نوشخورد
[خوَرْ / خُرْ] (مص مرکب مرخم، اِمص مرکب) نوش خوردن شادخواری رجوع به نوش خوردن شود (|| اِ مرکب) طعام گوارا (یادداشت مؤلف) شراب خوشگوار نوشخوار رجوع به شاهد ذیل معنی قبلی شود : بسا خان و کاشانه و بادغرد( 1) بدو اندرون شادی و نوشخوردبوشکور || پرده ای است از موسیقی قدیم (فرهنگ فارسی معین) : راه طاعت گیر و گوش هوش سوی علم دار چند داری گوش سوی نوشخورد و راهوی؟ ناصرخسرو (|| ن مف مرکب) نوشخورده به لذت خورده( 2)(فرهنگ فارسی معین) 1) - ن ل: بسا جای کاشانه و بادغَرد، خوش آن جای کاشانه و بادغرد، بسا خان کاشانه و خان غرد ( 2) - این معنی در فرهنگ ) فارسی معین ظاهراً از این بیت فردوسی استنباط شده که در همان فرهنگ ذیل نوش خورده آمده است: چو شد نوش خورده شتاب آمدش گران شد سرش رای خواب آمدش و حال آنکه نوش در این بیت بمعنی شراب و باده است رجوع به نوش به معنی شراب و شواهد آن شود.
درگاه به پرداخت ملت برای ووکامرس
اتصال فروشگاه شما به شبکه به پرداخت ملت برای پرداخت آنلاین سریع و مطمئن با تمامی کارتهای عضو شتاب
مشاهده جزئیات محصول
