نسو
[نَ سَ / سُو]( 1) (ص) نسود (از حاشیهء برهان قاطع چ معین) (آنندراج) چیزی نرم و ساده و هموار و لخشان و لغزنده و بی درشتی و خشونت را گویند (برهان قاطع) (آنندراج) (انجمن آرا) (ناظم الاطباء) املس (تاج المصادر بیهقی) (مجمل) (مهذب الاسماء) چیزی بی خشونت و درشتی که در غایت لغزندگی باشد (جهانگیری) نرم هموار (غیاث اللغات) با شین نقطه دار [ نشو ] نیز هست (برهان قاطع) صاف نرم صیقلی: الاغلاق؛ نسو شدن یعنی لشن و لغزنده شدن (مجمل) التملس؛ نسو شدن (مجمل) المص؛ نسو شدن رسن یعنی لشن و لغزان شدن (مجمل) : نسو بود از آنگونه دیوار اوی که مانند آئینه بنمود رویلبیبی چون آئینه که تا روی وی راست و نسو باشد صورتها قبول می کند از هرچه صورت دارد، چون درشت شود و زنگار بخورد آن صورت قبول نکند (کیمیای سعادت) و سقنقور پوستش املس و نسو [ باشد ] (ریاض الادویه) - سنگ نسو؛ رخام (نصاب) - نسو کردن؛ جلا دادن و لخشان کردن (ناظم الاطباء): اِخلاق؛ کهنه کردن و کهنه پوشانیدن و نسو کردن (تاج المصادر بیهقی) ( 1) - با اول مفتوح [ نَسْوْ ] (جهانگیری) با کسر اول هم [ نِ سَ / سُو ] آمده (برهان قاطع) به فتح نون و به ضم سین [ نَ ] (فرهنگ خطی) (غیاث اللغات) به فتح و کسر اول و سکون دوم و سوم: نسو [ نَسْوْ ] و [ نِسْوْ ] (از ناظم الاطباء) در اوراق مانوی (پارتی) لطیف و نازک) (از حاشیهء برهان قاطع) )nswg.
درگاه به پرداخت ملت برای ووکامرس
اتصال فروشگاه شما به شبکه به پرداخت ملت برای پرداخت آنلاین سریع و مطمئن با تمامی کارتهای عضو شتاب
مشاهده جزئیات محصول
