نافروختن

[فُ تَ] (مص منفی) نفروختن مقابل فروختن رجوع به فروختن شود || ناافروختن مقابل افروختن.


نافروختنی

[فُ تَ] (ص لیاقت) که ازدر فروش نیست که نشایدش فروخت که نتوانش فروخت مقابل فروختنی || که ازدر افروختن نیست ناافروختنی مقابل افروختنی رجوع به افروختنی شود.


نافروخته

[فُ تَ / تِ] (ن مف مرکب)نفروخته به فروش نارسیده فروخته ناشده || نیفروخته افروخته ناشده.


ناف روز

[فِ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب)میانهء روز (آنندراج) کنایه از ظهر است نیمروز.


نافره

[فِ رَ] (ع اِ) خویشان و نزدیکان مرد (منتهی الارب) خویشان و نزدیکان شخص (ناظم الاطباء): نافره الرجل؛ اسرته و فصیلته التی تغضب لغضبه (معجم متن اللغه) (اقرب الموارد).


نافرهختگی

[فَ هِ تَ / تِ] (حامص مرکب) حالت و چگونگی نافرهخته ادب ناگرفتگی گستاخی نافرهخته بودن رجوع به نافرهخته شود.


نافرهخته

[فَ هِ تَ / تِ] (ن مف مرکب)ادب ناگرفته غیرمتأدب ادب نادیده تعلیم نیافته ریاضت ندیده ناآموخته: ربض؛ شتر نافرهخته (السامی فی الاسامی ||) مردم بی ادب و زشت روی باشد (برهان) بی ادب (آنندراج) (انجمن آرا) زشت بدخو گستاخ (از ناظم الاطباء) زشتخو بی تربیت بدمنش : زشت و...


نافرهنجه

[فَ هَ جَ / جِ] (ص مرکب)زشت و بی ادب (رشیدی) رجوع به فرهنجه و فرهنجیدن شود.


نافریدن

[فَ دَ] (مص منفی) مخفف نیافریدن مقابل آفریدن : نافرید ایزد ز خوبان جهان چون تو کسی دلربا و دلفریب و دلنواز و دلستان منوچهری طبل را کی سود دارد ولوله چون به اول نافریدندش دوالانوری شیر بی دم و سر و اشکم که دید این چنین شیری خدا هم...


نافریدنی

[فَ دَ] (ص لیاقت) نیافریدنی ناآفریدنی مقابل آفریدنی رجوع به آفریدنی شود.


نافریده

[فَ دَ / دِ] (ن مف مرکب) نیافریده آفریده ناشده غیرمخلوق خلقت نشده ناموجود مقابل آفریده.


ناف زدن

[زَ دَ] (مص مرکب) ناف بریدن (برهان قاطع) قطع کردن ناف طفل نوزائیده (غیاث اللغات) بریدن ناف نوزاد بریدن روده ای که از ناف طفل هنگام تولد آویزان است : لیس من اهلک بگوش عالم اندر گفت عقل آن زمان کز روی فطرت ناف من زد مادرم خاقانی - زده...


ناف زمین

[فِ زَ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) ناف خاک شکم خاک || مرکز زمین : دهلیز سراست ناف فردوس چون ناف زمین میان کعبهخاقانی (|| اِخ) ناف ارض کنایه از کعبهء معظمه (برهان قاطع) مکهء معظمه، برای اینکه مسلمانان تمام روی زمین در نماز رو به آن می کنند پس در...


نافزوده

[فَ دَ / دِ] (ن مف مرکب) نیفزوده افزوده نشده مقابل فزوده رجوع به فزوده شود : وآنچه نابوده نافزوده بود نافزوده چگونه فرسایدناصرخسرو.


نافزه

[فِ زَ] (ع اِ) واحد نوافز است رجوع به نوافز شود: نوافزالدابه؛ پایهای ستور (منتهی الارب) قوائمها، واحدتها: نافزه (معجم متن اللغه) و معروف نواقز است [ به قاف ] (اقرب الموارد) (از معجم متن اللغه).


نافس

[فِ] (ع ص) بدچشم (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) عائن (معجم متن اللغه) (اقرب الموارد) صائب بالعین آنکه چشم می زند (از اقرب الموارد ||) پنجم از تیرهای قمار (منتهی الارب) پنجم تیر از تیرهای قمار (آنندراج) تیر پنجم از قمار (مهذب الاسماء): النافس من سهام المیسر؛ الخامس او الرابع...


ناف شب

[فِ شَ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) کنایه از نصف شب است (برهان قاطع) (انجمن آرا) نصف شب (ناظم الاطباء) دل شب : اگر ناف بهشت از شب تهی ماند آن نمی دانم مرا در ناف شب دانم بهشتی آشکارست این خاقانی.


نافشه

[فِ شَ] (ع ص) نفاش شترانی که شبانگاه بدون نگهبان چرا کنند (از معجم متن اللغه) (از اقرب الموارد) رجوع به نفش شود.


نافض

[فِ] (ع ص، اِ) تب لرزه (آنندراج) (مهذب الاسماء) (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) رعده الحمی (معجم متن اللغه) تب سرد (ذخیرهء خوارزمشاهی) تب لرزه، مذکر آید و یقال: اخذته حمی بنافض و حمی نافض بالاضافه و الوصف (منتهی الارب) (از معجم متن اللغه) (اقرب الموارد).


نافطه

[فِ طَ] (ع ص، اِ) کف نافطه؛ کف دست آبله کرده و شوخ بسته (منتهی الارب) نفیطه منفوطه دستی که بر اثر کار فروان قرحه و آبله برآورده باشد (از معجم متن اللغه ||) بز ماده، یا از اتباع است عافطه را، یقال: ما له عافطه و لانافطه (منتهی الارب)...



با مهر شما، راه هموارتر می‌شود

 

اگر قافیه‌ها بر دل‌ات نشسته‌اند و نغمۀ این ابزار، لبخند به لبت نشانده... بدان که این تلاش، بی‌هیچ چشم‌داشتی رقم خورده؛ اما نسیم حمایت تو، ادامۀ راه را برای ما هموارتر خواهد کرد.

حمایت از ما

بازی ادبی بِیتاس

دانلود بازی ادبی بیتاس

💫 بیتاس، جایی که شعر، بازی و احساس در کنار هم معنا پیدا می‌کنند.

مشاهده و دانلود

ربات تلگرامی قافیه‌یاب

ربات قافیه‌یاب هم‌صدا، ابزاری کاربردی، رایگان و سریع در زمینه ادبیات فارسی برای جستجوی قافیه در تلگرام.

مشاهده ربات

قافیه‌یاب برای اندروید

با خرید نسخه اندرویدی قافیه‌یاب از کافه‌بازار یا مایکت از این پروژه ادبی حمایت کنید.

خرید از بازار خرید از مایکت

نرم‌افزار فرهنگ عروضی

فرهنگ عروضی هم‌صدا برای اندروید

فرهنگ لغت جامع عروض و قافیه با قابلیت وزن یابی.

گنجور

گنجور مجموعه‌ای ارزشمند از سروده‌ها و سخن‌رانی‌های شاعران پارسی‌گوی است که به صورت رایگان در اختیار همگان قرار گرفته است. برای مشاهده وب‌سایت گنجور اینجا کلیک کنید.

دریای سخن

نرم‌افزار دریای سخن کتابخانه‌ای بزرگ و ارزشمند از اشعار و سخنان شاعران گرانقدر ادب فارسی است که به حضور دوستداران شعر و ادب تقدیم می‌داریم.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید