نافطه
[فِ طَ] (ع ص، اِ) کف نافطه؛ کف دست آبله کرده و شوخ بسته (منتهی الارب) نفیطه منفوطه دستی که بر اثر کار فروان قرحه و آبله برآورده باشد (از معجم متن اللغه ||) بز ماده، یا از اتباع است عافطه را، یقال: ما له عافطه و لانافطه (منتهی الارب) ماعزه (اقرب الموارد) (معجم متن اللغه) ما له عافطه و لانافطه؛ نیست او را چیزی (از منتهی الارب) (ناظم الاطباء ||) رغوه نافطه؛ ذات نفاخات (معجم متن اللغه) (اقرب الموارد ||) بز و گوسفند که دفعه دفعه کمیز اندازد (منتهی الارب) هر بز ماده و گوسپندی که دفعه به دفعه کمیز اندازد (ناظم الاطباء): عنز نافطه؛ ای تنفط ببولها، ای تدفعه دفعاً (اقرب الموارد).
درگاه به پرداخت ملت برای ووکامرس
اتصال فروشگاه شما به شبکه به پرداخت ملت برای پرداخت آنلاین سریع و مطمئن با تمامی کارتهای عضو شتاب
مشاهده جزئیات محصول
