نبیئه

[نُ بَیْ یِ ءَ] (ع اِ مصغر) تصغیرِ نُبوّه (منتهی الارب) (اقرب الموارد).


نبیئه

[نَ ءَ] (ع ص) تأنیث نبی ء است (از المنجد) رجوع به نبی ء شود.


نبیب

[نَ] (ع مص) نَبّ (از منتهی الارب) نباب (از اقرب الموارد) رجوع به نب شود.


نبیت

[نَ] (ع ص) از اتباع خبیت است گویند: شی ء خبیت نبیت؛ یعنی خسیس حقیر (از اقرب الموارد) خبیت نبیت؛ مرد فرومایهء حقیر (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج) خسیس حقیر (معجم متن اللغه).


نبیته

[نَ تَ] (ع اِ) شاخ درخت فلجان (از منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از معجم متن اللغه) یکی شاخ درخت فلجان (اقرب الموارد) ج، نبائت.


نبیث

[نَ] (ع ص) خبیث نبیث؛ مرد خبیث بد (منتهی الارب) خبیث شریر (ناظم الاطباء) شریر و در لسان آرد: خبیث نبیث ینبث شره؛ ای یخرجه (اقرب الموارد (||) اِ) خاکی که از چاه برآورند (از معجم متن اللغه) رجوع به نبیثه شود.


نبیثه

[نَ ثَ] (ع اِ) خاک جوی و چاه (از تاج العروس) خاکی که با حفر چاه یا نهر برآورند، یا خاکی که در پیرامون چاه یا جوی باشد (از اقرب الموارد) خاک و گل و لجنی که از تک چاه یا از تک جوی برآورند (ناظم الاطباء) خاک که از...


نبیج

[نَ] (ع اِ) آواز سگ (منتهی الارب) (آنندراج) نبیج الکلب (اقرب الموارد) آواز و بانگ سگ (ناظم الاطباء ||) نابجه طعامی است جاهلی (از منتهی الارب) (از آنندراج) (از اقرب الموارد) یک نوع طعامی مر تازیان را که از شیر و پشم شتر می ساختند، و نابجه نیز گویند (ناظم...


نبیجه

[نَ جَ] (ع اِ) آنچه از داروهای خشک که خورده شود و مقدار آن لقمه ای بود (از بحرالجواهر).


نبیح

[نَ] (ع مص) نبح نباح [ نُ / نِ ] تنباح (از اقرب الموارد) (منتهی الارب) (از معجم متن اللغه) رجوع به نبح و نباح شود.


نبیخته

[نَ تَ / تِ] (ن مف مرکب) نابیخته بیخته ناشده غربال کرده ناشده مقابل بیخته رجوع به بیخته شود.


نبی خوان

[نُ / نِ خوا / خا] (نف مرکب)قاری قرآن خوان : موسیجه و قمری چو مقریانند بر سروبنان هر یکی نبی خوان (منسوب به خسروانی).


نبیخه

[نَ خَ] (ع اِ) کبریتی که بدان آتش افروزند (ناظم الاطباء) رجوع به نبخه شود || گیاه بردی که بدان درزهای کشتی گیرند (ناظم الاطباء) رجوع به نبخه شود.


نبید

[نَ] (اِ) در عربی شراب خرما را گویند (برهان قاطع) مل (فرهنگ اسدی نخجوانی) نبیذ پارسی باستان: نی پی ته( 1) (حاشیهء معین بر برهان قاطع) رجوع به نبیذ شود : می آزاده پدید آرد از بداصل فراوان هنر است اندر این نبیدرودکی یکی جای خوبش فرودآورید پس آنگاه خوردند...


نبید

[نُ] (اِ) بر وزن و معنی نوید است که مژدگانی و خبر خوش باشد (برهان قاطع) نوید خبر خوش (آنندراج) (فرهنگ نظام) (از جهانگیری) (انجمن آرا) مژدگانی (ناظم الاطباء) آگهی خوش مژده بشارت (فرهنگ خطی) - نبید دادن؛ خبر خوش دادن امیدوار کردن (انجمن آرا) (آنندراج).


