نصاص

[نِ] (ع اِ) جِ نصه رجوع به نُصَّه شود.


نصاعه

[نَ عَ] (ع مص) خالص و بی آمیغ گردیدن (آنندراج) (از منتهی الارب) خالص شدن (از اقرب الموارد) (از المنجد) نصوع (متن اللغه) (اقرب الموارد) (المنجد) رجوع به نصوع شود.


نصاف

[نَ] (ع مص) نَصف نِصاف نَصافَه نِصافَه (متن اللغه) (اقرب الموارد) (المنجد) رجوع به نَصف و نِصاف شود.


نصاف

[نُصْ صا] (ع ص، اِ) جِ ناصف است رجوع به ناصف شود.


نصاف

[نِ] (ع مص) خدمت کردن (از منتهی الارب) (آنندراج) (تاج المصادر بیهقی) نَصاف نَصف نَصافَه نِصافَه (متن اللغه) (المنجد) (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء) رجوع به نَصف شود.


نصافه

[نَ فَ] (ع مص) خدمت کردن (تاج المصادر) (زوزنی) نِصافَه نَصف نِصاف نَصاف (اقرب الموارد) (از منتهی الارب) (متن اللغه) رجوع به نَصف شود || نصف گرفتن از قوم (از منتهی الارب) (آنندراج) (از متن اللغه) (از اقرب الموارد) نَصف نِصافَه (اقرب الموارد) (متن اللغه) (المنجد).


نصافه

[نِ فَ] (ع مص) خدمت کردن (متن اللغه) نَصافَه نَصف نِصافْ نَصاف (اقرب الموارد) (المنجد) (از منتهی الارب) رجوع به نَصف شود || نصف گرفتن (از المنجد) نَصافَه نَصف (متن اللغه) (اقرب الموارد) رجوع به نَصف شود.


نصال

[نِ] (ع اِ) پیکان ها (غیاث اللغات) جِ نصل رجوع به نَصْل شود : و شیاطین ملاحده به نصال شهب آسای متجنده بسیار سوخته گشتند (جهانگشای جوینی ||) فارسیان به معنی مفرد [ : پیکان تیر ]استعمال کنند (از آنندراج) : آزمایش را گر تیر تو بر پیل زنی ز...


نصال

[نَصْ صا] (ع ص) پیکان گر (دهار) (از مهذب الاسماء).


نصایب

[نَ یِ] (ع اِ) نصائب رجوع به نَصائِب شود.


نصایح

[نَ یِ] (ع اِ) پند پندها و اندرزها (ناظم الاطباء) نصائح رجوع به نَصائِح شود.


نصایر

[نَ یِ] (ع اِ) نصائر رجوع به نصائر شود : و داعی نصایر جهاد سوی مملکت آن مخاذیل ندای درداد (جهانگشای جوینی).


نص ء

[نَصْءْ] (ع مص) گرفتن موی پیشانی کسی را (منتهی الارب) (آنندراج) (از ناظم الاطباء) ناصیهء کسی را گرفتن (از متن اللغه) (از اقرب الموارد) (از المنجد) و نیز رجوع به نصو و نصاء شود || بانگ برزدن شتر را و زجر کردن (از منتهی الارب) (آنندراج) زجر کردن (از متن...


نصب

[نَ] (ع اِ) بیماری (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) داء (متن اللغه) (المنجد) نُصب نُصُب (متن اللغه ||) سختی (منتهی الارب) (آنندراج) (از ناظم الاطباء) بلاء (المنجد) (متن اللغه) شر تعب (متن اللغه) نُصب نُصُب (متن اللغه ||) پایان (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) غایت (المنجد) (متن اللغه ||) نشانِ...


نصب

[نَ صَ] (ع اِ) نشان برپای کرده (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) عَلَم منصوب (متن اللغه ||) آنچه برپا کنند بهر پرستش (غیاث اللغات) نُصُب نَصب (غیاث اللغات ||) بت (غیاث اللغات) نَصب جبت بُدّ طاغوت صنم وثن (یادداشت مؤلف ||) رنج سختی (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) رنجوری (یادداشت مؤلف)...


نصب

[نَ صِ] (ع ص) بیمار دردگین (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (متن اللغه) مریض موجوع (المنجد).


نصب

[نُ] (ع اِ) بیماری (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) داء (المنجد) نُصُب (منتهی الارب) (آنندراج ||) سختی بدی بلا (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) بلاء (المنجد) نُصُب (منتهی الارب) (آنندراج) قوله تعالی: انی مسنی الشیطان بنصب و عذاب( 1) (منتهی الارب ||) عَلَم نشان (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) نُصُب...


نصب

[نُ صُ] (ع اِ) نُصب رجوع به نُصب شود || جِ نصاب رجوع به نِصاب شود || جِ نصیب (متن اللغه ||) جِ نصیبه (متن اللغه) ||جِ نَصِب است (المنجد ||) نَصب هرچه برپای کرده شود برای عبادت از بتان و غیر آن (ترجمان علامه جرجانی ص 99 ) آنچه...


نصب

[نَ صَ] (ع اِ) جِ نصبه به معنی آنچه که شناسائی راه را نصب کنند (از المنجد) رجوع به نُصبَه شود.


نصب

[نِ] (ع اِ) بهره (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) نصیب (ناظم الاطباء) (متن اللغه) قسمت (ناظم الاطباء) حظ (متن اللغه) (المنجد) لغتی است در نصیب (المنجد).



با مهر شما، راه هموارتر می‌شود

 

اگر قافیه‌ها بر دل‌ات نشسته‌اند و نغمۀ این ابزار، لبخند به لبت نشانده... بدان که این تلاش، بی‌هیچ چشم‌داشتی رقم خورده؛ اما نسیم حمایت تو، ادامۀ راه را برای ما هموارتر خواهد کرد.

حمایت از ما

بازی ادبی بِیتاس

دانلود بازی ادبی بیتاس

💫 بیتاس، جایی که شعر، بازی و احساس در کنار هم معنا پیدا می‌کنند.

مشاهده و دانلود

ربات تلگرامی قافیه‌یاب

ربات قافیه‌یاب هم‌صدا، ابزاری کاربردی، رایگان و سریع در زمینه ادبیات فارسی برای جستجوی قافیه در تلگرام.

مشاهده ربات

قافیه‌یاب برای اندروید

با خرید نسخه اندرویدی قافیه‌یاب از کافه‌بازار یا مایکت از این پروژه ادبی حمایت کنید.

خرید از بازار خرید از مایکت

نرم‌افزار فرهنگ عروضی

فرهنگ عروضی هم‌صدا برای اندروید

فرهنگ لغت جامع عروض و قافیه با قابلیت وزن یابی.

گنجور

گنجور مجموعه‌ای ارزشمند از سروده‌ها و سخن‌رانی‌های شاعران پارسی‌گوی است که به صورت رایگان در اختیار همگان قرار گرفته است. برای مشاهده وب‌سایت گنجور اینجا کلیک کنید.

دریای سخن

نرم‌افزار دریای سخن کتابخانه‌ای بزرگ و ارزشمند از اشعار و سخنان شاعران گرانقدر ادب فارسی است که به حضور دوستداران شعر و ادب تقدیم می‌داریم.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید