر

[هِ بِرر](1) (ع ص) بریده. (منتهی الارب). بریده و قطع شده. (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). قطع شده به وسیلهء هبر. (معجم متن اللغه). صاغانی گوید: اسم است از هبر به معنی قطع. (معجم متن اللغه).
(1) - ناظم الاطباء این کلمه را به غلط به تشدید «ب» آورده است.



با مهر شما، راه هموارتر می‌شود

 

اگر قافیه‌ها بر دل‌ات نشسته‌اند و نغمۀ این ابزار، لبخند به لبت نشانده... بدان که این تلاش، بی‌هیچ چشم‌داشتی رقم خورده؛ اما نسیم حمایت تو، ادامۀ راه را برای ما هموارتر خواهد کرد.

حمایت از ما

بازی ادبی بِیتاس

دانلود بازی ادبی بیتاس

💫 بیتاس، جایی که شعر، بازی و احساس در کنار هم معنا پیدا می‌کنند.

مشاهده و دانلود

ربات تلگرامی قافیه‌یاب

ربات قافیه‌یاب هم‌صدا، ابزاری کاربردی، رایگان و سریع در زمینه ادبیات فارسی برای جستجوی قافیه در تلگرام.

مشاهده ربات

قافیه‌یاب برای اندروید

با خرید نسخه اندرویدی قافیه‌یاب از کافه‌بازار یا مایکت از این پروژه ادبی حمایت کنید.

خرید از بازار خرید از مایکت

نرم‌افزار فرهنگ عروضی

فرهنگ عروضی هم‌صدا برای اندروید

فرهنگ لغت جامع عروض و قافیه با قابلیت وزن یابی.

گنجور

گنجور مجموعه‌ای ارزشمند از سروده‌ها و سخن‌رانی‌های شاعران پارسی‌گوی است که به صورت رایگان در اختیار همگان قرار گرفته است. برای مشاهده وب‌سایت گنجور اینجا کلیک کنید.

دریای سخن

نرم‌افزار دریای سخن کتابخانه‌ای بزرگ و ارزشمند از اشعار و سخنان شاعران گرانقدر ادب فارسی است که به حضور دوستداران شعر و ادب تقدیم می‌داریم.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید