نامالیدنی

[دَ ] (ص لیاقت) که قابل مالیدن نیست که مالش پذیر نیست که نتوان آن را مالید مقابل مالیدنی رجوع به مالیدنی شود.


نامالیده

[دَ / دِ] (ن مف مرکب) نامال نمالیده مالیده ناشده مقابل مالیده رجوع به مالیده شود.


ناماندنی

[دَ] (ص لیاقت) نماندنی غیر باقی فانی گذشتنی ناپایدار گذران || مردنی که زیستنی و باقی ماندنی نیست که بزودی خواهد مرد که رفتنی است.


نامانده

[دَ / دِ] (ن مف مرکب) نمانده باقی نمانده || غیرخسته مقابل مانده، به معنی خسته رجوع به مانده شود.


نامانلو

(اِخ) از دهات دهستان جیرستان بخش باجگیران شهرستان قوچان است، در 30 هزارگزی مغرب باجگیران بر سر راه مالرو عمومی باجگیران به چورمه در منطقهء کوهستانی سردسیری واقع است و 660 تن سکنه دارد آبش از چشمه تأمین میشود و محصولش غلات است اهالی به زراعت و مالداری و هیزم...


نامانند

[نَنْ] (ص مرکب) نقیض ضد (زمخشری) آنچه که شبیه و مانند نباشد مقابل مانند، به معنی مثل و نظیر و شبیه.


ناماننده

[نَنْ دَ / دِ] (نف مرکب) نماننده که ماندنی نیست که نتواند ماند که نخواهد ماند || نامانند ضد نقیض غیرشبیه ناهمانند.


نامأجور

[مَءْ] (ص مرکب) بی مزد و اجر که به اجر و پاداش خود نرسیده است بی اجر مقابل مأجور، به معنی اجربرده و پاداش گرفته.


نامأخوذ

[مَءْ] (ص مرکب) گرفته ناشده ناگرفته اخذناشده || گرفتارناشده آزاد || غیرمأخوذ که مورد بازخواست واقع نشده است که از او مؤاخذه و بازخواستی نیست که از مؤاخذه و مسؤولیت برکنار است.


نامأذون

[مَءْ] (ص مرکب) بی اجازه غیرمجاز که مجاز و مأذون نیست مقابل مأذون رجوع به مأذون شود.


نام از شکم افتادن

[اَ شِ کَ اُ دَ] (مص مرکب) نابوده و معدوم شدن (ناظم الاطباء).


نامأکول

[مَءْ] (ص مرکب) ناخوردنی که قابل اکل و خوردن نیست غیرمأکول.


نامألوف

[مَءْ] (ص مرکب) ناآشنا که بدان انس گرفته نشده باشد که مأنوس و مألوف نیست.


نامأمول

[مَءْ] (ص مرکب) غیرمتوقع غیرمنتظر (از ناظم الاطباء) بخلاف امید و انتظار نه موافق میل و آرزو نه بوفق امل.


نامأمون

[مَءْ] (ص مرکب) ناامن ناایمن نامحفوظ که ایمنی و امنیت ندارد.


نام اندوز

[اَ] (نف مرکب) نام طلب نامجو طالب نام نیک که در پی کسب نام نیک است که طالب اندوختن نام نکوست خوشنامی طلب جویای حسن شهرت که اندوزندهء نام نیک و افتخار و شهرت است : ملک را شب وزیر نام اندوز حارث و پاسبان بُوَد تا روزاوحدی.


نامأنوس

[مَءْ] (ص مرکب) ناآشنا ناآموخته غیرمأنوس غیرمعتاد : بدین وضع نامعهود و طریق نامألوف آمدن بر سبیل تفرد و تجرد موجب چیست؟ (سندبادنامه ص 222 ) - کلمات نامأنوس؛ دور از ذهن و غیرمعتاد.


نامبارک

[مُ رَ] (ص مرکب) نامسعود منحوس (آنندراج) نحس شوم (دهار) شوم بدفال (از ناظم الاطباء) ناخجسته بدشگون بدقدم نامیمون مشؤوم نافرخنده :قصد خاندانهای قدیم و دودمان کریم نامبارک باشد (ترجمهء تاریخ یمینی ص 197 ) دری را که او تاج تارک بود زدن بر زمین نامبارک بودنظامی نامبارک خندهء آن...


نامبارکی

[مُ رَ] (حامص مرکب) شآمت نحوست نافرخندگی نامبارک بودن مبارک نبودن نحسی شومی.


نامباهی

[مُ] (ص مرکب) ناسرفراز مقابل مباهی به معنی مباهات کننده و سرافراز رجوع به مباهی شود.



با مهر شما، راه هموارتر می‌شود

 

اگر قافیه‌ها بر دل‌ات نشسته‌اند و نغمۀ این ابزار، لبخند به لبت نشانده... بدان که این تلاش، بی‌هیچ چشم‌داشتی رقم خورده؛ اما نسیم حمایت تو، ادامۀ راه را برای ما هموارتر خواهد کرد.

حمایت از ما

بازی ادبی بِیتاس

دانلود بازی ادبی بیتاس

💫 بیتاس، جایی که شعر، بازی و احساس در کنار هم معنا پیدا می‌کنند.

مشاهده و دانلود

ربات تلگرامی قافیه‌یاب

ربات قافیه‌یاب هم‌صدا، ابزاری کاربردی، رایگان و سریع در زمینه ادبیات فارسی برای جستجوی قافیه در تلگرام.

مشاهده ربات

قافیه‌یاب برای اندروید

با خرید نسخه اندرویدی قافیه‌یاب از کافه‌بازار یا مایکت از این پروژه ادبی حمایت کنید.

خرید از بازار خرید از مایکت

نرم‌افزار فرهنگ عروضی

فرهنگ عروضی هم‌صدا برای اندروید

فرهنگ لغت جامع عروض و قافیه با قابلیت وزن یابی.

گنجور

گنجور مجموعه‌ای ارزشمند از سروده‌ها و سخن‌رانی‌های شاعران پارسی‌گوی است که به صورت رایگان در اختیار همگان قرار گرفته است. برای مشاهده وب‌سایت گنجور اینجا کلیک کنید.

دریای سخن

نرم‌افزار دریای سخن کتابخانه‌ای بزرگ و ارزشمند از اشعار و سخنان شاعران گرانقدر ادب فارسی است که به حضور دوستداران شعر و ادب تقدیم می‌داریم.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید