نرم نرم
[نَ نَ] (ق مرکب) آهسته آهسته (آنندراج) (ناظم الاطباء) (غیاث اللغات) نرم نرمک باملایمت به طور نرمی (از ناظم الاطباء) : زدی دست بر پشت او نرم نرم سخن گفتن خوب و آواز گرمفردوسی نخستین بشستند در آب گرم بر و یال و ریشش همه نرم نرمفردوسی چو ساروج و سنگ از هوا گشت گرم نهادند کرم اندر او نرم نرمفردوسی || اندک اندک کم کم به آهستگی به تأنی به تدریج : ز اسب یَلّی آمد آنگه نرم نرم تا برند اسپش همانگه گرم گرم رودکی (از احوال و اشعار ص 1090 ) همی راندند آن دو تن نرم نرم خروشید خسرو به آواز گرمفردوسی کنون آرزویت بیاریم گرم دگر تازه هر خوردنی نرم نرمفردوسی جنبید نرم نرم و ببارید بر دلم باری کز او پسنده بشد کار و بار من ناصرخسرو مامیز با خسیس که رنجه کند تو را پوشیده نرم نرم چو مر کام را زکام ناصرخسرو نرم نرم از سمن آن نرگس پرخواب گشاد ژاله ژاله عرق از لالهء او کرد اثرسنائی || به آواز پست یواش آهسته : مردمان با یکدیگر گفتند همانا پرویز بدین قصر اندر شد که این جامهء چلیپا پوشید، بندوی نرم نرم پرویز را گفت که مردمان همچنین می گویند (ترجمهء طبری بلعمی) گویدْت نرم نرم همی کاین نه جای توست بر خویشتن مپوش و نگه دار راز رب ناصرخسرو بنشست و نرم نرم همی گفت زارزار با آشنا چنین نکند هیچ آشناامیرمعزی.
درگاه به پرداخت ملت برای ووکامرس
اتصال فروشگاه شما به شبکه به پرداخت ملت برای پرداخت آنلاین سریع و مطمئن با تمامی کارتهای عضو شتاب
مشاهده جزئیات محصول
