نطع

[نِ طَ] (ع اِ) نَطع گستردنی است از ادیم (منتهی الارب) رجوع به نَطع شود || کام دهان که در وی شکنهاست نِطع (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء).


نطع پوش

[نَ] (نف مرکب) نطع پوشان، کنایه از پهلوانان، چرا که وقت کشتی تنبان از چرم می پوشند (غیاث اللغات) (آنندراج) رجوع به نطعی و نطعی پوش شود.


نطع شطرنج

[نَ عِ شَ رَ] (ترکیب اضافی) رقعهء شطرنج بساط شطرنج صفحهء شطرنج رجوع به نَطع شود.


نطعی

[نَ / نِ]( 1) (اِ) تنبان چرمی که پهلوانان در وقت کشتی گرفتن می پوشند و آن را تکه نیز گویند (ناظم الاطباء) تنبان چرمی که استاد کشتی گیران پوشند (غیاث اللغات) (آنندراج) مدتها آن [ چرم ] را در روغن خیسانیده باشند و تنبان از آن سازند و چون...


نطعی پوش

[نَ] (نف مرکب) پهلوان کشتی گیر (ناظم الاطباء) رجوع به نطع پوش شود : خصم کی خصمانه می گیرد به آسانی مرا همچو مجنون کرده نطعی پوش عریانی مرا ایما (از آنندراج).


نطعیه

[نَ عی یَ] (ع ص نسبی) حروف نطعیه، تاء و دال و طاء، حروفی که مخرج آنها نطع دهان است (از اقرب الموارد) حروفی که از کام دهن تلفظ می شوند و عبارتند از: ت، د، ط (از ناظم الاطباء) و نیز رجوع به نطع شود.


نطف

[نَ] (ع مص) روان گشتن و رفتن آب (از منتهی الارب) (از آنندراج) (از ناظم الاطباء) جاری شدن آب (از متن اللغه) اندک ( اندک جاری شدن آب (از اقرب الموارد) (از المنجد ||) چکه کردن مشک آب به علت پارگی یا دریدگی یا سوراخ شدن( 1 (از اقرب الموارد)...


نطف

[نَ طَ] (ع اِ) عیب (اقرب الموارد) (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (المنجد) عیب و فساد (متن اللغه ||) بدی (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) شر (اقرب الموارد) (المنجد) شر و فساد (متن اللغه ||) تباهی (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) فساد (اقرب الموارد) (المنجد ||) زخم پشت (منتهی الارب)...


نطف

[نَ طِ] (ع ص) پلید (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) نجس (اقرب الموارد) (المنجد) (متن اللغه) (ناظم الاطباء) قذر (متن اللغه ||) مرد فریبنده (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) مریب (اقرب الموارد) (المنجد) رجل متهم مریب (متن اللغه||) آنکه شکستگی سر او به دماغ رسد (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب...


نطف

[نُ طَ] (ع اِ) نَطَف مروارید شفاف یا مرواریدهای ریزه یا قرطه و واحد آن نُطَفَه است (از متن اللغه) جِ نطفه رجوع به نُطَفَه شود ||جِ نطفه رجوع به نُطفَه شود || جِ نطفه رجوع به نَطَفَه شود || جِ نطافه و رجوع به نُطافَه شود.


نطف

[نُ طُ] (ع اِ) جِ نطفه (منتهی الارب) (ناظم الاطباء).


نطف

[نَ طِ] (اِخ) ابن خیبری بن حنظله السلیطی الیربوعی از فارسان عهد جاهلیت و از قبیلهء بنی تمیم است آورده اند که وهرز عامل پادشاهان ایران در یمن، کاروانی از اموال و طرف نزد کسری روانه کرد، چون کاروان به بلاد بنی تمیم رسید سه تن از فارسان بنی تمیم...


