نفوض

[نَ] (ع ص) بسیاربچه از زن و ناقه (منتهی الارب) (آنندراج) کثیره الولد گویند: امرأه نفوض (اقرب الموارد).


نفوض

[نُ] (ع مص) به شدن از بیماری (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد ||) نَفض رجوع به نفض شود.


نفوع

[نَ] (ع ص) مرد بسیارسود (منتهی الارب) (آنندراج) کثیرالنفع (اقرب الموارد) ج، نُفع.


نفوق

[نُ] (ع مص) مردن (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد) خارج شدن روح از تن مرد و دابه (از اقرب الموارد) بمردن ستور (تاج المصادر بیهقی) (زوزنی ||) برکنده پوست گردیدن زخم (منتهی الارب) (آنندراج) تقشر (از اقرب الموارد).


نفوه

[نَفْ وَ] (ع اِ) چیز بلایه و ردی (از منتهی الارب) زبونترین جزء از هر چیزی (ناظم الاطباء) نفاوه الشی ء و نفوته؛ ردیه و بقیته؛ ردی و وامانده از هرچیز (از اقرب الموارد) نفاه نفاء نفاوه (منتهی الارب) نِفوَه (ناظم الاطباء) رجوع به نفاه شود.


نفوه

[نِفْ وَ] (ع اِ) نَفوَه (متن اللغه) (ناظم الاطباء) رجوع به نَفوَه شود || رانده شده و دورکرده شده (ناظم الاطباء) نفی نفایه نفاه نفاء نفاوه نَفوَه (متن اللغه) رجوع به نفاه شود.


نفوه

[نُ] (ع مص) سست و بددل گردیدن بعد قوت و دلیری (از منتهی الارب) (آنندراج) سست دل گردیدن کسی پس از دلیری (ناظم الاطباء) سست دل و ترسو شدن (از اقرب الموارد ||) ذلیل و رام گردیدن سپس سختگی و درشتی (منتهی الارب) (آنندراج) ذلیل شدن شتر بعد از صعوبت...


نفه

[نَفْهْ] (ع مص) مانده گشتن (منتهی الارب) (آنندراج) (از ناظم الاطباء) مانده شدن (از تاج المصادر بیهقی).


نفه

[نُفْ فَهْ] (ع ص، اِ) جِ نافه رجوع به نافه شود.


نفهم

[نَ فَ] (ص مرکب) نافهم بی فهم که فهم ندارد (یادداشت مؤلف) بی شعور کودن ابله که عقل و شعوری ندارد بی تمیز.


نفهمی

[نَ فَ] (حامص مرکب) نفهم بودن فهم نداشتن بی شعوری ابلهی نادانی.


نفهمیده

[نَ فَ دَ / دِ] (ن مف مرکب) نفهم نافهم (|| ق مرکب) نادانسته بی تأمل.


نفی

[نَفْیْ] (ع اِ) وعدهء بد (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) وعید (منتهی الارب (||) مص) راندن و دور کردن( 1) (غیاث اللغات) (از منتهی الارب) (آنندراج) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) راندن (ترجمان علامهء جرجانی ص 101 ) (تاج المصادر بیهقی) (مجمل اللغه ||) دور گردیدن( 2) (از منتهی الارب)...


نفی

[نَ فی ی] (ع اِ) کفک که دیگ جوشان فرواندازد (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد) کفی که از دیگ در حال جوشیدن فروریزد (ناظم الاطباء ||) آب که از رسن دلو چکد (منتهی الارب) (از آنندراج) آبی که از ریسمان دول چکد (ناظم الاطباء ||) سنگریزه و جز آن...


نفی

[نَفْ فی ی] (ع اِ) سفره مانندی است که بر آن پِسْت را بیزند (از ناظم الاطباء) (منتهی الارب) (از اقرب الموارد) نُفیَه نَفّیَّه (از اقرب الموارد).


نفیان

[نَ فَ] (ع اِ) خاک و گرد گردآمده از باد در بنهای درختان || رشاشهء باران و آنچه پرد از قطرات باران (منتهی الارب) (آنندراج).


نفیاً

[نَ یَنْ] (ع ق) مقابل اثباتاً (یادداشت مؤلف).


نفیت

[نَ] (ع مص) نفت نفتان (اقرب الموارد) رجوع به نَفت شود.


نفیته

[نَ تَ] (ع اِ) آشی است از آرد و جز آن که به آب یا شیر ترتیب دهند، سطبرتر از سخینه (منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (آنندراج) کاچی (بحر الجواهر) (یادداشت مؤلف) (مهذب الاسماء).


نفیث

[نَ] (ع ص) دم نفیث؛ خون روان از زخم (منتهی الارب) (آنندراج) خونی که از جراحت برآید (از اقرب الموارد) (یادداشت مؤلف).



با مهر شما، راه هموارتر می‌شود

 

اگر قافیه‌ها بر دل‌ات نشسته‌اند و نغمۀ این ابزار، لبخند به لبت نشانده... بدان که این تلاش، بی‌هیچ چشم‌داشتی رقم خورده؛ اما نسیم حمایت تو، ادامۀ راه را برای ما هموارتر خواهد کرد.

حمایت از ما

بازی ادبی بِیتاس

دانلود بازی ادبی بیتاس

💫 بیتاس، جایی که شعر، بازی و احساس در کنار هم معنا پیدا می‌کنند.

مشاهده و دانلود

ربات تلگرامی قافیه‌یاب

ربات قافیه‌یاب هم‌صدا، ابزاری کاربردی، رایگان و سریع در زمینه ادبیات فارسی برای جستجوی قافیه در تلگرام.

مشاهده ربات

قافیه‌یاب برای اندروید

با خرید نسخه اندرویدی قافیه‌یاب از کافه‌بازار یا مایکت از این پروژه ادبی حمایت کنید.

خرید از بازار خرید از مایکت

نرم‌افزار فرهنگ عروضی

فرهنگ عروضی هم‌صدا برای اندروید

فرهنگ لغت جامع عروض و قافیه با قابلیت وزن یابی.

گنجور

گنجور مجموعه‌ای ارزشمند از سروده‌ها و سخن‌رانی‌های شاعران پارسی‌گوی است که به صورت رایگان در اختیار همگان قرار گرفته است. برای مشاهده وب‌سایت گنجور اینجا کلیک کنید.

دریای سخن

نرم‌افزار دریای سخن کتابخانه‌ای بزرگ و ارزشمند از اشعار و سخنان شاعران گرانقدر ادب فارسی است که به حضور دوستداران شعر و ادب تقدیم می‌داریم.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید