نامتوازن

[مُ تَ زِ] (ص مرکب) ناهموزن ناهم سنگ مقابل متوازن رجوع به متوازن شود.


نامتوازی

[مُ تَ] (ص مرکب) که موازی با چیز دیگری نیست که به موازات هم نیستند مقابل متوازی - خطوط نامتوازی؛ در هندسه دو خط را نامتوازی گویند که در نقطه ای با هم تلاقی کنند.


نامتواضع

.نامتواضع [مُ تَ ضِ] (ص مرکب)سرکش مغرور متکبر مقابل متواضع، به معنی فروتن و خاضع


نامتوقع

[مُ تَ وَقْ قِ] (ص مرکب) بدون توقع و انتظار آنکه توقع ندارد || بدون امید (ناظم الاطباء).


نام تهی

[مِ تُ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب)اسم بی مسمی اسم خشک و خالی نام فقط نام تنها || که وجود اسمی و ذهنی دارد : خرسند مشو به اسم بی معنی نام تهی است زی خرد عنقاناصرخسرو.


نام تهی کردن

[تُ کَ دَ] (مص مرکب)نام از عالم تهی کردن مرادف نام از جهان ستردن و نام از جهان برداشتن محو و نیست و نابود کردن : که شاه جهان چون جهان رام کرد ستم را ز عالم تهی نام کردنظامی.


نامثمر

[مُ مِ] (ص مرکب) بی بار بی حاصل بی ثمر: امروز که باد قبول فضل راکد است و آتش غیرت اکابر خامد و در خدمت ( صناعت نامثمر (ترجمهء تاریخ یمینی ص 9.


نامج

[مَ] (معرب، اِ) معرب نامه است، بصورت مزید مؤخر در کلماتی، از قبیل: برنامج و رهن نامج و غیره.


نامجاز

[مُ] (ص مرکب) که مجاز نیست ممنوع غیرمجاز که اجازه ندارد که مأذون و مختار نیست || ناروا ناجایز ممنوع - کار نامجاز؛ عملی که ارتکابش به حکم شرع یا قانون جایز و مجاز نیست.


نامجانس

[مُ نِ] (ص مرکب) ناموافق ناهمجنس نامأنوس مقابل مجانس رجوع به مجانس شود.


نامجاور

[مُ وِ] (ص مرکب) غیرمجاور که همسایه و همجوار نیست مقابل مجاور رجوع به مجاور شود.


نامجرب

[مُ جَرْ رَ] (ص مرکب)تجربه ناشده آزموده ناشده || بی اثر غیرمجرب مقابل مجرب - دعای نامجرب؛ دعای بی تأثیر و بی خاصیت || ناآزموده نکرده کار ناشی غمر بی تجربه.


نامجری

[مُ را] (ص مرکب) اجراناشده ناگزارده.


نامجزا

[مُ جَزْ زا] (ص مرکب) نامجزی رجوع به نامجزی شود.


نامجزی

[مُ جَزْ زا] (ص مرکب)تجزیه ناشده غیرمجزی نامجزا بهم آمیخته مخلوط جداناشده.


نام جستن

[جُ تَ] (مص مرکب) طلب نام و آوازه کردن شهرت طلبی || طلب جاه و مقام کردن منصب طلبی نام جوئی.


نامجعد

[مُ جَعْ عَ] (ص مرکب) فرخال فرخار (یادداشت مؤلف) رجوع به مجعد شود.


نامجموع

[مَ] (ص مرکب) پراکنده پریشان آشفته نابسامان - خاطر نامجموع؛ خاطر غیرمجموع و پریشان و مشوش.


نامجو

(نف مرکب) نامجوی رجوع به نامجوی شود : به تفرش دهی هست با نام او نظامی از آنجا شده نامجونظامی || شخص دلیر (فرهنگ نظام) نامجوی || جاه طلب جویا و طالب مقام و منصب (|| اِ مرکب) نام روز دهم از ماههای ملکی (جهانگیری) (از فرهنگ نظام) رجوع به...


نامجوی

(نف مرکب) (از: نام + جوی، جوینده) لغهً به معنی جویای نام و شهرت و جاه و مقام (حاشیهء برهان قاطع چ معین) کسی که طالب نام نیک باشد (ناظم الاطباء) نام جوینده طالب آوازه طالب شهرت شهرت طلب جویای نام و آوازه و اشتهار نامدار مشهور : بدان ای...



با مهر شما، راه هموارتر می‌شود

 

اگر قافیه‌ها بر دل‌ات نشسته‌اند و نغمۀ این ابزار، لبخند به لبت نشانده... بدان که این تلاش، بی‌هیچ چشم‌داشتی رقم خورده؛ اما نسیم حمایت تو، ادامۀ راه را برای ما هموارتر خواهد کرد.

حمایت از ما

بازی ادبی بِیتاس

دانلود بازی ادبی بیتاس

💫 بیتاس، جایی که شعر، بازی و احساس در کنار هم معنا پیدا می‌کنند.

مشاهده و دانلود

ربات تلگرامی قافیه‌یاب

ربات قافیه‌یاب هم‌صدا، ابزاری کاربردی، رایگان و سریع در زمینه ادبیات فارسی برای جستجوی قافیه در تلگرام.

مشاهده ربات

قافیه‌یاب برای اندروید

با خرید نسخه اندرویدی قافیه‌یاب از کافه‌بازار یا مایکت از این پروژه ادبی حمایت کنید.

خرید از بازار خرید از مایکت

نرم‌افزار فرهنگ عروضی

فرهنگ عروضی هم‌صدا برای اندروید

فرهنگ لغت جامع عروض و قافیه با قابلیت وزن یابی.

گنجور

گنجور مجموعه‌ای ارزشمند از سروده‌ها و سخن‌رانی‌های شاعران پارسی‌گوی است که به صورت رایگان در اختیار همگان قرار گرفته است. برای مشاهده وب‌سایت گنجور اینجا کلیک کنید.

دریای سخن

نرم‌افزار دریای سخن کتابخانه‌ای بزرگ و ارزشمند از اشعار و سخنان شاعران گرانقدر ادب فارسی است که به حضور دوستداران شعر و ادب تقدیم می‌داریم.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید