نوشتن

[تَ] (مص) نوشیدن آشامیدن (برهان قاطع) (ناظم الاطباء) به این معنی نوشیتن درست است (از حاشیهء برهان قاطع چ معین).


نوشتن

[نُ وَ تَ / نَ وِ تَ] (مص) از دور گذشتن و نالیدن و زاریدن(؟) (ناظم الاطباء).


نوشتنی

[نَ وَ تَ] (ص لیاقت) نوردیدنی طی کردنی رجوع به نوشتن شود.


نوشتنی

[نِ وِ تَ] (ص لیاقت) که قابل نوشتن است که لایق تحریر و کتابت است که نوشتن و تحریر و ثبت آن ممکن یا به مصلحت باشد : هرچند نیست درد دل ما نوشتنی از اشک خود دو سطر به ایما نوشته ایم صائب.


نوشته

[نَ وَ تَ / تِ] (ن مف) پیچیده درنوردیده (برهان قاطع) نوردیده : نوشته به دستار چیزی که برد چنان هم نوشته به بیژن ( سپردفردوسی || طی شده گذشته ماضی : از روزگار گذشته و قرن های نوشته (ترجمهء محاسن اصفهان ص 118.


نوشته

[نِ وِ تَ / تِ] (ن مف)کتابت کرده شده (غیاث اللغات) (برهان قاطع) نوشته شده که بر آن چیزی نگاشته یا نقشی کشیده باشند مقابل نانوشته به معنی کاغذ سفید که بر آن چیزی ننوشته اند : از برگ چون صحیفه بنوشته شد زمین وز ابر چون صلایه سیمین شد...


نوش جام

(اِ مرکب) پیالهء شراب خوری (ناظم الاطباء) جام می گساری (تعلیقات وحید بر شرفنامهء نظامی) پیالهء شراب (فرهنگ فارسی معین) : دگر نوش جامی ز یاقوت خام کز او کم نگردد به خوردن شرابنظامی.


نوش جان

[شِ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب)چیزی که ممد و مقوی حیات باشد یا مرغوب و محبوب جان (آنندراج (||) صوت مرکب) به صورت خطاب و دعا، گوارا باد! هنیئاً! هنیئاً مریئاً! گوارای وجود! (یادداشت مؤلف) نوش! گوارا! سازگار وجود! عبارتی است که می گساران خطاب بدانکه به شادی و سلامتی یاران...


نوشجان

(اِخ) از بلاد فارس است (از سمعانی) شهری است در فارس (از معجم البلدان)، و آن مشتمل بر نوشجان بالا و نوش جان پائین است و مردمش بعضی مجوس بعضی مانوی زندیق باشند( 1) (ابن الفقیه از یادداشت مؤلف) ( 1) - و گویند شهری است بین طراز در حدود...


نوش جای

Nectaire (اِ مرکب)( 1) جایگاه مادهء شیرین گل (لغت فرهنگستان) ( 1) - معادل لغت فرانسوی.


نوش چشمه

[چَ / چِ مَ / مِ] (اِ مرکب)چشمهء نوش در بیت زیر کنایت از شرم زن است : خواست تا نوش چشمه را خارد مُهر از آب حیات برداردنظامی.


نوشخند

[خَ] (اِ مرکب) خندهء شیرین مقابل زهرخند (آنندراج) نوش خند تبسم شکرخند مقابل نیش خند (فرهنگ فارسی معین) خندهء بسیار شیرین خوبان خنده ای سخت از روی نشاط (یادداشت مؤلف) : چو گل خوردن باده شان نوشخند چو بلبل به مستی همه هوشمندنظامی در نوشخند برق خطر هست، زینهار بازی...


نوشخنده

[خَ دَ / دِ] (اِ مرکب) نوشخند رجوع به نوشخند شود : این کوه زهره دل که نهنگی است بحرکش از نوش خنده بین که چه زهر غمان کشد خاقانی.


نوشخوار

[نُشْ خوا / خا] (اِ مرکب)نشخوار (رشیدی) (انجمن آرا) (آنندراج) : لیک نداند شتر لذت نوشخوار من مولوی (از رشیدی) رجوع به نشخوار شود.


