نصر
[نَ] (اِخ) ابن حبیب المهلبی، وی به فرمان هارون الرشید حکومت افریقا را داشت و بعد از سال 177 ه ق درگذشت رجوع به الاعلام زرکلی ج 8 ص 339 و الولاه و القضاه ص 116 شود.
نصر
[نَ] (اِخ) (خواجه امام) ابن حسن، او راست: محاسن الکلام در علم بدیع رجوع به ترجمان البلاغهء رادویانی ص 14 شود.
نصر
[نَ] (اِخ) ابن حکم بن زیاد الیاسری مکنی به ابومنصور، محدث است (یادداشت مؤلف) نیز رجوع به ابومنصور نصر شود.
نصر
[نَ] (اِخ) ابن حمدان بن حمدون التغلبی العدوی، مکنی به ابوالسرایا، از امرای بنی حمدان است، به سال 318 ه ق به امارت موصل رسید و با خوارج جنگید القاهر بالله عباسی وی را به بغداد خواند و به منادمت خویشتن مخصوص گردانید و سرانجام به خاطر کنیزکی او...
نصر
[نَ] (اِخ) ابن خزیمه( 1) العبسی، از شجاعان عرب و از یاران زیدبن علی است و در جنگی که طرفداران زید با بنی امیه درپیوسته بودند به دست یکی از سواران بنی عبس به نام نائل بن فروه مجروح شد و پس از آنکه نائل را بکشت خود نیز بر...
نصر
[نَ] (اِخ) (امیر) ابن خلف مکنی به ابوالفضل، پادشاه سیستان است به سال 460 ه ق تولد یافت و در 482 به امارت رسید و قریب هشتاد سال حکمرانی کرد و به سال 559 درگذشت (از الاعلام زرکلی ج 8 ص 340 ) و نیز رجوع به مرآه الجنان...
نصر
[نَ] (اِخ) ابن درهم بن نصربن رافع، از نوادگان نصربن سیار است، پس از پدر، او و برادرش صالح حکومت سیستان یافتند و چون یعقوب لیث بر ایشان خروج کرد به کابل فرار کردند و از پادشاه آنجا رتبیل مدد خواستند و سرانجام به دست یعقوب کشته شدند رجوع به...
نصر
[نَ] (اِخ) ابن دُهمان، از معمرین عهد جاهلیت و از رؤسای بنی غطفان است و به روایت ابن الجوزی 190 سال زیسته است و در عرب اعجوبه ای چون او نیامده رجوع به الاعلام زرکلی ج 8 ص 430 و کتاب المعمرین ص 63 و منتخبات فی اخبارالیمن ص 111...
نصر
[نَ] (اِخ) ابن ربیعه بن عمرو قحطانی، از بنی نماره بن لخم، جد سلسلهء بنی نصر از ملوک لخیمه است - که بدان دولت مناذره نیز گویند - اول کسی که از احفاد وی به پادشاهی رسید عمروبن عدی بن نصربن ربیعه بود که پادشاهی حیره و بادیه العراق در...
نصر
[نَ] (اِخ) ابن رشیدالدوله محمود ملقب به جلال الدوله، رجوع به نصربن محمود المرداسی و نیز رجوع به تاریخ الخلفاء صفحهء مقابل ص 104 شود.
نصر
[نَ] (اِخ) ابن زهران بن کعب ازدی، جد جاهلی یمنی است بنی دهمان و بنی عیمان از نسل وی اند رجوع به الاعلام زرکلی ج 8 ص 431 و جمهره الانساب ص 361 شود.
نصر
[نَ] (اِخ) ابن سبا، عبدالشمس بن یشجب بن یعرب، از سلاطین جاهلی و از ملوک بنی حمیر در سرزمین یمن است رجوع به الاعلام زرکلی ج 8 ص 431 و المحبر ابن کلبی ص 364 شود.
نصر
[نَ] (اِخ) ابن سبکتکین رجوع به نصربن ناصرالدین شود.
نصر
[نَ] (اِخ) ابن سیاربن رافع بن حَرّی بن ربیعه الکنانی، متولد سال 46 ه ق، شیخ مضریان خراسان و از شاعران و خطیبان عرب و والی بلخ بود و به سال 120 بعد از وفات اسدبن عبدالله القسری به ولایت خراسان منصوب گشت و در مرو مقام کرد در...
نصر
[نَ] (اِخ) ابن شبث العقیلی( 1)، از متعصبان عرب است، وی در ولایت کیسوم (در شمال حلب) اقامت داشت و چون هارون الرشید درگذشت و بین امین و مأمون نزاع برخاست و امین کشته شد، نصر از بیعت با مأمون سرباز زد و در کیسوم قیام کرد و بر بلاد...
نصر
[نَ] (اِخ) ابن صالح بن مرداس الکلابی، مکنی به ابوکامل و ملقب به شبل الدوله، یا شهاب الدوله، دومین امیر از امرای بنی مرداس حلب است، وی به سال 420 ه ق پس از کشته شدن پدرش اسدالدوله صالح، در جنگ با فاطمیان مصر به امارت حلب رسید و...
نصر
[نَ] (اِخ) ابن طمغاج خان ابراهیم بن نصر، مکنی به ابوالحسن و ملقب به شمس الملک و نصیرالدوله و ناصرالدین، از ملوک آل خاقان و ممدوح عمعق بخارائی است، وی در 460 ه ق به سلطنت رسید و قبل از سال 471 و به قولی در سال 472 درگذشت...
نصر
[نَ] (اِخ) ابن عاصم اللیثی، یا نصربن عاصم الدوئلی از نخستین واضعان علم نحو عربی است وی به سال 89 ه ق درگذشت رجوع به الاعلام زرکلی ج 8 ص 343 و طبقات النحویین و اللغویین زبیدی ج 2 ص 21 و ارشادالاریب یاقوت، ج 7 ص 210 و...
نصر
[نَ] (اِخ) ابن عبدالرحمن، خلیفهء مسلمان قرطبه، و معاصر قسطنطین هفتم امپراطور بیزنطیه است، و امپراطور نسخه ای از کتاب را بدو فرستاد و او به ترجمهء آن امر کرد و سپس کسی را که به زبان یونانی نیک مسلط باشد از امپراطور « دیسقوریدوس » را ] به قرطبه...
نصر
[نَ] (اِخ) ابن عبدالرحمن بن اسماعیل بن علی الفزاری، مکنی به ابوالفتح، از ادبای عرب و از مردم اسکندریه است، سفری به بغداد کرد و از آنجا به اصفهان رفت و گویا در همین شهر به سال 561 ه ق درگذشته باشد او راست کتاب: اسماء البلدان و الامکنه...