نبیدخوار

[نَ خوا / خا] (نف مرکب) آنکه نبیذ خورد شرابخوار میگسار باده نوش میخواره : گر رودزن رواست امام و نبیدخوار اسبی است نیز آن که کند کودک از قصب ناصرخسرو.


نبیدخواره

[نَ خوا / خا رَ / رِ] (نف مرکب) می خواره شرابخواره خمار : و مردمان [ اخسیکت ] مردمانی نبیدخواره اند (حدود العالم).


نبی در

[نَ دَ] (اِخ) دهی است از دهستان کزاز بالا در بخش سربند شهرستان اراک در 46 هزارگزی مغرب آستانه و 15 هزارگزی راه مالرو عمومی، در ناحیه ای کوهستانی و سردسیر واقع است و 230 تن سکنه دارد محصولش غلات و پنبه و انگور، شغل اهالی زراعت و ( گله...


نبی دهگاه

[نَ دِ] (اِخ) از دهات دهستان دهشال بخش آستانهء شهرستان لاهیجان در 15 هزارگزی شمال آستانه و دوهزارگزی راه فرعی حسن کیاده، در جلگهء معتدل هوای مرطوبی واقع است و 56 تن سکنه دارد آبش از نهر سفیدرود و محصولش لبنیات و کنف است (از ( فرهنگ جغرافیائی ایران ج...


نبیذ

[نَ] (ع اِ) نبید پارسی باستان نی پی ته (حاشیهء برهان قاطع معین) مل (فرهنگ اسدی نخجوانی) بکنی (منتهی الارب) (آنندراج) شراب خرما (زمخشری) (تاریخ شاهی ص 353 ) می خرما (زمخشری) خمری که از فشردهء انگور سازند (از اقرب الموارد از تاج)( 1) نبید شرابی که از خرما یا...



با مهر شما، راه هموارتر می‌شود

 

اگر قافیه‌ها بر دل‌ات نشسته‌اند و نغمۀ این ابزار، لبخند به لبت نشانده... بدان که این تلاش، بی‌هیچ چشم‌داشتی رقم خورده؛ اما نسیم حمایت تو، ادامۀ راه را برای ما هموارتر خواهد کرد.

حمایت از ما

بازی ادبی بِیتاس

دانلود بازی ادبی بیتاس

💫 بیتاس، جایی که شعر، بازی و احساس در کنار هم معنا پیدا می‌کنند.

مشاهده و دانلود

ربات تلگرامی قافیه‌یاب

ربات قافیه‌یاب هم‌صدا، ابزاری کاربردی، رایگان و سریع در زمینه ادبیات فارسی برای جستجوی قافیه در تلگرام.

مشاهده ربات

قافیه‌یاب برای اندروید

با خرید نسخه اندرویدی قافیه‌یاب از کافه‌بازار یا مایکت از این پروژه ادبی حمایت کنید.

خرید از بازار خرید از مایکت

نرم‌افزار فرهنگ عروضی

فرهنگ عروضی هم‌صدا برای اندروید

فرهنگ لغت جامع عروض و قافیه با قابلیت وزن یابی.

گنجور

گنجور مجموعه‌ای ارزشمند از سروده‌ها و سخن‌رانی‌های شاعران پارسی‌گوی است که به صورت رایگان در اختیار همگان قرار گرفته است. برای مشاهده وب‌سایت گنجور اینجا کلیک کنید.

دریای سخن

نرم‌افزار دریای سخن کتابخانه‌ای بزرگ و ارزشمند از اشعار و سخنان شاعران گرانقدر ادب فارسی است که به حضور دوستداران شعر و ادب تقدیم می‌داریم.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید