نوش جان
[شِ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب)چیزی که ممد و مقوی حیات باشد یا مرغوب و محبوب جان (آنندراج (||) صوت مرکب) به صورت خطاب و دعا، گوارا باد! هنیئاً! هنیئاً مریئاً! گوارای وجود! (یادداشت مؤلف) نوش! گوارا! سازگار وجود! عبارتی است که می گساران خطاب بدانکه به شادی و سلامتی یاران پیاله بر لب برده است، گویند - نوش جان بودن:ستم لطف است اگر پای محبت در میان باشد دل از دست تو زخمی خورد گفتم نوش جان باشد فطرت (از آنندراج) - نوش جان کردن؛ به صورت دعا، خوردن (یادداشت مؤلف) نوش کردن به شادی و سلامت و گوارائی، مشروبی آشامیدن یا غذائی خوردن به رغبت و میل خوردن || - گاه این عبارت به مزاح و طعنه در مفهوم مخالفش به کار رود، گویند: صد تازیانه نوش جان کرد، کتک حسابی نوش جان کرد، چند اردنگی نوش جان کرد : تلخی که نوش جان کنی آن را شود شکر نیشی که در جگر شکنی نوش می شود صائب (از آنندراج).
درگاه به پرداخت ملت برای ووکامرس
اتصال فروشگاه شما به شبکه به پرداخت ملت برای پرداخت آنلاین سریع و مطمئن با تمامی کارتهای عضو شتاب
مشاهده جزئیات محصول