نوشخوار

[خوا / خا] (نف مرکب)نوشخوارنده آنکه به لذت چیزی را خورد شادخوار (فرهنگ فارسی معین) : شادخوار از تو سلاطین و تو را گشته مطیع نوش خوار از تو رعایا و تو را گفته دعا بوالفرج رونی.


نوشخواری

[خوا / خا] (حامص مرکب)به لذت چیزی را خوردن شادخواری (فرهنگ فارسی معین).


نوشخور

[خوَرْ / خُرْ] (نف مرکب)( 1)نوشخوار شادخوار رجوع به نوشخوار شود (|| اِ مرکب) نوشخورد شراب گوارا : بدو گفت شادان زی و نوشخور بیاور مخار اندر این کار سرفردوسی || نام روز پنجم از ماههای ملکی است (برهان قاطع) (جهانگیری) (آنندراج) ||نوش خور! (صوت مرکب) عبارت دعائیه به معنی:...


نوشخورد

[خوَرْ / خُرْ] (مص مرکب مرخم، اِمص مرکب) نوش خوردن شادخواری رجوع به نوش خوردن شود (|| اِ مرکب) طعام گوارا (یادداشت مؤلف) شراب خوشگوار نوشخوار رجوع به شاهد ذیل معنی قبلی شود : بسا خان و کاشانه و بادغرد( 1) بدو اندرون شادی و نوشخوردبوشکور || پرده ای است...


نوش خوردن

[خوَرْ / خُرْ دَ] (مص مرکب) شاد خوردن به لذت خوردن (فرهنگ فارسی معین ||) نوش جان کردن نوش کردن : جهان دار و شادی کن و نوش خور می از دست آن ترک سیمین ذقنفرخی || شراب نوشیدن : نوش خور شمشیر زن دینار ده ملکت ستان داد کن...


نوش دادن

[دَ] (مص مرکب) عسل و شربت دادن، و کنایه از لذت بخشیدن و کام دادن و کامروا و محظوظ و بهره مند گردانیدن : یکی را دهد نوش از شهد و شیر بپوشد به دیبا و خزّ و حریرفردوسی روان را همی لعلشان نوش داد بیاورد و یکسر به شیدوش...



با مهر شما، راه هموارتر می‌شود

 

اگر قافیه‌ها بر دل‌ات نشسته‌اند و نغمۀ این ابزار، لبخند به لبت نشانده... بدان که این تلاش، بی‌هیچ چشم‌داشتی رقم خورده؛ اما نسیم حمایت تو، ادامۀ راه را برای ما هموارتر خواهد کرد.

حمایت از ما

بازی ادبی بِیتاس

دانلود بازی ادبی بیتاس

💫 بیتاس، جایی که شعر، بازی و احساس در کنار هم معنا پیدا می‌کنند.

مشاهده و دانلود

ربات تلگرامی قافیه‌یاب

ربات قافیه‌یاب هم‌صدا، ابزاری کاربردی، رایگان و سریع در زمینه ادبیات فارسی برای جستجوی قافیه در تلگرام.

مشاهده ربات

قافیه‌یاب برای اندروید

با خرید نسخه اندرویدی قافیه‌یاب از کافه‌بازار یا مایکت از این پروژه ادبی حمایت کنید.

خرید از بازار خرید از مایکت

نرم‌افزار فرهنگ عروضی

فرهنگ عروضی هم‌صدا برای اندروید

فرهنگ لغت جامع عروض و قافیه با قابلیت وزن یابی.

گنجور

گنجور مجموعه‌ای ارزشمند از سروده‌ها و سخن‌رانی‌های شاعران پارسی‌گوی است که به صورت رایگان در اختیار همگان قرار گرفته است. برای مشاهده وب‌سایت گنجور اینجا کلیک کنید.

دریای سخن

نرم‌افزار دریای سخن کتابخانه‌ای بزرگ و ارزشمند از اشعار و سخنان شاعران گرانقدر ادب فارسی است که به حضور دوستداران شعر و ادب تقدیم می‌داریم.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید