نسنجیده گویی

[نَ سَ دَ / دِ] (حامص مرکب) نسنجیده گفتن ناسنجیده گفتن.


نسنسه

[نَ نَ سَ] (ع مص) راندن || زجر کردن (از منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد ||) به شتاب پریدن مرغ (از منتهی الارب) (آنندراج) (از ناظم الاطباء) شتافتن مرغ در پریدن (فرهنگ خطی) (از اقرب الموارد ||) سرد وزیدن باد (از منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد)...


نسو

[نَ سَ / سُو]( 1) (ص) نسود (از حاشیهء برهان قاطع چ معین) (آنندراج) چیزی نرم و ساده و هموار و لخشان و لغزنده و بی درشتی و خشونت را گویند (برهان قاطع) (آنندراج) (انجمن آرا) (ناظم الاطباء) املس (تاج المصادر بیهقی) (مجمل) (مهذب الاسماء) چیزی بی خشونت و درشتی...


نسوء

[نَ] (ع ص) امرأه نسوء؛ زن که گمان حمل بر وی کنند (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء).


نسوار

[نِسْ] (اِ) چیزی چون پان هندیان، در خراسان معمول است، از میخک و زرنیخ و امثال آن (یادداشت مؤلف) آن را چون آدامس و آب نبات در دهان نهند.


نسوان

[نِسْ] (ع اِ) زنان (غیاث اللغات) (آنندراج) (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (ترجمان علامهء جرجانی ص 99 ) نسوه نساء نسون نسنین (اقرب الموارد) (المنجد) جِ مرأه است از غیر لفظ آن (منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (از المنجد).


نسوان

[نَ سَ] (ع اِ) به صیغهء تثنیه، دو رگ نسا (ناظم الاطباء) رجوع به نسا شود.


نسوانی

[نِسْ] (ص نسبی) منسوب به زن زنانه (ناظم الاطباء) رجوع به نسوان شود.


نسوبار

[نَ] (ص) به لغت زند و پازند، ناهار ناشتا( 1) (از برهان قاطع) (آنندراج) (ناظم الاطباء) ( 1) - در فرهنگ پهلویک به صورتِ دو « نخار » یا naxvar « نخوار » خوانده اند و کلمهء دوم که معنی آن است پارسیان nasobar کلمه آمده است، کلمهء اول را...


نسوج

[نَ] (ع ص) شترماده ای که بار بر آن مضطرب نشود، یا ناقه ای که بار وی بر دوش وی آید از شدت سیر وی (منتهی الارب) (از آنندراج) (از اقرب الموارد).


نسوج

[نُ] (ع اِ) جِ نَسْج (یادداشت مؤلف) رجوع به نَسْج شود.


نسود

[نَ] (ص) نسو (جهانگیری) (برهان قاطع) (آنندراج) (ناظم الاطباء) چیزی نرم و ساده و لخشان و لغزنده و بی خشونت (برهان قاطع) لغزان املس (یادداشت مؤلف) : ز خاک و آتش و آبی به رسم ایشان رو که خاک خشک و درشت است و آب نرم و نسود ناصرخسرو.


نسودی

[نَ] (اِ) این کلمه تصحیف پسودی یا بسودی است (حاشیهء برهان قاطع چ معین)( 1) برزیگر (برهان قاطع) (انجمن آرا) (آنندراج) زراعت کننده (برهان قاطع) مزارع (انجمن آرا) (آنندراج) گروهی که به کشت و زراعت مشغولند (ناظم الاطباء) و این قسم سیم است از چهار قسم طوایف انسان که جمشید...


نسور

[نُ] (ع اِ) جِ نسر، به معنی کرکس رجوع به نسر شود : دو چیز بود به رزم تو ماتم و سور هم ماتم دشمنان و هم سور نسوریزدانی این شهر سوری داشت که نسور بر موازاه شرفات او نرسیدندی (ترجمهء تاریخ یمینی ص 257 ) از آن طایفه سباع...


