نصر
[نَ صَ] (ع اِ) فتح پیروزی نَصر رجوع به نصر شود : تا که به گیتی مدد است از طرب تا که به عالم نصر است از ظفر از طرب آباد مدد بر مدد در ظفرآباد نصر بر نصرمعزی (از آنندراج).
نصر
[نَصْ صَ] (ع اِ) اسم صنم است (از متن اللغه).
نصر
[نُ صَ] (ع ص) یاری کننده (ناظم الاطباء) ناصر (اقرب الموارد) (المنجد) (متن اللغه) نصیر نَصر (متن اللغه).
نصر
[نُصْ صَ] (ع ص، اِ) جِ ناصر به معنی یاری دهندگان (غیاث اللغات).
نصر
[نَ] (اِخ) (ال ) نام سورهء صد و دهمین است از قرآن مجید، و آن مکیه یا مدنیه است و پس از سورهء کافرون و پیش از سورهء تبت واقع شده و سه آیت است و بدین آیت آغاز می شود: اذا جاء نصرالله والفتح.
نصر
[نَ] (اِخ) ابن ابراهیم بن نصر ملقب به شمس الملک از امرای ماوراءالنهر است وی در قرن پنجم می زیست و امیری دانشمند و کاردان و خطیبی فصیح البیان بود، قرآنی به خط خوش نوشت، و علاوه بر تدریس و املاء حدیث، بر منابر بخارا و سمرقند به فصاحت ایراد...
نصر
[نَ] (اِخ) ابن ابراهیم بن نصربن ابراهیم بن داود النابلسی المقدسی مکنی به ابوالفتح و معروف به ابن ابی الحافظ و المقدسی، از مشایخ شافعیان شام است، اصل وی از نابلس است، وی به سال 377 ه ق تولد یافت و در حدود بیست سالگی در پی آموختن فقه...
نصر
[نَ] (اِخ) ابن ابوالفرج حصری ملقب به برهان الدین و مکنی به ابوالفتح و مشهور به حصری محدث است (یادداشت مؤلف).
نصر
[نَ] (اِخ) ابن احمدبن اسدبن سامان خدا، وی به سال 250 ه ق به جانشینی پدرش به حکومت فرغانه و سمرقند منصوب گشت و در سال 266 به فرمان المعتضد خلیقهء عباسی به امارت سرتاسر ماوراءالنهر رسید و در سال 279 درگذشت و برادرش اسماعیل بن احمد سامانی جانشین...
نصر
[نَ] (اِخ) ابن احمدبن اسماعیل سامانی رجوع به نصر سامانی (امیر) شود.
نصر
[نَ] (اِخ) ابن احمدبن طاهربن خلف مکنی به ابوالفضل از نوادگان عمرولیث صفاری است، وی از طرف سلطان محمود غزنوی حکومت سیستان یافت و به سال 465 ه ق درگذشت رجوع به تاریخ گزیده چ نوائی حاشیهء ص 376 شود.
نصر
[نَ] (اِخ) ابن احمدبن عبدالله بن البطرالقاری، مکنی به ابوالخطاب متولد به سال 398 ه ق، محدث است وی به سال 494 درگذشته (یادداشت مؤلف).
نصر
[نَ] (اِخ) ابن احمد سمرقندی مکنی به ابواللیث، او راست: شرح الجامع الکبیر محمد بن حسن شیبانی (یادداشت مؤلف).
نصر
[نَ] (اِخ) ابن احمدبن نصربن مأمون بصری، مکنی به ابوالقاسم، و معروف به الخبزارزی یا خبزرزی، شاعر غزلسرای امی قرن چهارم است، وی در بصره دکان داشت و در حالی که نان برنجی می پخت و می فروخت، غزل می سرود و مردم را گرد خود جمع می کرد و...
نصر
[نَ] (اِخ) ابن احمدبن نصربن عبدالعزیز الکندی، مکنی به ابومحمد و معروف به نصرک از ائمهء محدثان است، به سال 223 ه ق در بغداد تولد یافت سپس به دعوت امیر خالدبن احمد الذهلی، حکمران بخارا بدان دیار رفت و در آنجا اقامت گزید و کتاب المسند را در...
نصر
[نَ] (اِخ) ابن احمد یُوَیّی، شاعری است از مردم ساوه، و حافظ ابوطاهر سلفی بعض اناشید از وی روایت کند (یادداشت مؤلف).
نصر
[نَ] (اِخ) ابن الازدبن الغوث از بنی کهلان، جد جاهلی یمنی است رجوع به الاعلام زرکلی ج 8 ص 338 و جمهره الانساب ص 355 شود.
نصر
[نَ] (اِخ) ابن الحسن الهیتی دمشقی، از شاعران قرن ششم عرب است عماد اصفهانی وی را در دمشق ملاقات کرده است وی بعد از سال 565 درگذشته رجوع به الاعلام زرکلی ج 8 ص 339 و نیز رجوع به خریده القصر، قسم شعراء الشام ص 230 شود.
نصر
[نَ] (اِخ) ابن اوس طائی مکنی به ابوالمنهال، محدث است و وکیع از او روایت کند (یادداشت مؤلف).
نصر
[نَ] (اِخ) ابن ببرویه، محدث است و از اسحاق بن شاذان روایت کند (یادداشت مؤلف).
