ها
(صوت) در مواردی «ها» به معنی بنگر، ببین، بهوش باش و مانند اینها به کار میرود که در این صورت از اصوات تنبیه و تحذیر به شمار میرود و ممکن است مخفف هان باشد، چنانکه صاحب نهج الادب در ذیل حروف تنبیه پس از ذکر هان آرد: «ها چون هادرویش(1) و می تواند که ها بخصوصه مخفف هان بود که هم برای این معنی آید، چنانکه هادوری(2) به معنی گدای مبرم یعنی شخصی که دوری از او بهتر است، در محل تخصیص و آگاه کردن مستعمل شده اولاً بعد از آن به معنی گدای مبرم آمده(3) مجازاً. اثیر اخسیکتی گفته :
معیشتی نه که با عزت و قناعت آن
به هر دری نروم چون گدای هادوری.
و همچنین ها درویش نام دشت شده که در ترکستان است و اگر گویند قلب است پس در اصل دوری ها و درویش ها بوده می تواند شد(4)، لیکن نظائر آن در مستعلات دیده نشد هرچند قلب در فارسی به انواع حدی و شماری ندارد. (نهج الادب ص570).
ها ثریا نه خوشهء عنب است
دست برکن ز خوشه می بفشار.خاقانی.
از مهرخ من شدی خبر پرس
ها مهرخ مهربانم این است.نظامی.
گفتی که کجاست دلستانت
ها دلبر دلستانم این است.نظامی.
نروی ها. نکنی ها.
(1) - رجوع به کلمهء «هادرویش» شود.
(2) - رجوع به کلمهء «هادوری» شود.
(3) - وجه اشتقاق عامیانه است. برای شناختن اصل رجوع به برهان قاطع چ معین (هادوری) شود.
(4) - ظ. بر اساسی نیست.
معیشتی نه که با عزت و قناعت آن
به هر دری نروم چون گدای هادوری.
و همچنین ها درویش نام دشت شده که در ترکستان است و اگر گویند قلب است پس در اصل دوری ها و درویش ها بوده می تواند شد(4)، لیکن نظائر آن در مستعلات دیده نشد هرچند قلب در فارسی به انواع حدی و شماری ندارد. (نهج الادب ص570).
ها ثریا نه خوشهء عنب است
دست برکن ز خوشه می بفشار.خاقانی.
از مهرخ من شدی خبر پرس
ها مهرخ مهربانم این است.نظامی.
گفتی که کجاست دلستانت
ها دلبر دلستانم این است.نظامی.
نروی ها. نکنی ها.
(1) - رجوع به کلمهء «هادرویش» شود.
(2) - رجوع به کلمهء «هادوری» شود.
(3) - وجه اشتقاق عامیانه است. برای شناختن اصل رجوع به برهان قاطع چ معین (هادوری) شود.
(4) - ظ. بر اساسی نیست.
درگاه به پرداخت ملت برای ووکامرس
اتصال فروشگاه شما به شبکه به پرداخت ملت برای پرداخت آنلاین سریع و مطمئن با تمامی کارتهای عضو شتاب
مشاهده جزئیات محصول