نطفان

[نَ طَ] (ع مص) چکیدن آب (تاج المصادر بیهقی) (زوزنی) رجوع به نَطف شود || روان گشتن آب و رفتن آن (آنندراج) رجوع به نَطف شود || به فجور تهمت کردن و به عیب آلودن رجوع به نَطف شود.


نطفت

[نُ فَ] (ع اِ) نطفه : گه از نطفتی نیک بختی دهی گه از استخوانی درختی دهینظامی رجوع به نطفه شود.


نطفتان

منظور دریای مشرق و مغرب است، و گفته اند: آب ؛« حتی یسیرالراکب بین النطفتین » : [نُ فَ] (اِخ) به صیغه تثنیه، در حدیث است فرات و آب دریای جده، و نیز گفته شده است: دریای روم و دریای چین است (از اقرب الموارد) رجوع به نطفه به معنی...


نطفه

[نُ فَ] (ع اِ) آب مرد (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) آب منی (آنندراج) آبی که از انسان به شهوت خارج شود و از آن بچه آید (از متن اللغه) آب پشت در رحم (ترجمان علامهء جرجانی ص 100 ) آن آب که بچه از آن بود (مهذب الاسماء) عسیله (منتهی...


نطفه

[نَ طَ فَ] (ع اِ) نُطَفَه گوشواره یا مروارید روشن یا مروارید خرد (منتهی الارب) (از اقرب الموارد) ج، نَطَف.


نطفه

[نَ طِ فَ] (ع ص) تأنیث نَطِف است به معنی ماده شتر که به نَطَف مبتلاست رجوع به نَطِف و نَطَف شود.


نطفه

[نُ طَ فَ] (ع اِ) واحد نُطَف است رجوع به نَطَفَه و نُطَف شود.


نطفه

[نُ فَ / فِ] (از ع، اِ) نُطفَه آب مرد آب پشت آب که بچه از آن بود منی بیظ آب آب نشاط (یادداشت مؤلف) نیز رجوع به نطفه شود : ورا خوانند نطفه اهل معنی که پالوده از آن خون است یعنی ناصرخسرو اندر مشیمهء عدم از نطفهء وجود...



با مهر شما، راه هموارتر می‌شود

 

اگر قافیه‌ها بر دل‌ات نشسته‌اند و نغمۀ این ابزار، لبخند به لبت نشانده... بدان که این تلاش، بی‌هیچ چشم‌داشتی رقم خورده؛ اما نسیم حمایت تو، ادامۀ راه را برای ما هموارتر خواهد کرد.

حمایت از ما

بازی ادبی بِیتاس

دانلود بازی ادبی بیتاس

💫 بیتاس، جایی که شعر، بازی و احساس در کنار هم معنا پیدا می‌کنند.

مشاهده و دانلود

ربات تلگرامی قافیه‌یاب

ربات قافیه‌یاب هم‌صدا، ابزاری کاربردی، رایگان و سریع در زمینه ادبیات فارسی برای جستجوی قافیه در تلگرام.

مشاهده ربات

قافیه‌یاب برای اندروید

با خرید نسخه اندرویدی قافیه‌یاب از کافه‌بازار یا مایکت از این پروژه ادبی حمایت کنید.

خرید از بازار خرید از مایکت

نرم‌افزار فرهنگ عروضی

فرهنگ عروضی هم‌صدا برای اندروید

فرهنگ لغت جامع عروض و قافیه با قابلیت وزن یابی.

گنجور

گنجور مجموعه‌ای ارزشمند از سروده‌ها و سخن‌رانی‌های شاعران پارسی‌گوی است که به صورت رایگان در اختیار همگان قرار گرفته است. برای مشاهده وب‌سایت گنجور اینجا کلیک کنید.

دریای سخن

نرم‌افزار دریای سخن کتابخانه‌ای بزرگ و ارزشمند از اشعار و سخنان شاعران گرانقدر ادب فارسی است که به حضور دوستداران شعر و ادب تقدیم می‌داریم.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید