نافع
[فِ] (اِخ) ابن عتبه بن ابی وقاص بن زهره بن کلاب بن اخی سعد از اصحاب پیغمبر است و در روز فتح مکه اسلام آورد (از ( الاصابه ج 5 ص 226 ) (تاریخ گزیده ص 240.
نافع
[فِ] (اِخ) ابن عجیربن عبدیزیدبن عبدالمطلب بن عبدمناف القرشی، از اصحاب است رجوع به الاصابه ج 5 ص 226 شود.
نافع
[فِ] (اِخ) ابن علقمه، از صحابه است رجوع به الاصابه ج 5 ص 227 شود.
نافع
( [فِ] (اِخ) ابن علقمه بن صفوان الکنانی وی از طرف عبدالملک بن مروان امیر مکه بود (از الاصابه ج 5 ص 227.
نافع
[فِ] (اِخ) ابن عمر قرشی جمحی مکی از حافظان حدیث و به عهد خویش محدث مکه بود و در همانجا به سال 179 ه ق ( درگذشت (از الاعلام زرکلی ص 1094 از تذکره الحفاظ ج 1 ص 213.
نافع
[فِ] (اِخ) ابن غیلان بن سلمه الثقفی از اصحاب پیغمبر است و در واقعهء جندل کشته شد رجوع به الاصابه ج 5 ص 227 شود.
نافع
[فِ] (اِخ) ابن کیسان الثقفی، صحابی است رجوع به الاصابه ج 5 ص 227 شود.
نافع
[فِ] (اِخ) ابن مالک، تابعی است رجوع به ابوسهیل نافع بن مالک بن عامر در این لغت نامه شود.
نافع
[فِ] (اِخ) ابن مالک اصبحی رجوع به ابوسهیل نافع بن مالک اصبحی در این لغت نامه شود.
نافع
[فِ] (اِخ) ابن مسعودالغفاری، صحابی است رجوع به الاصابه ج 5 ص 228 شود.
نافع
[فِ] (اِخ) ابن هشام بن حکیم بن حزام از صحابهء پیغمبر و از راویان حدیث است به روایت حمدالله مستوفی وی در روز فتح مکه اسلام آورد رجوع به تاریخ گزیده ص 240 شود.
نافع
[فِ] (اِخ) ابن هلال بجلی از اشراف و شجعان عرب است وی به سال 61 ه ق در واقعهء کربلا ملازم رکاب امام حسین بن علی بود و با دشمنان آن حضرت جنگید و به دست شمربن ذی الجوشن کشته شد (از الاعلام زرکلی ص 1094 از تذکره الحفاظ...
نافع
[فِ] (اِخ) ابوالسائب، از موالی پیغمبر اسلام است رجوع به تاریخ حبیب السیر ج 1 ص 438 شود.
نافع
[فِ] (اِخ) ابوطیبه الحجام، از صحابه است رجوع به الاصابه ج 5 ص 229 شود.
نافع
[فِ] (اِخ) ابوعبدالله نافع وی مولای عبدالله بن عمر، اصلا دیلمی و از کبار تابعین و از ثقات محدثان است اهل حدیث در حق وی روایت شافعی از مالک و مالک از نافع و نافع از عبدالله بن عمر سلسله الذهبی است به برکت جلالت قدر هریک ازین » :...
نافع
[فِ] (اِخ) ابوهرمز، تابعی است رجوع به ابوهرمز نافع در این لغت نامه شود.
نافع
[فِ] (اِخ) سعیدبن محمد القرطبی، مکنی به ابوعثمان نحوی است، وی از ابوالحسن انطاکی علم نحو می آموخت (از روضات ( الجنات ص 314.
نافع
[فِ] (اِخ) مولی غیلان بن سلمه الثقفی، صحابی است وی غلام غیلان بود و از نزد مولایش فرار کرد و به خدمت رسول الله رسید و اسلام آورد و پس از آنکه غیلان نیز مسلمان شد پیغمبر اسلام نافع را به او مسترد گردانید رجوع به الاصابه ج 5 ص...
نافع آمدن
[فِ مَ دَ] (مص مرکب)سودمند آمدن مفید افتادن || مؤثر افتادن اثر بخشیدن اثر کردن فایده بخشیدن : از وعده و وعید سخن ( راند و به لطف و عنف اعذار و انذار مقدم داشت و هیچگونه نافع نیامد (ترجمهء تاریخ یمینی ص 157.
ناف عالم
[فِ لَ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب)مرکز عالم مرکز زمین (|| اِخ) به معنی ناف زمین است که کنایه از مکهء معظمه باشد (برهان قاطع) مکهء معظمه (غیاث اللغات) ناف ارض ناف زمین رجوع به ناف ارض شود : قدم بر سر ناف عالم نهاد بسی نافه کز ناف عالم گشاد...
