نفاطه
[نَفْ فا طَ] (ع اِ) منبت نفت جای برآمدن نفت (از اقرب الموارد ||) معدن نفت || نوعی از چراغ که بدان چراغ دیگر افروزند (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد ||) ابزاری از مس که بدان نفت و آتش پرتاب کنند (از اقرب الموارد) آلت افکندن نفط به صف دشمن (السامی ||) قاروره انداز (حبیش تفلیسی) نفت انداز (زمخشری) (از دهار ||) بثره( 1) (اقرب الموارد) تاول آبله (یادداشت مؤلف) ج، نفاطات (|| اِخ) نام صورت دوازدهم از صور چهارده گانهء فلکی جنوبی و آن را مجمره نیز نامند (از مفاتیح) رجوع به مجمره شود ( 1) - النفاطات و النفاخات؛ الاطباء یطلقون النفاطات علی بثور تحدث من مائیه تحتبس فیما دون ظاهر العضو، فینتوء سطحه الظاهر، و ربما قالوا للبثور المائیه نفاخات ایضاً لمشابهتها لها، فی ان لون الجلد فیهما لایختلف کما یختلف فی البثور الخلطیه (بحر الجواهر، از یادداشت بخط مؤلف).
راهکاری امن برای پرداخت آنلاین سفارشات در ووکامرس؛ با سپهر پی تراکنشها را سریع و بدون دردسر انجام دهید.
مشاهده جزئیات محصول
