نعیم آباد
[نَ] (اِخ) دهی است از دهستان عشق آباد بخش فدیشهء شهرستان نیشابور، در 21 هزارگزی شمال فدیشه در جلگهء معتدل هوائی واقع است و 251 نفر سکنه دارد آبش از قنات تأمین می شود محصولش غلات و شغل اهالی زراعت و کرباسبافی است (از ( فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9.
نعیم آباد
[نَ] (اِخ) دهی است از دهستان دربقاضی بخش حومهء شهرستان نیشابور، در 16 هزارگزی جنوب شرقی نیشابور در جلگهء معتدل هوائی واقع است و 378 نفر سکنه دارد آبش از قنات تأمین می شود محصولش غلات و شغل اهالی زراعت و مالداری است (از ( فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9.
نعیم آباد
[نَ] (اِخ) دهی است از دهستان حومهء بخش زرند شهرستان کرمان، در 6هزارگزی شمال زرند در جلگهء معتدل هوائی واقع است، 302 تن سکنه دارد آبش از قنات تأمین می شود محصولش غلات و حبوبات و پسته و پنبه است شغل اهالی زراعت است (از ( فرهنگ جغرافیایی ایران ج...
نعیم آباد
[نَ] (اِخ) دهی است از دهستان عزیزآباد بخش فهرج شهرستان بم، در 10 هزارگزی جنوب غربی فهرج، در جلگهء گرمسیری واقع است و 221 تن سکنه دارد آبش از قنات تأمین می شود محصولش غلات و حنا و خرما و شغل اهالی زراعت است (از فرهنگ ( جغرافیایی ایران ج...
نعیم آباد
[نَ] (اِخ) دهی است از بخش حومهء شهرستان یزد، در 11 هزارگزی جنوب یزد، در جلگهء معتدل هوائی واقع است و 2569 نفر سکنه دارد آبش از قنات تأمین می شود محصولش غلات و شغل اهالی زراعت و نساجی است (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج (10.
نعیما
[نَ] (اِخ) نعمت سمرقندی (ملا) متخلص به نعیما، از شاعران قرن یازدهم هجری قمری است او راست: بر گل رخسار خال بیشمارش حاصل است سبز کردن دانه از حسن زمین قابل است (از نصرآبادی ص 443 ) رجوع به نگارستان سخن ص 125 و فرهنگ سخنوران شود.
نعیمان
[نُ عَ] (اِخ) ابن عمروبن رفاعه النجاری الانصاری، از اهل مدینه و از صحابهء پیغمبر بود، مردی مزّاح بود و رسول (ع) را شادمان و خندان می کرد، و در عین شوخ طبعی از شجاعان عرب بود و در جنگهای بدر و احد و خندق شرکت جست، وی بعد از...
نعیمای شیرازی
[نَ عی یِ] (اِخ) از شاعران قرن یازدهم هجری قمری شیراز( 1)است و خیاط مخصوص امامقلی خان حاکم فارس بوده است او راست: در محبت سر حرف گله وا نتوان کرد صد سخن بر لب و یک حرف ادا نتوان کرد گلهء هجر ز امروز کنم سر که مباد این...
نعیمای قمی
[نَ عی یِ قُمْ می] (اِخ) ابن درویش بهشتی قلندر قمی، از شعرای قرن یازدهم هجری قمری است و به روایت مؤلف روز روشن مشرب وسیعی داشت چنانچه دست رد به هیچیک از » سفری به هندوستان کرده سپس به وطن برگشته است و به روایت نصرآبادی او راست: آهی...
نعیم پاک
[نَ مِ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب)کنایه از اعمال شایسته است که طاعت و عبادت باشد (برهان قاطع ||) نعمت و روزی حلال و طیب و طاهر رجوع به نعیم شود.
نعیم قزوینی
[نَ مِ قَزْ] (اِخ) رجوع به نعیمای شیرازی شود.
نعیمه
[نَ مِ] (اِخ) قصبه ای است از دهستان جزیرهء صلبوخ بخش مرکزی شهرستان آبادان، در 11 هزارگزی شمال غربی آبادان بر کنار شط العرب در دشت گرمسیری واقع است و 2862 تن جمعیت دارد آبش از شط العرب و محصولش خرما است شغل اهالی زراعت و کارگری شرکت نفت و...
نعیمی
[نَ] (اِخ) شاه فضل (سید) مشهدی شیروانی( 1)، از دانشمندان و شعرای قرن هشتم هجری قمری است، در علوم غریبه دستی داشته و به فرمان میرانشاه فرزند تیمور لنگ به تهمت اختراع مذهب حروفی به سال 798 ه ق کشته شده است( 2) دو کتاب جاودان صغیر و جاودان...
نعیمی تبریزی
[نَ میِ تَ] (اِخ) رجوع به نعیمی شاه فضل (سید) مشهدی شیروانی شود.
نعیمیه
[نَ می یَ] (اِخ) نام یکی از شعب فرقهء زیدیه است که منسوب اند به نعیم بن یمان، اینان عثمان و مخالفین علی بن ابی طالب را کافر می دانند و علی را بعد از پیغمبر افضل ناس می شناسند، اما مردم را در ترک بیعت علی گناهکار نمی نامند...
نعیمی هروی
[نَ میِ هَ / هِ رَ] (اِخ) از شاعران قرن نهم هجری قمری است و در عهد سلطان حسین میرزا بایقرا درگذشته است او راست: من که ( باشم که تمنای وصال تو کنم مگر از دور تماشای جمال تو کنم (از صبح گلشن ص 534 ) (مجالس النفایس ص...
نغابیل
[نَ] (ع اِ) جِ نغبول رجوع به نُغبول شود.
نغار
[نَغْ غا] (ع ص) جرح نغار؛ زخم که خون از وی روان باشد (از منتهی الارب) (آنندراج) (از متن اللغه).
نغاز
[نُغْ غا] (ع ص، اِ) فتنه انگیزان تباهی افکنندگان میان قوم (منتهی الارب) (از ناظم الاطباء) نزاغ (از متن اللغه) (از اقرب الموارد).
نغاش
[نُ] (ع ص) نیک کوتاه (منتهی الارب) (آنندراج) مرد نیک کوتاه بالا که به سستی و ضعف حرکت کند (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) مرد بسیار کوتاه قد مرد ضعیف الحرکهء ناقص الخلقه (از متن اللغه) نُغاشیّ (اقرب الموارد) (آنندراج) (متن اللغه) نَغّاش (ناظم الاطباء) (متن اللغه).