نسوز

[نَ] (نف مرکب) که به آتش تباه نشود قائم النار (یادداشت مؤلف) ناسوز که نمی سوزد که از آتش گزند نمی بیند ناسوزنده: آجر نسوز پنبهء نسوز خاک نسوز صندوق نسوز.


نسوس

[نُ] (ع مص) خشک شدن نان یا گوشت (منتهی الارب) (از المنجد) (از اقرب الموارد) سخت بریان شدن نان (زوزنی) نسیس (المنجد) (اقرب الموارد ||) تخبّر (المنجد) (اقرب الموارد ||) لازم گرفتن روائی هر امر را (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد) نسیس (اقرب الموارد ||) شتاب رفتن (منتهی الارب)...


نسوع

[نُ] (ع مص) واشدن و سست شدن گوشت بن دندان (تاج المصادر بیهقی) دروا شدن گوشت بن دندان از دندان و فروهشته و سست گردیدن (منتهی الارب) نسع (اقرب الموارد) (منتهی الارب ||) بیرون افتادن و برآمدن هر ثنیهء کسی (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد) نسع (اقرب الموارد ||)...


نسوف

(|| [نَ] (ع ص) بعیر نسوف؛ شتر که علف را از بیخ برکند (منتهی الارب) (آنندراج) (از ناظم الاطباء) (از المنجد) ج، مناسیف( 1 فرس نسوف السنبک؛ اسب که در دویدن پیش سم را به زمین نزدیک دارد یا آرنج را به تنگ قریب گرداند (از منتهی الارب) (آنندراج) (از...


نسوف

[نُ] (ع مص) نسف (المنجد) (از اقرب الموارد) رجوع به نسف شود (|| اِ) آثار گزیدگی (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد).


نسول

[نُ] (ع مص) افتادن پشم از حیوان و افتادن پر از پرندگان و جامه از تن انسان (از منتهی الارب) ریختن و افتادن پر و پشم از طیور و حیوانات (از المنجد) (از اقرب الموارد ||) ریختن (از منتهی الارب).



با مهر شما، راه هموارتر می‌شود

 

اگر قافیه‌ها بر دل‌ات نشسته‌اند و نغمۀ این ابزار، لبخند به لبت نشانده... بدان که این تلاش، بی‌هیچ چشم‌داشتی رقم خورده؛ اما نسیم حمایت تو، ادامۀ راه را برای ما هموارتر خواهد کرد.

حمایت از ما

بازی ادبی بِیتاس

دانلود بازی ادبی بیتاس

💫 بیتاس، جایی که شعر، بازی و احساس در کنار هم معنا پیدا می‌کنند.

مشاهده و دانلود

ربات تلگرامی قافیه‌یاب

ربات قافیه‌یاب هم‌صدا، ابزاری کاربردی، رایگان و سریع در زمینه ادبیات فارسی برای جستجوی قافیه در تلگرام.

مشاهده ربات

قافیه‌یاب برای اندروید

با خرید نسخه اندرویدی قافیه‌یاب از کافه‌بازار یا مایکت از این پروژه ادبی حمایت کنید.

خرید از بازار خرید از مایکت

نرم‌افزار فرهنگ عروضی

فرهنگ عروضی هم‌صدا برای اندروید

فرهنگ لغت جامع عروض و قافیه با قابلیت وزن یابی.

گنجور

گنجور مجموعه‌ای ارزشمند از سروده‌ها و سخن‌رانی‌های شاعران پارسی‌گوی است که به صورت رایگان در اختیار همگان قرار گرفته است. برای مشاهده وب‌سایت گنجور اینجا کلیک کنید.

دریای سخن

نرم‌افزار دریای سخن کتابخانه‌ای بزرگ و ارزشمند از اشعار و سخنان شاعران گرانقدر ادب فارسی است که به حضور دوستداران شعر و ادب تقدیم می‌داریم.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید