نجس

[نَ جِ] (ع ص) ناپاک پلید آلوده غیرطاهر پلشت ریمن رجس رجوع به مادهء قبل شود : چه بزرگ غبنی و عظیم عیبی باشد باقی را به فانی و دایم را به زایل فروختن و جان پاک را فدای تن نجس داشتن (کلیله و دمنه) من تیمم به سر خاک...


نجس

[نَ] (ع مص) تعویذ گرفتن برای کودک (اقرب الموارد) رجوع به تنجیس شود.


نجس

[نَ جَ] (ع مص) ناپاک گردیدن پلید گردیدن نجاسه (از منتهی الارب) (از آنندراج) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) پلید شدن (غیاث اللغات) (تاج المصادر بیهقی ||) پلید بودن غیرطاهر و غیرنظیف بودن (از المنجد (||) ص) ناپاک پلید (از منتهی الارب) (از آنندراج) (غیاث اللغات).


نجس

[نُ جُ] (ع اِ) معوذون (اقرب الموارد) (المنجد) رجوع به تنجس و منجِّس شود.


نجس خوار

[نَ جِ خوا / خا] (نف مرکب)خورندهء نجاست که پلیدی خورد گه خوار گوه خورنده : چون کلاغ است نجس خوار و حسود چون خروس است زناکار و لئیمخاقانی.


نجسی

[نَ جِ] (حامص) ناپاکی پلیدی (ناظم الاطباء) ناپاک بودن نجس بودن (|| اِ) فضلهء انسان و دیگر حیوانات غیر از ستور (ناظم الاطباء ||) کنایه از خمر و مشروبات الکلی، چون عرق و شراب و غیره.


نجسی خوردن

[نَ جِ خوَرْ / خُرْ دَ](مص مرکب) در تداول عوام، شراب خوردن عرق خوردن دمی به خمره زدن لبی تر کردن خمر و مسکر نوشیدن.


نجش

[نَ] (ع مص) موافقت کردن بایع را در مدح مبیع وقت فروختن وی آن را (منتهی الارب) (آنندراج) (از المنجد ||) چیزی را از چیزی به زیادت بها خواستن تا دیگری درافتد (منتهی الارب) (از آنندراج) پنهان کردن قصد خود را و افزون نمودن بهای کالایی را برای فروختن بلکه...


نجش

[نَ جَ] (ع اِمص) اسم است نَجْش را (از المنجد) (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء) رجوع به نَجْش شود.


نجع

[نَ] (ع اِ) نفع (بحرالجواهر) سود که دارو یا طعام بخشد (یادداشت مؤلف) رجوع به نجوع شود || خانهء موئین (از المنجد) ج، نجوع (|| مص) به طلب گیاه رفتن نجوع (ناظم الاطباء) رجوع به نجوع شود.


نجع

[نُ جَ] (ع اِ) جِ نجعه رجوع به نجعه شود (|| مص) گوارا بودن طعام و سود دادن خورنده را (از اقرب الموارد ||) تأثیر کردن دارو، یا علف، یا وعظ، یا خطابه در کسی (از اقرب الموارد).


نجعه

[نُ عَ] (ع اِمص) جستجوی آب و علف و نگاهداری آن به جای خود (ناظم الاطباء) (منتهی الارب) (آنندراج) طلب آب و گیاه کردن در موضع آنها (فرهنگ خطی) (فرهنگ نظام از فرهنگ وصاف) طلب گیاه کردن در جای خودش و مساقط غیث، اسم است از نجوع (اقرب الموارد) ج،...


نجف

[نَ] (ع مص) بریدن درخت را (از منتهی الارب) (آنندراج) بریدن درخت از ریشه (المنجد) (از اقرب الموارد ||) تراشیدن تیر را (منتهی الارب) (از ناظم الاطباء ||) سخت دوشیدن گوسپند را (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (از المنجد).


نجف

[نَ جَ] (ع اِ) جای بلند دراز نرم که آب بر آن نرود، و آن در میانهء وادی می باشد و گاهی در میانهء زمین، یا آن زمین مستدیر بلنداطراف است (منتهی الارب) (آنندراج) یا آن زمین مستدیری است که بر اطرافش مشرف باشد (از اقرب الموارد) جای بلند که...


