ها

(صوت) اشاره به قریب و نزدیک. (برهان). کلمهء اشاره به معنی اینک که بدان به چیز نزدیک اشاره میکنند. (ناظم الاطباء). به معنی اینک باشد که مصغر این است. (برهان) :
چو من ناورد پانصد سال هجرت
دروغی نیست ها برهان من ها.خاقانی.
کعبه چه کنی با حجرالاسود و زمزم
ها عارض و زلف...


ها

(صوت) در مواردی «ها» به معنی بنگر، ببین، بهوش باش و مانند اینها به کار میرود که در این صورت از اصوات تنبیه و تحذیر به شمار میرود و ممکن است مخفف هان باشد، چنانکه صاحب نهج الادب در ذیل حروف تنبیه پس از ذکر هان آرد: «ها چون هادرویش(1)...


ها

(اِ) هر یک از هفتادودو فصل یسنا را در فارسی «ها» گوئیم. در اوستا هائیتی(1) به معنی باب و فصل مطابق کلمهء ساتی(2) سانسکریت میباشد. در پهلوی هات(3) گفته اند. اصلاً این کلمه به معنی پیوند و بستگی است، مشتق از فعل ها(4) که به معنی بهم پیوستن و بستن...


ها

(ع اِ) حرفی است از حروف مهموسه و گاهی زائد آید و مبدل شود. (منتهی الارب). نام حرف «ه». ج، هاآت. (ناظم الاطباء).


ها

(ع ضمیر) ضمیر مفرد غایب مؤنث و به معنی آن، او و خویش است. باثرها، بعینها، بنفسها، دنیا و مافیها. فاطمه سلام الله علیها.


ها

(ع حرف) حرف تنبیه است و بر چهار لفظ درآید:
1- اسم اشاره، مانند: «ذا» و «ذی» و جز آن. مخصوص اشارهء به دور نباشد، مانند: «هذا»، «هذه»، «هذاک» و «هذیک».
2- بر ضمیر رفعی که بوسیلهء اسم اشاره از آن خبر داده شده است، کقوله تعالی: ها أنتم هؤلاء. (قرآن 3/66...


ها

(ع صوت) به معنی اینک می آید چنانکه هرگاه به مردی گویند: این انت، جواب میگوید: ها انا ذا؛ یعنی اینک منم. و اگر به زنی گویند: این انت، گوید ها انا ذه، و اگر به کسی گویند: این فلان، هرگاه نزدیک باشد، میگوید: ها هو ذا. هرگاه دور باشد...


ها

(ع اِ فعل) به معنی خذ (بگیر)، مانند هع اصل آن ها (بوده) الف به اجتماع ساکنین حذف شده است. و هائی مانند (هاعی) برای زن و (هاآ) مانند (هاعا) برای تثنیه و هائوا وهأن (هعن) و هرگاه ترا گفته شود هأ میگوئی: مااهأ؛ یعنی نمی گیرم (ای مااخذ) و...


ها

(اِ) سفیدی روی مرغ. (برهان).


ها

(اِ) تپانچه بروی کسی زدن. (برهان) (ناظم الاطباء).


هاء

(ع اِ فعل) بیار! گفته میشود: هاءَ یا رجل؛ یعنی هات. و هائیا انتما، و هاؤاانتم، هائی انت، باثبات یا. و هائیا انتما و هائین انتن و در همهء این موارد همزه جانشین تاء در هات است و هاء یا رجل به فتح همزه معنای آن هات است و هاؤما...


هائب

[ءِ] (ع ص) ترسان. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). ترسنده. بیمناک. (از غیاث اللغات) (از آنندراج).


هائج

[ءِ] (ع ص) گشن تیزشده به گشنی. (منتهی الارب) (آنندراج). گشن مایل به گشنی. || شیر مست. (ناظم الاطباء). || (اِ) باد خانه برانداز(1) : و اگر در نواحی چین نکباء نکبتی هائج می گردد غبار غوغاء آن باز سر و ریش اهل کرمان می آورد. (المضاف الی بدایع الازمان...


هائجه

[ءِ جَ] (ع ص) تأنیث هائج. || زمین خشک گیاه یا زردگیاه. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (آنندراج). زمینی که گیاه آن زرد یا خشک شده باشد. (ناظم الاطباء).


هائد

[ءِ] (ع ص) توبه کننده. (از اقرب الموارد) (آنندراج) (ناظم الاطباء). به حق بازگردنده. ج، هود. (آنندراج) (ناظم الاطباء).


هاء دوچشم

[ءِ دُ چَ / چِ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) هاء هوز.


هائر

[ءِ] (ع ص) بنای شکسته و ویران. (آنندراج) (ناظم الاطباء). و جرف هار و هائر. (نشوءاللغه ص16).


هائع

[ءِ] (ع ص) رجل هائع لائع؛ مرد بددل ترسنده و سست. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). مرد بددل و غردل. (از منتخب) (صراح) (غیاث اللغات). || رجل جائع هائع؛ گرسنهء سخت حریص. (آنندراج) (ناظم الاطباء). || رصاص هائع؛ ارزیز گداختهء روان. || لیل هائع؛ شب تاریک. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء).


هائعه

[ءِ عَ] (ع ص) مؤنث هائع. || آواز سخت. آواز که بترسند از وی. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء).


هائف

[ءِ] (ع ص) مرد زود تشنه شنونده یا سخت تشنه. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء).



با مهر شما، راه هموارتر می‌شود

 

اگر قافیه‌ها بر دل‌ات نشسته‌اند و نغمۀ این ابزار، لبخند به لبت نشانده... بدان که این تلاش، بی‌هیچ چشم‌داشتی رقم خورده؛ اما نسیم حمایت تو، ادامۀ راه را برای ما هموارتر خواهد کرد.

حمایت از ما

بازی ادبی بِیتاس

دانلود بازی ادبی بیتاس

💫 بیتاس، جایی که شعر، بازی و احساس در کنار هم معنا پیدا می‌کنند.

مشاهده و دانلود

ربات تلگرامی قافیه‌یاب

ربات قافیه‌یاب هم‌صدا، ابزاری کاربردی، رایگان و سریع در زمینه ادبیات فارسی برای جستجوی قافیه در تلگرام.

مشاهده ربات

قافیه‌یاب برای اندروید

با خرید نسخه اندرویدی قافیه‌یاب از کافه‌بازار یا مایکت از این پروژه ادبی حمایت کنید.

خرید از بازار خرید از مایکت

نرم‌افزار فرهنگ عروضی

فرهنگ عروضی هم‌صدا برای اندروید

فرهنگ لغت جامع عروض و قافیه با قابلیت وزن یابی.

گنجور

گنجور مجموعه‌ای ارزشمند از سروده‌ها و سخن‌رانی‌های شاعران پارسی‌گوی است که به صورت رایگان در اختیار همگان قرار گرفته است. برای مشاهده وب‌سایت گنجور اینجا کلیک کنید.

دریای سخن

نرم‌افزار دریای سخن کتابخانه‌ای بزرگ و ارزشمند از اشعار و سخنان شاعران گرانقدر ادب فارسی است که به حضور دوستداران شعر و ادب تقدیم می‌داریم.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید