نصر
[نَ] (اِخ) ابن عبدالرزاق بن شیخ عبدالقادر گیلانی بغدادی، مکنی به ابوصالح و ملقب به قاضی القضاه، نخستین قاضی مذهب حنبلی است، خلیفه الظاهر بامرالله وی را این منصب داد و حکم او را بر اوقاف عامه و اوقاف مدارس شافعیان و حنفیان و غیره روان کرد و چون المستنصربالله...
نصر
[نَ] (اِخ) ابن عبدالعزیزبن احمد فارسی شیرازی، مکنی به ابوالحسین، از علمای قرائت است، در مصر مقام و مسند داشت او راست: الجامع، در قرائت های دهگانه (از الاعلام زرکلی ج 8 ص 343 ) و نیز رجوع به غایه النهایه ج 2 ص 336 شود.
نصر
[نَ] (اِخ) ابن عبدالله، مکنی به ابومالک و معروف به کیدر، در اواخر عهد مأمون عباسی به سال 217 ه ق والی مصر شد و تا اوایل زمان المعتصم بالله نیز همین منصب را داشت، به سال 219 ه ق درگذشت رجوع به الاعلام زرکلی ج 8 ص...
نصر
[نَ] (اِخ) ابن عبدالله بن عبدالقوی اللخمی اسکندری ازهری، مکنی به ابوالفتوح و معروف به ابن قلاقس، از ادیبان و شاعران عرب است، به سال 532 ه ق در اسکندریه تولد یافت سپس به قاهره آمد و از آنجا به عدن و یمن سفر کرد و به سال 567...
نصر
[نَ] (اِخ) (امیر) ابن علی بن مقلدبن نصربن منقذالکنانی، مکنی به ابوالمرهف و ملقب به عزالدوله، بعد از وفات پدرش به سال 479 به امارت شیزر (در نزدیکی حماه) رسید و به سال 491 درگذشت وی امیری شاعر و ادیب بود (از الاعلام زرکلی ج 8 ص 347 ) و...
نصر
[نَ] (اِخ) ابن علی بن محمد شیرازی فارسی فسایی، مکنی به ابوعبدالله مشهور به ابن ابی مریم، دانشمند و ادیب و خطیب قرن ششم است او راست: تفسیر قرآن و شرح الایضاح و الموضح که به سال 562 ه ق تألیف کرده است وفات وی بعد از سال 565...
نصر
[نَ] (اِخ) ابن علی، ایلک خان، از امرای آل افراسیاب است وی به سال 389 در عهد سلطنت عبدالملک سامانی شهر بخارا را فتح و تصرف کرد رجوع به تاریخ ادبیات ایران دکتر صفا ج 2 ص 6 شود.
نصر
[نَ] (اِخ) ابن عمران بن عصام (یا عاصم)بن واسع الضبعی، ملقب به ابوجمره، از ثقات محدثین قرن دوم است، از مردم بصره بود، اما در نیشابور اقامت داشت و از آنجا به مرو رفت و به همراهی یزیدبن مهلب به خراسان رفت و در سرخس مقیم شد و در همان...
نصر
[نَ] (اِخ) ابن قُعَیْن بن حارث بن ثعلبه از بنی خزیمه، از عدنان، جدّی جاهلی است (از الاعلام زرکلی ج 8 ص 348 ) و رجوع به نهایت الارب، قلقشندی، ص 346 و جمهره الانساب ص 183 شود.
نصر
[نَ] (اِخ) ابن مالک بن حسل بن عامربن لؤی، از قریش، جدّی جاهلی است رجوع به الاعلام زرکلی ج 8 ص 348 و جمهره الانساب ص 157 شود.
نصر
[نَ] (اِخ) ابن محمد بن احمدبن ابراهیم سمرقندی، مکنی به ابواللیث و ملقب به امام الهدی، از ائمهء مذهب حنفی و از دانشمندان و متصوفین قرن چهارم است او راست: تفسیر قرآن، عمده العقاید، بستان العارفین، خزانه الفقه، تنبیه الغافلین، فضایل رمضان، شرح الجامع الصغیر، عیون المسائل، دقایق الاخبار فی...
نصر
[نَ] (اِخ) ابن محمد بن احمدبن یعقوب طوسی عطار، مکنی به ابوالفضل، از علمای حدیث است، به عراق و مصر و شام و حجاز سفر کرد و احادیثی که پیش از او دیگران جمع نکرده بودند گردآورد و کتابی در این مورد تصنیف کرد به سال 384 ه ق...
نصر
[نَ] (اِخ) ابن محمد بن جهان موصلی مکنی به ابوجعفر فقیه است و دیوان شعری هم به عربی دارد (یادداشت مؤلف از الفهرست ابن الندیم).
نصر
[نَ] (اِخ) ابن محمد بن مقلد القضاعی الشیزری، مکنی به ابوالفتح، و ملقب به مرتضی الدین، از فضلا و شعرای قرن ششم مصر است وی بر تربت امام شافعی در مصر مدرسی می کرد و به سال 598 ه ق درگذشت (الاعلام زرکلی ج 8 ص 349 ) و...
نصر
[نَ] (اِخ) ابن محمدالفقیه بن محمدالشیخ بن یوسف، مکنی به ابوالجیوش و معروف به ابن نصر، چهارمین ملوک نصریهء اندلس است وی با توطئه ای برادرش را خلع کرد و بر جای او در سال 708 ه ق به سلطنت نشست و سرانجام به سال 713 یکی از عموزادگانش...
نصر
[نَ] (اِخ) ابن محمودالمرداسی، از امرای حلب است به سال 467 ه ق بعد از فوت پدرش به امارت حلب رسید و یک سال بعد 468 ) به دست ترکان کشته شد (از الاعلام زرکلی ج 8 ص 350 ) و نیز رجوع به شذرات الذهب ج 3 ص...
نصر
[نَ] (اِخ) ابن مزاحم بن سیارالمنقری التمیمی الکوفی، مکنی به ابوالفضل، از مورخان شیعه است، در کوفه شغل عطاری داشت سپس در بغداد ساکن شد، او راست: الغارات، الجمل، مقتل الحسین، اخبارالمختار الثقفی، المناقب، وقعه صفین، اخبار محمد بن ابراهیم و ابی السرایا وی به سال 212 ه ق...
نصر
[نَ] (اِخ) ابن معاویه بن بکربن هوازن، از قبیلهء عدنان و جدّی جاهلی است رجوع به الاعلام زرکلی ج 8 ص 350 و نهایت الارب ص 347 و جمهره الانساب ص 258 و معجم ما استعجم ص 962 و التنبیه الاشراف ص 225 شود.
نصر
[نَ] (اِخ) ابن منصوربن حسن بن جوشن النمیری، مکنی به ابوالمراهف از امیرزادگان عرب و از شعرای مشهور قرن ششم است در رافقه به سال 501 ه ق تولد و در شام پرورش یافت و در سن چهارده سالگی به آبله مبتلا شد و بینائیش نقصان یافت و به...
نصر
[نَ] (اِخ) ابن ناصرالدین سبکتکین، سپهسالار خراسان بود از قبل برادرش سلطان محمودبن سبکتکین، وی به سال 412 درگذشت به روایتی فردوسی و عنصری به وساطت این امیر به دربار سلطان محمود غزنوی راه یافتند (از تاریخ ادبیات ایران، دکتر صفا ج 1 ( ص 266.