نجف

[نَ جَ] (اِخ) شهری است در عراق از استان [ لواء ] کربلا در حدود 25000 نفر جمعیت دارد مشهد امیرالمؤمنین علی علیه السلام بدانجاست و بدین مناسبت از شهرهای مقدس و مورد احترام شیعیان است و همه ساله در ایام مخصوص گروه بسیاری از شیعیان برای زیارت بدانجا میروند...


نجف

[نُ جُ] (ع ص، اِ) جِ نجیف رجوع به نجیف شود.


نجف

[نَ جَ] (اِخ) نجفقلی خان، فرزند علی بیگ زنگنه، متخلص به نجف از سرداران عهد شاه عباس دوم صفوی است و به روایت نصرآبادی مدتی فرمانروای مرو و سپس حاکم قندهار بوده است و در جنگ با ازبکان رشادتی نموده ذوق شعری داشته، او راست: نیست دمی خالی از خشم...


نجف

[نَ جَ] (اِخ) عبدالکریم (شیخ) لکهنوئی از پارسی گویان هند است او راست: ناله خیزد ز دلم گاهی و آهی گاهی چون به خاطر گذرد یاد نگاهی گاهی رخ برافروخته و جلوه کنان می آئی از کجا راست بگو آفت جان می آئی (از تذکرهء صبح گلشن ( ص 504...


نجف

[نَ جَ] (اِخ) نجف علی خان (مولوی) از پارسی گویان متأخر هند است و در شاه جهان آباد میزیسته و به روایت مؤلف صبح تفسیری عجیب و تاریخی غریب از تصانیف اوست و شرح مقامات حریری در صنعت اهمال و شرح دساتیر در زبان دری از » گلشن وی خیلی...


نجف آباد

[نَ جَ] (اِخ) یکی از بخش های پنجگانهء شهرستان اصفهان است این بخش محدود است از شمال به بلوک جوشقان و شهرستان خوانسار، از جنوب به بخش فلاورجان و بخش آخوره، از مشرق به دهستان برخوار در بخش حومهء شهرستان اصفهان، از مغرب به دهستان ورزق بخش حومهء داران از...



با مهر شما، راه هموارتر می‌شود

 

اگر قافیه‌ها بر دل‌ات نشسته‌اند و نغمۀ این ابزار، لبخند به لبت نشانده... بدان که این تلاش، بی‌هیچ چشم‌داشتی رقم خورده؛ اما نسیم حمایت تو، ادامۀ راه را برای ما هموارتر خواهد کرد.

حمایت از ما

بازی ادبی بِیتاس

دانلود بازی ادبی بیتاس

💫 بیتاس، جایی که شعر، بازی و احساس در کنار هم معنا پیدا می‌کنند.

مشاهده و دانلود

ربات تلگرامی قافیه‌یاب

ربات قافیه‌یاب هم‌صدا، ابزاری کاربردی، رایگان و سریع در زمینه ادبیات فارسی برای جستجوی قافیه در تلگرام.

مشاهده ربات

قافیه‌یاب برای اندروید

با خرید نسخه اندرویدی قافیه‌یاب از کافه‌بازار یا مایکت از این پروژه ادبی حمایت کنید.

خرید از بازار خرید از مایکت

نرم‌افزار فرهنگ عروضی

فرهنگ عروضی هم‌صدا برای اندروید

فرهنگ لغت جامع عروض و قافیه با قابلیت وزن یابی.

گنجور

گنجور مجموعه‌ای ارزشمند از سروده‌ها و سخن‌رانی‌های شاعران پارسی‌گوی است که به صورت رایگان در اختیار همگان قرار گرفته است. برای مشاهده وب‌سایت گنجور اینجا کلیک کنید.

دریای سخن

نرم‌افزار دریای سخن کتابخانه‌ای بزرگ و ارزشمند از اشعار و سخنان شاعران گرانقدر ادب فارسی است که به حضور دوستداران شعر و ادب تقدیم می‌داریم.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید