ناغه نویس

[غَ / غِ نِ] (نف مرکب) ناظر در سرای (ناظم الاطباء) (از آنندراج) (برهان ذیل ناظر در سرای) رجوع به ناظر در سرای شود.


ناغیست

(اِ) نارمشک (دزی) به معنی نارمشک است که تخمی باشد سرخ رنگ معده و جگر سرخ را نافع بود (برهان قاطع) (آنندراج) تخمی سرخ رنگ که نارمشک نامند (ناظم الاطباء) ناغیشت (داود انطاکی) ناغیت فلفل السودان جسومی اغرومی نارمشک رجوع به نارمشک شود.


ناغیشت

(اِ) ناغیت (بحر الجواهر) ناغیست (برهان قاطع) رجوع به ناغیست و نارمشک شود.


ناف

(اِ) اوستا: نافه( 1)، سانسکریت: نابهی( 2)، نزدیک: نبها( 3) (نان، خانواده)، پهلوی: ناف( 4)، افغانی: نو، نوم( 5)، استی: نَفّا( 6)، بلوچی: ،( ناپگ( 7)، نافگ( 8)، نافَغ( 9)، کردی: ناو( 10 ) (ناف، درون)، ناو( 11 ) (کَفَل) نیز در اوستا: نَبا( 12 ) (ناف)، نَپات( 13 )،...


ناف آسمان

[فِ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) کنایه از قطب فلک (آنندراج) وسط السماء وسط آسمان میان آسمان : سپهر گفت بهل مدح روزگار بگو که آفتاب سوی ناف آسمان آمد عرفی (از آنندراج).


ناف ارض

[فِ اَ] (اِخ) کنایه از مکهء معظمه است (برهان قاطع) (آنندراج) (از رشیدی) ناف زمین ناف خاک ناف عالم مکهء معظمه و خاک کعبه (ناظم الاطباء) ناف زمین ناف خاک ناف عالم قدما بر آن بودند که مکه در مرکز زمین واقع است (حاشیهء برهان قاطع چ معین) طبق روایات...


ناف افتادن

[اُ دَ] (مص مرکب) ناف گسیختن عبارت از بیجا [ جابجا ] شدن عضلات ناف است به سبب برداشتن بار سنگین یا زور کردن زیاده از مقدور یا خوف عظیم خوردن که رنگ را زرد کند و اطلاق آن بر آدم و غیر آدم هم آید چون بار بسیار بر...


ناف افکندن

[اَ کَ دَ] (مص مرکب) کنایه از درمانده شدن (فرهنگ نظام) (از آنندراج) : نافهء مشک نباشد به بیابان ختن ناف افکنده به همراهیش آهوی ختا محمد سعید اشرف (از فرهنگ نظام) (از بهار عجم).


ناف بر خوشی زدن

[بَ خوَ / خُ زَ دَ](مص مرکب) آن است که اگر ماماچه در وقت بریدن ناف طفل نوزائیده خوشحال باشد و به خوشحالی ببرد آن و همچنین اگر در ساعت نیک بریده باشند « ناف او را به خوشی زده اند » طفل پیوسته خوشوقت بوده به خوشحالی بگذراند، گویند...


ناف بر خوشی گرفتن

[بَ خوَ / خُ گِ رِ تَ] (مص مرکب) رجوع به ناف بر خوشی زدن شود.


ناف بر زمین گذاشتن

[بَ زَ گُ تَ](مص مرکب) و ناف بر زمین نهادن سنگین شدن بار حیوان به طوری که شکمش را بر زمین گذارد (فرهنگ نظام) : می گذارد ناف از خورشید تابان بر زمین گر فلک بردارد این باری که بر دوش من است صائب (از آنندراج ||) مجازاً، عاجز شدن...


ناف بر غم زدن

[بَ غَ زَ دَ] (مص مرکب) آن است که ماماچه اگر به وقت بریدن ناف طفل غمگین و بی دماغ باشد آن کودک همیشه غمگین و یا در ساعت بد بریده باشند (برهان قاطع) (آنندراج) مقابل ناف بر خوشی زدن « ناف او را به غم زده اند » خواهد...


ناف بریدن

[بُ دَ] (مص مرکب) بریدن رودگانی که از خارج به ناف جنین بسته است : نوزتان مادر شش روز نباشد که بزاد نوزتان ناف نبریده و از زه نگشاد منوچهری با دایهء عفو و سخطت خوی گرفتند چون ناف بریدند شفا را و الم راانوری چو نافش بریدند و روزی...


ناف بند

[بَ] (اِ مرکب) بند ناف نوزاد که برند (یادداشت مؤلف).


ناف به خوشی زدن

[بِ خوَ / خُ زَ دَ](مص مرکب) ناف بر خوشی زدن ناف بر خوشی گرفتن رجوع به ناف بر خوشی زدن شود.


ناف پری

[فِ پَ] (اِ مرکب) ناف پریان قسمی شیرینی چون قرصی کوچک که شکل ناف دارد (یادداشت مؤلف ||) قسمی گره برای زینت (یادداشت مؤلف).


ناف پیچ

(اِ مرکب) درد پیچش (غیاث اللغات) ناف پیچیدن دردی که در ناحیهء ناف پدید آید و شخص را متألم سازد : پر از هند دوات آید برون طاوس کلک من خورد صد ناف پیچ رشک کبک از طرز منقارش صائب (از آنندراج).


ناف پیچیدن

[دَ] (مص مرکب) ناف پیچ پیچشی که در ناف به هم رسد (آنندراج ||) ناف افتادن (فرهنگ نظام) رجوع به ناف افتادن شود.


نافتادن

[فُ دَ] (مص منفی) مقابل افتادن.


نافتادنی

[فُ دَ] (ص لیاقت) که افتادنی نیست نیفتادنی || واقع ناشدنی رخ ندادنی.



با مهر شما، راه هموارتر می‌شود

 

اگر قافیه‌ها بر دل‌ات نشسته‌اند و نغمۀ این ابزار، لبخند به لبت نشانده... بدان که این تلاش، بی‌هیچ چشم‌داشتی رقم خورده؛ اما نسیم حمایت تو، ادامۀ راه را برای ما هموارتر خواهد کرد.

حمایت از ما

بازی ادبی بِیتاس

دانلود بازی ادبی بیتاس

💫 بیتاس، جایی که شعر، بازی و احساس در کنار هم معنا پیدا می‌کنند.

مشاهده و دانلود

ربات تلگرامی قافیه‌یاب

ربات قافیه‌یاب هم‌صدا، ابزاری کاربردی، رایگان و سریع در زمینه ادبیات فارسی برای جستجوی قافیه در تلگرام.

مشاهده ربات

قافیه‌یاب برای اندروید

با خرید نسخه اندرویدی قافیه‌یاب از کافه‌بازار یا مایکت از این پروژه ادبی حمایت کنید.

خرید از بازار خرید از مایکت

نرم‌افزار فرهنگ عروضی

فرهنگ عروضی هم‌صدا برای اندروید

فرهنگ لغت جامع عروض و قافیه با قابلیت وزن یابی.

گنجور

گنجور مجموعه‌ای ارزشمند از سروده‌ها و سخن‌رانی‌های شاعران پارسی‌گوی است که به صورت رایگان در اختیار همگان قرار گرفته است. برای مشاهده وب‌سایت گنجور اینجا کلیک کنید.

دریای سخن

نرم‌افزار دریای سخن کتابخانه‌ای بزرگ و ارزشمند از اشعار و سخنان شاعران گرانقدر ادب فارسی است که به حضور دوستداران شعر و ادب تقدیم می‌داریم.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید